Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
English
Persian
foreign exchange
ارز خارجی
foreign currency
ارز خارجی
Search result with all words
source
ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
induce
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induced
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induces
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
inducing
خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
direct objects
چیز ماده خارجی
indirect objects
چیز ماده خارجی
object
چیز ماده خارجی
objected
چیز ماده خارجی
objecting
چیز ماده خارجی
objects
چیز ماده خارجی
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
face
نمای خارجی
faces
نمای خارجی
highway
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highways
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
bus
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bus
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bused
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bused
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
buses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
buses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussed
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
busses
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
busses
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
باسی که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و رسانه خارجی منتقل میکند
bussing
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه یا رسانه خارجی منتقل میکند
halt
معمولا با روشهای خارجی
halted
معمولا با روشهای خارجی
halts
معمولا با روشهای خارجی
graphics
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
stable
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
stables
وضعیت حافظه وقتی هیچ سیگنال خارجی اعمال نشود
alien
خارجی
aliens
خارجی
externalised
خارجی کردن
externalised
واقعیت خارجی قائل شدن
externalises
خارجی کردن
externalises
واقعیت خارجی قائل شدن
externalising
خارجی کردن
externalising
واقعیت خارجی قائل شدن
externalize
خارجی کردن
externalize
واقعیت خارجی قائل شدن
externalized
خارجی کردن
externalized
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizes
خارجی کردن
externalizes
واقعیت خارجی قائل شدن
externalizing
خارجی کردن
externalizing
واقعیت خارجی قائل شدن
tips
باکهای خارجی سوخت باکهای بیرونی سوخت
outsider
خارجی
outsiders
خارجی
passive
دستخوش عامل خارجی
passives
دستخوش عامل خارجی
objective
دارای وجود خارجی
objectives
دارای وجود خارجی
peripheral
خارجی
peripheral
قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
outside
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outside
خارجی
outsides
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outsides
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
خارجی
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
capitulation
تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
embassies
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
embassy
سفارت کبری نماینده ویژهای که نزد دولت خارجی فرستاده شود
shield
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shields
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
extra
خارجی
extra-
خارجی
extras
خارجی
dross
کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
information
نمایش اطلاعات روی وسله خارجی
strange
خارجی غریبه
strangest
خارجی غریبه
facade
نمای خارجی
facades
نمای خارجی
fanades
نمای خارجی
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
deport
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deports
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
external
خارجی
externals
خارجی
extraneous
خارجی
incarnation
صورت خارجی
incarnations
صورت خارجی
objectively
بطور واقعی یا خارجی
pragmatism
مصلحت گرایی روش فکری منسوب به ویلیام جیمز امریکایی که درمقابل تعریفی که فلسفه مابعدالطبیعه از حقیقت میکند به این شرح " مطابقت ذهن با واقعیت خارجی "تعریف جدیدی وضع نموده است به این شکل " ان چه درعمل مفید افتد حقیقت است "
load
بار خارجی
loads
بار خارجی
Other Matches
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
exosphere
خارجی
exogenous
خارجی
international line
خط خارجی
exoteric
خارجی
outboard
خارجی
extern
خارجی
gringo
خارجی
outward
خارجی
foreign
خارجی
exterior
خارجی
exteriors
خارجی
gringos
خارجی
exotic
خارجی
oversea
خارجی
outer
خارجی
abextra
خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external pressure
فشار خارجی
external reference
مرجع خارجی
external security
امنیت خارجی
external sort
جورکردن خارجی
external thread
دنده خارجی
external storage
حافظه خارجی
external store
انباره خارجی
external symbol
علامت خارجی
external storage
انباره خارجی
external operation
عملیات خارجی
exterior varnish
لاک خارجی
exterior varnish
جلای خارجی
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
outer fix
رمپ خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
