English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
Other Matches
grog blossom جوش یاقرمزی روی بینی که ازخوردن نوشابه زیادپیدامیشود
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
they a his death to poison مرگ اورا ازخوردن زهرمی دانند
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
statecraft کشور داری ملک داری
to rule the roast اختیار داری کردن
keep house خانه داری کردن
get by نگه داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
wake شب زنده داری کردن
waked شب زنده داری کردن
refrains خود داری کردن
refraining خود داری کردن
refrained خود داری کردن
refrain خود داری کردن
housekeep خانه داری کردن
attorn اجاره داری کردن
run the show اختیار داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
baby sit بچه داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
to keep house خانه داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
liquor نوشابه
partility for liquors به نوشابه
brewage نوشابه
refreshments نوشابه
drinks نوشابه
drink نوشابه
tipple نوشابه
tippled نوشابه
tipples نوشابه
tippling نوشابه
refreshment نوشابه
soft drink نوشابه
soft drinks نوشابه
liquors نوشابه
broaching نوشابه دراوردن
an alcoholic liquor نوشابه الکلی
lambs wool یکجور نوشابه
something short نوشابه تند
pick-me-up نوشابه مقوی
broach نوشابه دراوردن
pick me up نوشابه مقوی
drank نوشابه خورد
broaches نوشابه دراوردن
fastidium potus نوشابه بیزاری
drank as a f. نوشابه زیادخورده
beverages نوشابه شربت
drinking was his ruin نوشابه خوری
waterer نوشابه نوش
broached نوشابه دراوردن
beverage نوشابه شربت
liquorish نوشابه دوست
pick-me-ups نوشابه مقوی
barroom نوشابه فروشی
tippler نوشابه فروش
firewater نوشابه الکلی قوی
morat نوشابه انگبین و توت
hocus نوشابه دارو زده
dram shop جایگاه نوشابه فروشی
intoxicant نوشابه مستی اور
nephalism پرهیز از نوشابه خوری
intoxicants نوشابه مستی اور
slops اب زیپو نوشابه سبک
soft drink نوشابه غیر الکلی
long drink نوشابه در گیلاس بلند
long drinks نوشابه در گیلاس بلند
balderdash یاوه نوشابه کف الود
groggery نوشابه فروشی میخانه
to soak oneself زیاد نوشابه خوردن
methglin نوشابه انگبینی ادویه دار
dutch courage جراتی که از خوردن نوشابه اید
kummel نوشابه المانی زیره دار
buttery جای فروش اذوقه و نوشابه
oenomania میل مفرط به نوشابه ها یا الکی
posset نوشابه مرکب از شیر وابجو
libations نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libation نوشابه پاشی نوشیدن شراب
tope نوشابه زیاد خوردن درختستان
butteries جای فروش اذوقه و نوشابه
Say when! [when pouring] بگو کی بایستم! [هنگام ریختن نوشابه]
ginger ale نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
Say when stop! [when pouring] بگو کی بایستم! [هنگام ریختن نوشابه]
canteen فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
canteens فروشگاه نوشابه واغذیه در سربازخانه یااردوگاه
ginger ales نوعی نوشابه غیر الکلی گازدار
soft drinks نوشابه های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
non abstainer کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
tap room جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
alcohol-free beverages نوشابه های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
alcohol-free drinks نوشابه های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beverages نوشابه های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
ginger beers نوشابه شیرین گاز داریکه زنجبیل دارد
joint جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
noyau یکجور نوشابه که مغز هسته بان میزنند
occasional licence پروانه فروش نوشابه درمواقع و جاهای معین
ginger beer نوشابه شیرین گاز داریکه زنجبیل دارد
he swore off drinking سوگند خوردکه از نوشابه خوری دست بکشد
dry town شهری که فروش نوشابه دران ممنوع است
cambric tea نوشابه گرمی از اب و شیر وشکر و اغلب چای
mead نوشابه الکلی مرکب از عسل واب ومالت وماده مخمر شهد اب
blind man's buff از من داری
tensility کش داری
wet storage تر داری
bigamy دو زن داری
grittiness شن داری
quartermasters سررشته داری
wakefulness شب زنده داری
housekeeping خانه داری
thrift خانه داری
capitalism سرمایه داری
night waking شب زنده داری
quartermaster سررشته داری
angularity گوشه داری
abstinence;or abstinency خود داری
leasing اجاره داری
menage خانه داری
refusal خود داری رد
refusals خود داری رد
fasting روزه داری
treasury خزانه داری
tenure اجاره داری
communism مردم داری
vigil شب زنده داری
leasehold اجاره داری
vigils شب زنده داری
vigilance شب زنده داری
waked شب زنده داری
viscosity شیره داری
trusteeship امانت داری
trusteedhip امانت داری
tresury general خزانه داری کل
treasury general خرانه داری کل
treasurership خزانه داری
wakes شب زنده داری
tenancy اجاره داری
angularity زاویه داری
dry storage خشک داری
creaminess خامه داری
wake شب زنده داری
sang froid خود داری
continenece خود داری
conchiferous داری صدف
non commital خود داری
notbility خانه داری
lucubration شب زنده داری
sang-froid خود داری
household art هنرخانه داری
incumbency عهده داری
bursaries خزانه داری
Exchequer خزانه داری
fisk خزانه داری
altruism همگونه داری
bursary خزانه داری
cellarge حق انبار داری
bank protection ساحل داری
self restraint خود داری
serrulation دندانه داری
slaveholding برده داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
spinosity سیخ داری
angulation زاویه داری
stigmatism خال داری
farming مزرعه داری
rhythmicity نواخت داری
bulkiness جثه داری
patchiness وصله داری
pernoctation شب زنده داری
bulkiness تنه داری
blind mans buff ازمن داری
bean caper پیرسن داری
slavery برده داری
retenv خود داری
house work خانه داری
tenancies اجاره داری
charge عهده داری
charges عهده داری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com