English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 260 (15 milliseconds)
English Persian
parallel transmission ارسال موازی
Search result with all words
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
enhance استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhancing استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
universal مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است
serial مدار مبدل داده موازی در کامپیوتر به سری . که امکان ارسال و دریافت داده سری از قطعه دیگر را می دهند
serial وسیلهای که داده سری می پذیرد و داده موازی ارسال میکند
serial کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
serial اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials مدار مبدل داده موازی در کامپیوتر به سری . که امکان ارسال و دریافت داده سری از قطعه دیگر را می دهند
serials وسیلهای که داده سری می پذیرد و داده موازی ارسال میکند
serials کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
serials اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
carried محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carries محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carry محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
carrying محل ذخیره سازی وام های ایجاد شده در جمعهای موازی به جای ارسال مستقیم
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
paralleled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
paralleling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallelled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallelling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallels وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallels خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallels بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallels وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallels مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
interface مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interface مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
interfaces مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interfaces مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد.
port مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
epp استانداردی که نحوه ارسال داده با سرعت بال روی اتصال پورت موازی را نشان میدهد
partial carry فضای ذخیره سازی موقت تمام ارقام نقلی جمع کننده موازی بجای ارسال مستقیم
uart از ترمینال به حالت موازی استفاده میکند و سپس آنرا روی شبکه ارسال میکند
Other Matches
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
shunt موازی موازی فرعی
shunts موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
xmodem پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
relayed ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relay ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
messages روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relays ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
message روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
overflow وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
jitter خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
overflows وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
XON/XOFF پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
scroll حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scrolls حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
correcting روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
limited distance modem وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backwards تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
upload 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
destinations محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destination محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
dispatches ارسال کردن ارسال
despatches ارسال کردن ارسال
despatching ارسال کردن ارسال
dispatch ارسال کردن ارسال
dispatched ارسال کردن ارسال
despatched ارسال کردن ارسال
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
tdm روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
shunts موازی
shunted موازی
shunt موازی
parallel موازی
paralleling موازی
paralleled موازی
parallelled موازی
parallels موازی
parallelling موازی
parallel ruler خط کش موازی
two parallel lines دو خط موازی
coaxial موازی
machinist vise گیره موازی
parallel printing چاپ موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel processor پردازنده موازی
parallel run اجرای موازی
parallel sheaf مروحه موازی
parallel storage انباره موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel system شبکه موازی
parallel transmission مخابره موازی
parallel port درگاه موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel connection اتصال موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel column ستونهای موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel circuit مدار موازی
parallel cells یاختههای موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallel feed خورد موازی
parallel access دستیابی موازی
parallelling برابر خط موازی
parallel interface رابط موازی
parallelled برابر خط موازی
parallel operation عمل موازی
parallel reading خواندن موازی
parallel operation عملکرد موازی
paralleling برابر خط موازی
parallels برابر خط موازی
paralleled برابر خط موازی
shunt مقاومت موازی
axially parallel موازی محوری
antiparalle موازی ناهمسو
shunted مقاومت موازی
shunts مقاومت موازی
doube bead گچ بری موازی
along موازی با طول
parallel برابر خط موازی
shunt element عنصر موازی
shunt capacitor خازن موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
parallel transmission انتقال موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
centronics interface رابط موازی
collimator موازی ساز
running in parallel پردازش موازی
paralleling موازی کردن اسکیها
paralleled موازی کردن اسکیها
series parallel connection اتصال سری- موازی
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
to flatten out بازمین موازی شدن
parallel موازی کردن اسکیها
to draw parallels خطهای موازی کشیدن
parallelled موازی کردن اسکیها
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
parallel search storage انباره جستجوی موازی
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
parallel input output ورودی و خروجی موازی
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
to flatten out موازی زمین پروازکردن
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
parallel clamp گیره پیچی موازی
swings پیچیدن موازی اسکیها
jet turn چرخش موازی اسکی ها
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
ideal paralleling مدار موازی ایده ال
branch extension اتصال موازی فرعی
gules خطوط موازی عمودی
clamp base vise گیره با فکهای موازی
parallels موازی کردن اسکیها
collimate موازی قرار دادن
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
swing پیچیدن موازی اسکیها
flash معدن موازی سریع A/D.
one point perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel access با دست یابی موازی
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
flashes معدن موازی سریع A/D.
parallel adder جمع کننده موازی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
flashed معدن موازی سریع A/D.
parallelling موازی کردن اسکیها
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
railings تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
narani seogi ایستادن موازی پاها همعرض شانه
bicylindrical دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
petri nets مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
multidimensional تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
magnetic shunt اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
strainght running فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
rejector اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
railing تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
parallel داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
gauge railway فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com