English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
Other Matches
officially از طریق اداری
administrative lead time زمان اداری دریافت اماد
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
distributions عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
distribution عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
inland waterway consignment note صورت ارسال بار از طریق ابراه داخلی
pulse dialling شماره گیری تلفن از طریق ارسال پالسهایی روی خط
Eudora برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
cattage key people افرادی که در خانه کار می کنند و کار را از طریق سیستمهای مخابراتی فلاپی دیسک یاسایر وسایل به شرکت ارسال می دارند
dma CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
bureaucreacy رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
administrative wheeled vehicle fleet کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
bureaucracy تاسیسات اداری حکومت اداری
bureaucrasy حکومت اداری تاسیسات اداری
bureaucracies تاسیسات اداری حکومت اداری
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
coordinated procurement عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
workdays ایام کار اداری ساعات کار اداری
workday ایام کار اداری ساعات کار اداری
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
xmodem پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
message روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relay ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relays ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
messages روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relayed ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
jitter خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
overflow وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflows وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
XON/XOFF پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
scrolls حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scroll حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
corrects روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
limited distance modem وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backwards تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
upload 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destinations محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destination محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
water supply اماد اب
water supplies اماد اب
bulk material اماد یک جا
executory اداری
departmental اداری
bureaucrat اداری
bureaucrats اداری
official اداری
formal اداری
administrative اداری
administerial اداری
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
via از طریق
how از چه طریق
in what way <adv.> به چه طریق
to what extent <adv.> به چه طریق
vi'a prep از طریق
tao طریق
way طریق
how far <adv.> به چه طریق
bulk material اماد حجیم
mission load اماد عملیاتی
stockage ذخیره اماد
procurement تامین اماد
shop supply اماد تعمیرگاهی
requisition line خط درخواست اماد
care of supplies مراقبت اماد
care of supplies نگهداری اماد
condition code کدوضعیت اماد
commodity command فرماندهی اماد
class v supplies اماد طبقه 5
resupply اماد مجدد
bulk supply اماد عمده
critical item اماد حساس
bulk supply اماد با کانتینر
reserve stock اماد ذخیره
category اقلام اماد
class i supplies اماد طبقه 1
one day's supply یک روز اماد
class ii supplies اماد طبقه 2
class iv supplies اماد طبقه 4
consigned inventory اماد امانی
short supply اماد کم یاب
train بنه اماد
air material اماد هوایی
unit supply اماد یکانی
trained بنه اماد
trains بنه اماد
supply point نقطه اماد
supply control کنترل اماد
follow up supply اماد متعاقب
follow up supply اماد بعدی
depot supply اماد امادگاهی
depot supply اماد دپویی
development order دستوربهبود اماد
armed جنگ اماد
air landed supply اماد هوانشستی
general supplies اماد عمومی
gratuitous issue اماد پیشکشی
essential supply اماد ضروری
level of supply سطح اماد
intransit stock اماد سیال
categories انواع اماد
stocked اماد ذخیره
supply route اماد راه
materiel management مدیریت اماد
stock اماد ذخیره
supply support پشتیبانی اماد
follow up اماد بعدی
supply sergeant گروهبان اماد
essential supply اماد حیاتی
supply route مسیر اماد
assault supplies اماد هجومی
management expenses مخارج اداری
prefecture حوزه اداری
red tape فرمالیته اداری
circular letter بخشنامه اداری
circular letter نامه اداری
service element عنصر اداری
office building ساختمان اداری
office computer کامپیوتر اداری
office hours ساعات اداری
office work کار اداری
official communications مکاتبات اداری
bureaus هیئت اداری
overhead gharges هزینه اداری
prefectoral وابسته به اداری
bureau هیئت اداری
prefectorial وابسته به اداری
departmental intelligence اطلاعات اداری
departmentally ازلحاظ اداری
officialism سیستم اداری
malfeasance خطای اداری
administrative channels طرق اداری
administrative net شبکه اداری
administrative tribunal دادگاه اداری
administrative law قوانین اداری
administrative flight هواپیمای اداری
administratively بطور اداری
administrative command یکان اداری
administrative command فرماندهی اداری
administrative escort ناو اداری
administrative flight پرواز اداری
administrative law حقوق اداری
administrative services قسمتهای اداری
administrative march راهپیمایی اداری
administrative services خدمات اداری
administrative publications نشریات اداری
administrative order دستور اداری
administrative movement حرکت اداری
administrative channels مجاری اداری
bureaucreat گماشته اداری
bureaucrats مامور اداری
a white collar job کار اداری
bureaucrat مامور اداری
office chair مبل اداری
paperwork تشریفات اداری
administrative capacity فرفیت اداری
office chair صندلی اداری
unofficial غیر اداری
officialdom سیستم اداری
administration building ساختمان اداری
administrative budget بودجه اداری
business hours ساعت اداری
administration building قسمت اداری
administrative approval موافقتنامه اداری
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
hereditarily به طریق ارث
just as well <adv.> به همان طریق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com