Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
four freedoms
ازادی در نطق و بیان عقیده
Other Matches
freedom of belief
ازادی عقیده
liberty of conscience
ازادی عقیده یا فکر
freedom of experssion
ازادی بیان
I don't think it wise to publicly proffer a political opinion.
من فکر نمی کنم عاقلانه باشد بطور علنی عقیده سیاسی شخصی خود را بیان کرد.
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
emancipation proclamation
اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
to speak
[things indicating something]
بیان کردن
[رفتاری یا چیزهایی که منظوری را بیان کنند]
warns
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warn
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
warned
بیان وقوع یک رویداد خط رناک . بیان وجود خط ر.
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
immunity
ازادی
liberty
ازادی
manumission
ازادی
enfranchisement
ازادی
liberticide
ازادی کش
emancipation
ازادی
releases
ازادی
looseness
ازادی
insubjection
ازادی
released
ازادی
release
ازادی
indpendence
ازادی
freedoms
ازادی
freedom
ازادی
openness
ازادی
liberals
ازادی
freeness
ازادی
independence
ازادی
liberal
ازادی
option
ازادی
large n
ازادی
options
ازادی
liberation
ازادی
liberties
ازادی
freedom of choice
ازادی انتخاب
free enterprise
ازادی اقتصادی
civil liberties
ازادی مدنی
liberator
ازادی بخش
liberators
ازادی بخش
emancipatory
ازادی بخش
freedom of enterprise
ازادی تجارت
probational
ازادی بقیدالتزام
freedom of trade
ازادی تجارت
paroles
ازادی مشروط
probation
ازادی بقیدالتزام
probation
ازادی مشروط
elbowroom
ازادی عمل
laissez-faire
ازادی تجارت
freedom to choose
ازادی در انتخاب
freedom of the press
ازادی مطبوعات
freedom of seas
ازادی دریاها
civil liberty
ازادی مدنی
elbow room
ازادی عمل
free will
ازادی اراده
paroled
ازادی مشروط
statue of liberty
مجسمه ازادی
conditional discharge
ازادی مشروط
medal of freedom
مدال ازادی
market freedom
ازادی تجاری
liberty of the press
ازادی مطبوعات
liberty party
حزب ازادی
market freedom
ازادی بازار
toleration
ازادی ازادگی
manumit
ازادی بخشیدن
manumission
ازادی برده
degree of freedom
درجه ازادی
relief
فراغت ازادی
parole
ازادی مشروط
catholicity
ازادی فکر
paroling
ازادی مشروط
liberally
ازادی خواهانه
edict of emancipation
منشور ازادی
habeas corpus
حکم ازادی
freehand
ازادی در تصمیم
freehand
ازادی عمل
economic freedom
ازادی اقتصادی
advantages accruning from
ازادی مطبوعات
freedom of the press
ازادی نگارش
the champion of liberty
مدافع ازادی
degrees of freedom
درجات ازادی
freedom of entry and exit
ازادی ورود و خروج
latitudes
ازادی عمل وسعت
liberalism
اصول ازادی خواهی
the champion of liberty
سنگ بسینه زن ازادی
liberals
ازادی خواه زیاد
libertarians
طرفدار ازادی اراده
nurse of liberty
پرورشگاه یا مهد ازادی
laissez-faire
ازادی صادرات وواردات
laissez-faire
ازادی کسب و کار
libertarian
طرفدار ازادی اراده
free thought
ازادی فکر لامذهب
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
laissez faire
ازادی مطلق اقتصادی
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
probationary period
دوره ازادی مشروط
liberal school
مکتب ازادی اقتصادی
libertarianism
طرفداری از ازادی فردی
latitude
ازادی عمل وسعت
free movement of capital
ازادی جابجایی سرمایه
declaration of indulgence
اعلام ازادی دینی
overindulgence
ازادی بیش از حد دادن
liberal
ازادی خواه زیاد
free thinking
ازادی از قیود مذهب
jubilee
روز ازادی سال ویژه
the liberal party
حزب یا دسته ازادی خواه
jubilees
روز ازادی سال ویژه
nationalists
ملی گرا ازادی طلب
nationalist
ازادی خواه واستقلال طلب
nationalist
ملی گرا ازادی طلب
nationalists
ازادی خواه واستقلال طلب
scope
میدان دید ازادی عمل
freewheel
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheels
با ازادی حرکت وجنبش کردن
disestablished
کلیسا را از ازادی محروم کردن
edict of emancipation
ازادی بی قید و شرط اعطا شد
Soc
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
illiberal
متعصب مخالف اصول ازادی
disestablishing
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishes
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish
کلیسا را از ازادی محروم کردن
ransoms
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
ransom
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
liberalism
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
individualism
اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
gold palm
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
four freedoms
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
paroled
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
parole
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
the open door
ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
paroling
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
rhetoric
علم معانی بیان معانی بیان
ideas
عقیده ها
doctrine
عقیده
creed
عقیده
advice
عقیده
doctrines
عقیده
ism
عقیده
credos
عقیده
impression
عقیده
faiths
عقیده
thought
عقیده
faith
عقیده
creeds
عقیده
belief
عقیده
thoughts
عقیده
impressions
عقیده
brainchild
عقیده
conception
عقیده
idea
عقیده
tenet
عقیده
internal conception
عقیده
opinions
عقیده
viewpoint
عقیده
viewpoints
عقیده
credo
عقیده
creedless
بی عقیده
opinion
عقیده
concepts
عقیده ها
concept
عقیده
i am not of his mind
با او هم عقیده
concepts
عقیده
mr. and mrs billiards
بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
tradition
عقیده رایج
suggestions
افهار عقیده
turnabouts
تغییر عقیده
cogency
قدرت عقیده
fortuitism
عقیده به اتفاق
outside opinion
عقیده مردم
so many menŠso many minds
عقیده بیشتر
espousing
عقیده داشتن به
coniviction
عقیده اطمینان
to agree in opinion
هم عقیده بودن
counterview
عقیده مخالف
folkway
عقیده عامه
turnabout
تغییر عقیده
dogmas
عقیده دینی
dogma
عقیده دینی
abjuration
ترک عقیده
espoused
عقیده داشتن به
theosophism
عقیده به عرفان
swear by
عقیده زیادداشتن به
having
عقیده داشتن
have
عقیده داشتن
hit off
هم عقیده شدن
the belief that
با این عقیده که
conviction
عقیده محکم
convictions
عقیده محکم
i maintain
بر این عقیده ام که ...
i maintain
عقیده دارم که ...
suggestion
افهار عقیده
my sentiment toward him
عقیده من درباره او
dissension
اختلاف عقیده
divarication
اختلاف عقیده
impression
عقیده خیال
view
نظریه عقیده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com