English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (9 milliseconds)
English Persian
laissez-faire ازادی صادرات وواردات
Other Matches
emancipation proclamation اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
out goings صادرات
exported صادرات
export صادرات
exporting صادرات
outgoings صادرات
capital exports صادرات سرمایه
export duty هزینه صادرات
import and export واردات و صادرات
export dependence وابستگی صادرات
export tariff تعرفه صادرات
export duty تعرفه صادرات
total exports جمع کل صادرات
reexport صادرات مجدد
net exports خالص صادرات
export charge هزینه صادرات
export charge تعرفه صادرات
export promotion افزایش صادرات
export tariff هزینه صادرات
export promotion توسعه صادرات
export licence پروانه صادرات
export incentive انگیزه صادرات
export documents اسناد صادرات
export quotus سهمیه صادرات
export duty حقوق صادرات
volume of export حجم صادرات
export charge حقوق صادرات
export tariff حقوق صادرات
export tax مالیات بر صادرات
export surplus مازاد صادرات
reexport صادرات مجددکالای وارداتی
passive trade balance فزونی واردات بر صادرات
export import bank بانک صادرات واردات
extreport trade صادرات مجدد کالاهای وارداتی
export multiplier ضریب بهم فزاینده صادرات
export incentive تشویق دولت در جهت صادرات
invisible exports فرستاده هایا صادرات نامحسوس
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
trade deficit حالتیکه در ان صادرات یک کشور کمترازواردات ان باشد
trade gap تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
favourble balance of trade تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
independence ازادی
liberals ازادی
liberal ازادی
freeness ازادی
large n ازادی
options ازادی
indpendence ازادی
insubjection ازادی
immunity ازادی
option ازادی
freedom ازادی
freedoms ازادی
release ازادی
released ازادی
releases ازادی
liberticide ازادی کش
looseness ازادی
enfranchisement ازادی
openness ازادی
liberties ازادی
liberty ازادی
liberation ازادی
emancipation ازادی
manumission ازادی
manumission ازادی برده
freedom of belief ازادی عقیده
liberty party حزب ازادی
freedom of choice ازادی انتخاب
freedom of trade ازادی تجارت
liberty of the press ازادی مطبوعات
manumit ازادی بخشیدن
market freedom ازادی بازار
market freedom ازادی تجاری
medal of freedom مدال ازادی
freedom to choose ازادی در انتخاب
the champion of liberty مدافع ازادی
freedom of the press ازادی نگارش
freedom of the press ازادی مطبوعات
freedom of seas ازادی دریاها
statue of liberty مجسمه ازادی
probational ازادی بقیدالتزام
freedom of experssion ازادی بیان
freedom of enterprise ازادی تجارت
liberator ازادی بخش
freehand ازادی در تصمیم
freehand ازادی عمل
conditional discharge ازادی مشروط
free will ازادی اراده
catholicity ازادی فکر
advantages accruning from ازادی مطبوعات
paroling ازادی مشروط
toleration ازادی ازادگی
liberally ازادی خواهانه
paroles ازادی مشروط
liberators ازادی بخش
paroled ازادی مشروط
civil liberties ازادی مدنی
civil liberty ازادی مدنی
parole ازادی مشروط
free enterprise ازادی اقتصادی
probation ازادی مشروط
economic freedom ازادی اقتصادی
degrees of freedom درجات ازادی
edict of emancipation منشور ازادی
relief فراغت ازادی
habeas corpus حکم ازادی
elbow room ازادی عمل
probation ازادی بقیدالتزام
degree of freedom درجه ازادی
elbowroom ازادی عمل
laissez-faire ازادی تجارت
emancipatory ازادی بخش
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
latitudes ازادی عمل وسعت
latitude ازادی عمل وسعت
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
overindulgence ازادی بیش از حد دادن
probationary period دوره ازادی مشروط
libertarians طرفدار ازادی اراده
libertarian طرفدار ازادی اراده
the champion of liberty سنگ بسینه زن ازادی
liberalism اصول ازادی خواهی
laissez-faire ازادی کسب و کار
nurse of liberty پرورشگاه یا مهد ازادی
declaration of indulgence اعلام ازادی دینی
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
laissez faire ازادی مطلق اقتصادی
free thought ازادی فکر لامذهب
free movement of capital ازادی جابجایی سرمایه
liberals ازادی خواه زیاد
free thinking ازادی از قیود مذهب
liberal school مکتب ازادی اقتصادی
libertarianism طرفداری از ازادی فردی
liberty of conscience ازادی عقیده یا فکر
liberal ازادی خواه زیاد
disestablished کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishes کلیسا را از ازادی محروم کردن
freewheel با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheels با ازادی حرکت وجنبش کردن
disestablish کلیسا را از ازادی محروم کردن
jubilees روز ازادی سال ویژه
ransom ازادی کسی یاچیزی راخریدن
jubilee روز ازادی سال ویژه
ransoms ازادی کسی یاچیزی راخریدن
edict of emancipation ازادی بی قید و شرط اعطا شد
Soc ازادی دراخذ تصمیم قضایی
four freedoms ازادی در نطق و بیان عقیده
scope میدان دید ازادی عمل
nationalist ملی گرا ازادی طلب
nationalist ازادی خواه واستقلال طلب
nationalists ملی گرا ازادی طلب
nationalists ازادی خواه واستقلال طلب
disestablishing کلیسا را از ازادی محروم کردن
the liberal party حزب یا دسته ازادی خواه
illiberal متعصب مخالف اصول ازادی
piscary ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
gold palm نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
individualism اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
liberalism اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
paroles ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
the open door ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
paroled ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroling ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
parole ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
four freedoms دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
currency depreciation race تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
mr. and mrs billiards بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
mercantilism روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
convertibility قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
serf درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
magna carta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
resistance force جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
freedom of seas ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
liberalparty حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
economic liberalism مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
guild socialism سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com