English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
terrain evaluation ارزیابی وضع زمین
Search result with all words
re axtent تجدید نظر در ارزیابی یامساحی زمین و خانه در اثراعتراض یکی از طرفین
terrain appreciation ارزیابی و بررسی وضع زمین منطقه از نظر نظامی
Other Matches
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
valuations ارزیابی
valuation ارزیابی
appraisal ارزیابی
evaluations ارزیابی
appraisals ارزیابی
evaluation ارزیابی
appraisement ارزیابی
indiction ارزیابی
it was valued at rials 000 ارزیابی شد
assessments ارزیابی
assessment ارزیابی
estimating ارزیابی
estimates ارزیابی
attack assessment ارزیابی تک
estimated ارزیابی
estimate ارزیابی
cost accounting ارزیابی
evalution ارزیابی
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
assesses ارزیابی کردن
economic appraisal ارزیابی اقتصادی
evaluation score نمره ارزیابی
evaluate ارزیابی کردن
valuation of stock ارزیابی موجودی
formative evaluation ارزیابی تکوینی
validation تصدیق ارزیابی
holistic evalution ارزیابی کلی
job evaluation ارزیابی شغل
supplier evaluation ارزیابی فروشنده
cost accountant متخصص ارزیابی
unverified <adj.> ارزیابی نشده
corporate appraisal ارزیابی شرکت
assessed ارزیابی کردن
assess ارزیابی کردن
unaudited <adj.> ارزیابی نشده
unchecked <adj.> ارزیابی نشده
unevaluated <adj.> ارزیابی نشده
unexamined <adj.> ارزیابی نشده
job costing ارزیابی هزینه ها
uninspected <adj.> ارزیابی نشده
untested <adj.> ارزیابی نشده
revaluation ارزیابی مجدد
explore ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
summative evaluation ارزیابی تلخیصی
stock valuation ارزیابی موجودی
personality assessment ارزیابی شخصیت
project evaluation ارزیابی طرح
inspect ارزیابی کردن
investigate ارزیابی کردن
look into ارزیابی کردن
scrutinize ارزیابی کردن
examine ارزیابی کردن
enquire into ارزیابی کردن
determine ارزیابی کردن
analyse [British] ارزیابی کردن
analyze [American] ارزیابی کردن
assay ارزیابی کردن
dissect [analyse] ارزیابی کردن
study ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
bolt [examine] ارزیابی کردن
check ارزیابی کردن
ratable قابل ارزیابی
rates ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
reappraisal ارزیابی تازه
estimating ارزیابی تخمین
reappraisals ارزیابی تازه
estimates ارزیابی تخمین
attack assessment ارزیابی نتایج تک
estimated ارزیابی تخمین
estimate ارزیابی تخمین
surveyed ارزیابی کردن
surveys ارزیابی کردن
valued ارزیابی شده
rate ارزیابی کردن
rated ارزیابی شده
appraised ارزیابی کردن
appraises ارزیابی کردن
appraising ارزیابی کردن
make an evaluation ارزیابی کردن
evaluating ارزیابی کردن
evaluates ارزیابی کردن
assessing ارزیابی کردن
appraise ارزیابی کردن
evaluated ارزیابی کردن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
evaluations ارزیابی اخبار رسیده
assess جریمه کردن ارزیابی
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
assessed جریمه کردن ارزیابی
aims ارزیابی کردن شمردن
appraisals تقویم ارزیابی کردن
appreciable قابل ارزیابی محسوس
appreciably قابل ارزیابی محسوس
assesses جریمه کردن ارزیابی
assessing جریمه کردن ارزیابی
appraisal تقویم ارزیابی کردن
aimed ارزیابی کردن شمردن
scout ارزیابی حریف اینده
assessable قابل ارزیابی یا تقویم
revalue دوباره ارزیابی کردن
taxation of costs ارزیابی هزینههای دعوی
revalued دوباره ارزیابی کردن
inappreciable غیر قابل ارزیابی
revalues دوباره ارزیابی کردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
loss assessment ارزیابی میزان خسارت
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
scouted ارزیابی حریف اینده
evaluation ارزیابی اخبار رسیده
scouts ارزیابی حریف اینده
aim ارزیابی کردن شمردن
appraisement تقویم و ارزیابی مال
marketing audit ارزیابی سیاستهای فروش
reappraises دوباره ارزیابی کردن
rates سرعت ارزیابی کردن
rate سرعت ارزیابی کردن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
estimated تخمین زدن ارزیابی کردن
control and assessment team تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
evaluation ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluations ارزیابی کردن تقویم اخبار
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
program evaluation review technique (per روش ارزیابی و بررسی برنامه
estimates تخمین زدن ارزیابی کردن
estimate تخمین زدن ارزیابی کردن
estimating تخمین زدن ارزیابی کردن
assessment تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
assessments تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
army training and evaluation program برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
downy's will temperament test ازمون داونی برای ارزیابی اراده و خلق
trajectory scorer وسیله ارزیابی دقت و صحت مسیر سهمی گلوله
triage سیستم ارزیابی خدمات پزشکی و نیازهای درمانی پرسنل
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
post implementation review ارزیابی یک سیستم پس از این که برای چندین ماه مورداستفاده قرار گرفته است
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
valuate ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com