ectoparasite
انگل خارجی
concrete object
عین خارجی
apothesis
منحنی خارجی
angle of emergence
زاویه خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
actine
قسمت خارجی
acrotic
بیرونی خارجی
impurity
اتم خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
arris
زاویه خارجی
external menory
حافظه خارجی
external memory
حافظه خارجی
external load
بار خارجی
external label
برچسب خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
external force
نیروی خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external benefits
فواید خارجی
external delay
تاخیر خارجی
external cost
هزینه خارجی
external control
کنترل خارجی
external command
فرمان خارجی
external combustion
احتراق خارجی
external circuit
مدار خارجی
landfalls
بویه خارجی
external transaction
معاملات خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
superior conjunction
مقارنه خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
spillover benefits
منافع خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
outwork
سنگر خارجی
outward opening
دهانه خارجی
outside view
منظره خارجی
outside view
نمای خارجی
outside power
جریان خارجی
outside diameter
قطر خارجی
facade
نمای خارجی
apophyge
منحنی خارجی
apophysis
منحنی خارجی
outside cause
علت خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
foreign loan
وام خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
foreign bill
برات خارجی
foreign aid
کمک خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
externalization
خارجی کردن
externalities
اثرات خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
foreign particle
جسم خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
outness
کیفیت خارجی
outer wall
دیوار خارجی
outer planets
سیارات خارجی
outer connection
اتصال خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
load curve
خم بار خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
immission
انتشار خارجی
imbody
صورت خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
external variable
متغیر خارجی
landfall
بویه خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign national
تبعه خارجی
guests
انگل خارجی
guest
انگل خارجی
slough
پوسته خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
external economies
صرفه جوئیهای خارجی
importing
بازیگر خارجی تیم
outside influence
نفوذ بیرونی یا خارجی
outboard
سمت خارجی کشتی
non reactive load
بار خارجی ناخودالقا
non inductive load
بار خارجی ناخودالقا
nominal load
بار خارجی اسمی
imported
بازیگر خارجی تیم
external magnetic circuit
مدار مغناطیسی خارجی
incarnate
صورت خارجی دادن
outward application
استعمال برونی یا خارجی
import
بازیگر خارجی تیم
exteriorization
صورت خارجی دادن به
external gear
تاج دندانه خارجی
outfield
قسمت خارجی میدان
negative externalities
پی امدهای نامطلوب خارجی
external sort
جور کردن خارجی
exteroceptive
وابسته به محرک خارجی
inductive load
بار خارجی القایی
extrinsic
دارای مبداء خارجی
fellyfelloe
طوقه خارجی چرخ
full load
بار خارجی اسمی
foreign aid program
برنامه کمک خارجی
foreign bill
حواله ارز خارجی
foreign policy
خط مشی عمل خارجی
foreign judgment
رای دادگاه خارجی
foreign investment
سرمایه گذاری خارجی
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
externalsorting
جور کردن خارجی
external sort
مرتب سازی خارجی
load test
ازمایش با بار خارجی
load factor
ضریب بار خارجی
external storage
ثبات خارجی کامپیوتر
foreign currency
پول کشور خارجی
load current
جریان بار خارجی
load control
تنظیم با بار خارجی
foreign judgment
حکم دادگاه خارجی
adscititious
مشتق از عامل خارجی
connected load
بار خارجی متصل
unbalanced load
بار خارجی نامتوازن
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
ectoclast
بخش خارجی یاخته
chorion
مشیمه خارجی جنین
balance of foreign trade
تراز تجارت خارجی
balanced load
بار خارجی متعادل
visitors from abroad
بازدید کنندگان خارجی
alveary
سوراخ خارجی گوش
adscititious
دارای منبع خارجی
ectoclast
پوسته خارجی سلول
unadulterated
بدون مواد خارجی
spillover costs
عوارض منفی خارجی
exocrine
غدهء مترشحهء خارجی
vector product
ضرب خارجی
[ریاضی]
accredited officer
افسر خبرنگار خارجی
directed area product
ضرب خارجی
[ریاضی]
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
exoskeleton
استخوان بندی خارجی
pericardium
غشاء خارجی قلب
pecuniary externalities
پی امدهای خارجی پولی
peak power
بار خارجی بیشینه
peak load
بار خارجی بیشینه
cross product
ضرب خارجی
[ریاضی]
spillover benefits
صرفه جوئیهای خارجی
slick ear
حیوان فاقدگوش خارجی
foreign exchange
پول کشور خارجی
reactive load
بار خارجی القایی
foreign trade multiplier
ضریب فزاینده بازرگانی خارجی
heterolysis
فسادوزوال در اثر عامل خارجی
outer fix
محوطه توقف خارجی هواپیما
sling load
بار خارجی هلی کوپتر
rationing of foreign exchange
جیره بندی ارز خارجی
plasmalemma
پروتوپلاسم منطقه خارجی یاخته
plasma membrane
غشاء خارجی سفیده یاخته
stem turn
چرخش خارجی اسکی باز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com