Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
five your hence
ازحالاتاپنج سال دیگر
Other Matches
chips
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chip
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversions
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifts
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
of each other
<adv.>
از هم دیگر
next
دیگر
he is no more
او دیگر
of one another
<adv.>
از هم دیگر
alternative
دیگر
alternative
شق دیگر
one an other
یک دیگر
again
دیگر
anymore
دیگر
thence
دیگر
alternatives
دیگر
another
دیگر
from each other
<adv.>
از هم دیگر
alternatives
شق دیگر
others
دیگر
from one another
<adv.>
از هم دیگر
secus
از دیگر سو
furthering
دیگر
other
دیگر
no more
دیگر نه
furthers
دیگر
furthered
دیگر
further
دیگر
else
دیگر
otherwhile
گاه دیگر
somewhere else
یک جای دیگر
never more
هرگز دیگر
otherwise
طور دیگر
what more do you want
دیگر چه می خواهید
otherness
چیز دیگر
otherwhere
در مکان دیگر
otherwhence
از جای دیگر
otherwhere
جای دیگر
to wit
بعبارت دیگر
otherworld
دنیای دیگر
apart from that
<adv.>
به ترتیب دیگر
about-face
جهت دیگر
about-face
سوی دیگر
about face
جهت دیگر
about face
سوی دیگر
about-faces
جهت دیگر
tother
بعدی دیگر
t' other
بعدی دیگر
so muchthe worse
دیگر بدتر
the other two
دوتای دیگر
scilicet
بعبارت دیگر
to be no more
دیگر نبودن
otherguise
جور دیگر
otherguess
جور دیگر
otherguess
نوع دیگر
nevermore
هرگز دیگر
nevermore
دیگر ابدا
next year
سال دیگر
no more of that
بس است دیگر
none other than
هیچکس دیگر جز
on more
بار دیگر
on the opposite side
در انسوی دیگر
on the other hand
از سوی دیگر
on the other hand
ازطرف دیگر
on the other part
از طرف دیگر
othergates
طور دیگر
et al
و در جای دیگر
In our other words.
بعبارت دیگر
my other books
کتابهای دیگر من
again
از طرف دیگر
withil
ازطرف دیگر
otherguess
بروش دیگر
another
شخص دیگر
another
یکی دیگر
another guess
قسمتی دیگر
othergates
جور دیگر
otherwhile
وقت دیگر
in other words
<idiom>
به کلام دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
on one's coat-tails
<idiom>
همراه کس دیگر
about-faces
سوی دیگر
other people
مردم دیگر
otherwise
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
به ترتیب دیگر
over-
بسوی دیگر
over
بسوی دیگر
by the same token
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگر
beside
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
طور دیگر
by the same token
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
ازطرف دیگر
on the other hand
<adv.>
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
طور دیگر
apart from that
<adv.>
طور دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
طور دیگر
variant
نوع دیگر
others
نوع دیگر
once
یکبار دیگر
in other words
<adv.>
به کلام دیگر
other
نوع دیگر
no more
نه دیگر
[بیشتر]
no more
دیگر ن
[فعل]
no longer
نه دیگر
[زمانی]
yon
ان یکی دیگر ان
in other words
<adv.>
به عبارت دیگر
at a later period
در موقع دیگر
apart from that
<adv.>
از سوی دیگر
alternatively
<adv.>
از سوی دیگر
aliunde
از منبع دیگر
to wit
<adv.>
به عبارت دیگر
another guess
نوعی دیگر
alternative unit
واحدهای دیگر
videlicet
به عبارت دیگر
in fact
به عبارت دیگر
shunt
به خط دیگر انداختن
shunted
به خط دیگر انداختن
shunts
به خط دیگر انداختن
another day
یک روز دیگر
a horse of another colour
[different colour]
مطلبی دیگر
namely
<adv.>
به عبارت دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
از سوی دیگر
not any more
دیگر نه
[بیشتر نه]
elsewhere
نقطه دیگر
elsewhere
بجای دیگر
elsewhere
درجای دیگر
otherwise
<adv.>
از سوی دیگر
on the other side
<adv.>
از سوی دیگر
by the same token
<adv.>
از سوی دیگر
on the other hand
<adv.>
از سوی دیگر
adjournment
احاله بوقت دیگر
close aboard
نزدیک به قایق دیگر
he no longer went there
دیگر انجا نرفت
hale
سوی دیگر بردن
metaphraze
به عبارت دیگر در آوردن
interfered
با سم یک پا به پای دیگر زدن
otherworldly
متوجه دنیای دیگر
adjournments
احاله بوقت دیگر
de die in diem
از روزی به روز دیگر
dialog
صحبت با شخص دیگر
pick off
رد شدن از راننده دیگر
from stem to stern
ازیک سربسر دیگر
interferes
با سم یک پا به پای دیگر زدن
athwart
از طرفی بطرف دیگر
interfere
با سم یک پا به پای دیگر زدن
nerf
تصادف با اتومبیل دیگر
aliunde
ازیک جای دیگر
again
باز
[یکبار دیگر]
inter alia
میان اشخاص دیگر
inter alia
میان چیزهای دیگر
intervert
سوی دیگر برگرداندن
itineration
ازیک جابجایی دیگر
it never occurred again
دیگر واقع نشد
it is allup with him
دیگر امیدی ندارد
It never occurred again
دیگر اتفاق نیفتاد.
it is never the worse
دیگر بدتر که نیست
spacemen
اهل کرات دیگر
in other sectors
در قسمتهای دیگر جبهه
IF statement
Gise کار دیگر را
air-to-air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air to air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
i gave him some others
چندتای دیگر به او دادم
alternative route
گزینش مسیر دیگر
onother's money
پول شخصی دیگر
i never saw him
دیگر هیچ او را ندیدم
once again
دوباره
[بار دیگر]
i never since saw him
از ان پس دیگر هیچ او راندیدم
and now to be serious
دیگر شوخی بکنار
nothing else
هیچ چیز دیگر
alternate routing
گزینش مسیر دیگر
spaceman
اهل کرات دیگر
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
reseats
در جای دیگر نشاندن
reseating
در جای دیگر نشاندن
reseated
در جای دیگر نشاندن
reseat
در جای دیگر نشاندن
among others
میان چیزهای دیگر
i.e
مخفف به عبارت دیگر
[be]
no chicken
دیگر جوان نبودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com