Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (7 milliseconds)
English
Persian
shied
ازجا پریدن
shies
ازجا پریدن
shy
ازجا پریدن
shyer
ازجا پریدن
shyest
ازجا پریدن
shying
ازجا پریدن
To jump . To be startled.
ازجا پریدن
Search result with all words
takeoff
ازجا پریدن وبلندشدن
takeoffs
ازجا پریدن وبلندشدن
Other Matches
frenzied
ازجا در رفته
outraging
ازجا در رفتن
outrage
ازجا در رفتن
outraged
ازجا در رفتن
outrages
ازجا در رفتن
tackle
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackles
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling
ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
skip
پریدن
skipped
پریدن
skips
پریدن
springs
پریدن
popping
پریدن
spring
پریدن
jumps
پریدن
to start up
از جا پریدن
to take off
پریدن
jumped
پریدن
to take ones flight
پریدن
jump
پریدن
start up
از جا پریدن
pole vaults
بانیزه پریدن
pole vault
بانیزه پریدن
skitter
پریدن وسرخوردن
to skip rope
از طناب پریدن
snap a person's nose off
بکسی پریدن
bail out
پریدن از هواپیما
splash line
خط پریدن به اب در غواصی
to fly away
پریدن ورفتن
snap a person's head off
بکسی پریدن
kickover
زدن و پریدن
stowing
پریدن انباشتن
glides
سبک پریدن
hip
جستن پریدن
glide
سبک پریدن
hips
جستن پریدن
stow
پریدن انباشتن
stowed
پریدن انباشتن
popped
پراندن پریدن
stows
پریدن انباشتن
pop
پراندن پریدن
glided
سبک پریدن
pops
پراندن پریدن
bucks
ازروی خرک پریدن
To jump across the stream.
ازروی نهر آب پریدن
to d. a leap
جرات پریدن کردن
fly
پرواز کردن پریدن
fly
گریختن پریدن پرواز
vault
جست زدن پریدن
buck
ازروی خرک پریدن
vaults
جست زدن پریدن
hod
بالا وپایین پریدن
bail out
پریدن و شیرجه رفتن در اب
hurdles
از روی مانع پریدن
hurdle
از روی مانع پریدن
hods
بالا وپایین پریدن
spouts
پریدن فواره زدن
spout
پریدن فواره زدن
spouted
پریدن فواره زدن
spouting
پریدن فواره زدن
bucks
بالا پریدن وقوز کردن
spring
حالت ارتجاعی فنر پریدن
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
tumbles
جست وخیز کردن پریدن
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
buck
بالا پریدن وقوز کردن
To go for each other.
بیکدیگر پریدن ( نزاع کردن )
jounce
بشدت بالا و پایین پریدن
tumbled
جست وخیز کردن پریدن
springs
حالت ارتجاعی فنر پریدن
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
tumble
جست وخیز کردن پریدن
hurdle
از روی پرچین یاچارچوب پریدن
hurdles
از روی پرچین یاچارچوب پریدن
jump
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jumped
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
to jump up at somebody
به کسی پریدن
[مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
To jump down somebodys throat.
ناگهان وسط حرف کسی پریدن
to snap one's nose or head off
بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
jumps
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
to jackknife
با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن
[ژیمناستیک]
screening
پریدن جلو دید تیم حریف درهنگام سرو زدن
bail out
به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
rushing
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rush
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
steer wrestling
پریدن از اسب به گردن گاو وفرود امدن او به زمین باپیچاندن گردنش
to jump on somebody
به کسی پریدن
[زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
skydive
پریدن از هواپیما با چتر ومانور پیش از بازشدن چتر
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
nip
جفت جفت زدن پریدن
nipped
جفت جفت زدن پریدن
nips
جفت جفت زدن پریدن
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com