English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
English Persian
evaluation ارزیابی کردن تقویم اخبار
evaluations ارزیابی کردن تقویم اخبار
Other Matches
appraisal تقویم ارزیابی کردن
appraisals تقویم ارزیابی کردن
information processing تقویم اخبار
syntheses استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
synthesis استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
evaluation ارزیابی اخبار رسیده
evaluations ارزیابی اخبار رسیده
assessable قابل ارزیابی یا تقویم
appraisement تقویم و ارزیابی مال
assessment تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
assessments تقویم ارزیابی به منظور تعیین مالیات
cross tell پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
gregorian calendar تقویم یا گاهنامه گریگوری تقویم مسیحی
almanac تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacks تقویم سالیانه تقویم نجومی
almanacs تقویم سالیانه تقویم نجومی
to break news فاش کردن اخبار
monitoring رله کردن اخبار و پیامها
ring احاطه کردن زنگ اخبار
disseminating توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminates توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminate توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
disseminated توزیع اخبار فرستادن پخش کردن
evaluates تقویم کردن
apprising تقویم کردن
value تقویم کردن
evaluating تقویم کردن
values تقویم کردن
assessing تقویم کردن
apprises تقویم کردن
evaluated تقویم کردن
assess تقویم کردن
assessed تقویم کردن
evaluate تقویم کردن
valuing تقویم کردن
assesses تقویم کردن
apprise تقویم کردن
misvalue اشتباها تقویم کردن
misestimate بناحق تقویم کردن
appraises تقویم کردن تخمین زدن
appraise تقویم کردن تخمین زدن
appraised تقویم کردن تخمین زدن
appraising تقویم کردن تخمین زدن
collection activity عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
appraising تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
assesses ارزیابی کردن
rates ارزیابی کردن
rate ارزیابی کردن
assessing ارزیابی کردن
assessed ارزیابی کردن
surveyed ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
assess ارزیابی کردن
examine ارزیابی کردن
explore ارزیابی کردن
inspect ارزیابی کردن
investigate ارزیابی کردن
look into ارزیابی کردن
scrutinize ارزیابی کردن
survey ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
evaluated ارزیابی کردن
enquire into ارزیابی کردن
determine ارزیابی کردن
check ارزیابی کردن
make an evaluation ارزیابی کردن
analyse [British] ارزیابی کردن
analyze [American] ارزیابی کردن
assay ارزیابی کردن
evaluating ارزیابی کردن
dissect [analyse] ارزیابی کردن
study ارزیابی کردن
evaluate ارزیابی کردن
bolt [examine] ارزیابی کردن
evaluates ارزیابی کردن
appraises ارزیابی کردن
surveys ارزیابی کردن
appraise ارزیابی کردن
appraising ارزیابی کردن
appraised ارزیابی کردن
evaluate تقویم کردن قیمت کردن
evaluating تقویم کردن قیمت کردن
processes تقویم کردن تولید کردن
process تقویم کردن تولید کردن
evaluated تقویم کردن قیمت کردن
evaluates تقویم کردن قیمت کردن
aims ارزیابی کردن شمردن
assess جریمه کردن ارزیابی
aimed ارزیابی کردن شمردن
aim ارزیابی کردن شمردن
reappraising دوباره ارزیابی کردن
assessed جریمه کردن ارزیابی
reappraises دوباره ارزیابی کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
assesses جریمه کردن ارزیابی
revalue دوباره ارزیابی کردن
rates سرعت ارزیابی کردن
revaluing دوباره ارزیابی کردن
rate سرعت ارزیابی کردن
revalues دوباره ارزیابی کردن
revalued دوباره ارزیابی کردن
assessing جریمه کردن ارزیابی
valuate ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
estimating تخمین زدن ارزیابی کردن
estimates تخمین زدن ارزیابی کردن
estimate تخمین زدن ارزیابی کردن
estimated تخمین زدن ارزیابی کردن
interpretation تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretations تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
rate مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
rates مشمول مالیات کردن ارزیابی کردن
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
overrating بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
traditions اخبار
newsreader اخبار
communication اخبار
assertion اخبار
news اخبار
information اخبار
broadcasts پخش اخبار
annals اخبار سال
ruise اخبار دروغ
electric bell زنگ اخبار
shocker اخبار موحش
shockers اخبار موحش
buzzers زنگ اخبار
broadcast پخش اخبار
life blood جنبش بی اخبار
buzzer زنگ اخبار
pony پرداختن خلاصه اخبار
collection جمع اوری اخبار
bell ringing transformer مبدل زنگ اخبار
action information center مرکز اخبار تاکتیکی
newsmen خبرنگار گوینده اخبار
newsman خبرنگار گوینده اخبار
forebedement اخبار قبلی پیشگویی
ponies پرداختن خلاصه اخبار
poney پرداختن خلاصه اخبار
collections جمع اوری اخبار
sound bow کاسه زنگ اخبار
locals داخلی اخبار محلی
push botton دکمه زنگ اخبار
local داخلی اخبار محلی
bell wire سیم زنگ اخبار
essential elements of information عناصر اصلی اخبار
bell transformer ترانسفورماتور زنگ اخبار
newsy دارای اخبار زیاد
civil damage assessment ارزیابی خسارات غیرنظامی ارزیابی کل خسارات وارده به موسسات غیرنظامی
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
newsreel فیلم اخبار جاری روز
newsreels فیلم اخبار جاری روز
What is the latest news? آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
collection agency عامل جمع اوری اخبار
collection plan طرح جمع اوری اخبار
magneto bell زنگ اخبار جریان متناوب
collective جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
valuation تقویم
appraisals تقویم
desktop تقویم
calender تقویم
calendar تقویم
evaluations تقویم
calendars تقویم
rating تقویم
appraisal تقویم
valuations تقویم
ratings تقویم
evaluation تقویم
ephemeris تقویم نجومی
calendar تقویم ورزشی
calendars تقویم ورزشی
assessment تقویم براورد
ephermeris تقویم نجومی
julain date تقویم ژولین
estimates تخمین تقویم
assessments تقویم براورد
estimating تخمین تقویم
estimate تخمین تقویم
estimated تخمین تقویم
air almanac تقویم هوانوردی
appraisable قابل تقویم
address calendar تقویم نجومی
almanach تقویم نجومی
appraiser تقویم کننده
estimations پیش بینی تقویم
clock calendar board تخته ساعت / تقویم
estimation پیش بینی تقویم
anno hegirae مطابق تقویم هجری
kalendar تقویم گاه نما
September نهمین ماه تقویم مسیحی
the house was highly rated خانه رازیاد تقویم کردند
ratable مشمول مالیات قابل تقویم
ratable قابل تقویم مشمول مالیات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com