Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English
Persian
skyrocket
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketed
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketing
ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrockets
ازدیاد سریع قیمت وغیره
Other Matches
speedup
ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
proliferation
ازدیاد
augmentation
ازدیاد
plethora
ازدیاد
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
elongation
ازدیاد طول
overvoltage
ازدیاد فشار
increasable
قابل ازدیاد
hyperinsulinism
ازدیاد انسولین
hyperaesthesia
ازدیاد حساسیت
hyperesthesia
ازدیاد حساسیت
unit elongation
ازدیاد طول ویژه
hyperglycemia
ازدیاد قند خون
emmenagogue
داروهای ازدیاد قاعدگی
magnetic elongation
ازدیاد طول مغناطیسی
extensometer
ازدیاد طول سنج
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
hyperthyroid
ازدیاد فعالیت غذه درقی
swelling pressure
فشار در اثر ازدیاد حجم
strains
دگروشی ازدیاد طول ویژه
hydrocephalus
ازدیاد غیر عادی مایع
strain
دگروشی ازدیاد طول ویژه
hydrocephaly
ازدیاد غیر عادی مایع
plethora
ازدیاد خون در یک نقطه افراط
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
frost hoil
ازدیاد حجم دراثر یخبندان بادکردگی
air hose coupling
دستگاه نشان دهنده ازدیاد باد
lymphocytosis
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
hydrocele
دچار ازدیاد فشارمایع در داخل بطنهای مغز
hypervitaminosis
ناراحتیهای حاصله در اثر ازدیاد ویتامین در بدن
backed bow
کمان نوار پیچی شده برای ازدیاد مقاومت
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
speediness
سریع السیر سریع
speedy
سریع السیر سریع
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
et cetera
وغیره
etcaetera
وغیره
And so on and so forth. Etcetera et cetera .
وغیره وغیره
snapping
قفلکیف وغیره
snapped
قفلکیف وغیره
snap
قفلکیف وغیره
dales
خلیج وغیره
dale
خلیج وغیره
piled
پرزقالی وغیره
pile
پرزقالی وغیره
snaps
قفلکیف وغیره
sheeting
ملافه وغیره
malthusian theory of population
فرضیه جمعیت مالتوس چون ازدیاد جمعیت جهان باتصاعد هندسی و افزایش منابع اغذیه به شکل تصاعدحسابی است باید جمعیت کنترل شود
overloads
بار زیاد ازدیاد بار
overloaded
بار زیاد ازدیاد بار
overload
بار زیاد ازدیاد بار
hypermnesia
ازدیاد غیر عادی خاطرات وافکار گذشته افزایش غیر عادی حافظه
furnaces
تون حمام وغیره
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
tube
لوله خمیرریش وغیره
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
ratoon
نهال موز وغیره
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
propellor
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
pillbox
قوطی حب دارو وغیره
sash
حمایل نظامی وغیره
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
dollops
دسته علف وغیره
seance
جلسه احضارارواح وغیره
trap
زانویی مستراح وغیره
furnace
تون حمام وغیره
tubes
لوله خمیرریش وغیره
sashes
حمایل نظامی وغیره
dollop
دسته علف وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
subsidence
تخفیف درد وغیره
curlicue
تزئینات خطاطی وغیره
clop
لنگی اسب وغیره
snout
لوله کتری وغیره
propeller
پروانه هواپیماوکشتی وغیره
shelling
پوست فندق وغیره
shell
پوست فندق وغیره
vases
گلدان نقره وغیره
shells
پوست فندق وغیره
vase
گلدان نقره وغیره
tamp
سوراخی را با شن وغیره پرکردن
dossal
پشتی صندلی وغیره
dossel
پشتی صندلی وغیره
coequal
درشان ومقام وغیره
pillboxes
قوطی حب دارو وغیره
coronal
هاله خورشید وغیره
frontlet
پیشانی اسب وغیره
snouts
لوله کتری وغیره
coronel
هاله خورشید وغیره
dower
لانه خرگوش وغیره
sick bay
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
copartner
سهیم وشریک در تجارت وغیره
hobs
با دندانه ماشین وغیره بریدن
nephews
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
sick berth
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
blear
تاری حاصل از اشک وغیره
hob
با دندانه ماشین وغیره بریدن
The kI'lled and the wounded.
کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
sick bays
بهداری کشتی ودانشکده وغیره
barns
انبار کاه و جو وکنف وغیره
horologe
ساعت مچی ودیواری وغیره
cess
سرازیری کنار رودخانه وغیره
nephew
پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
barn
انبار کاه و جو وکنف وغیره
floated
بستنی مخلوط با شربت وغیره
To hit a wining streak.
شانس آوردن ( درقمار وغیره )
choreography
رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
To be decorated .
نشان گرفتن ( مدال وغیره )
spinule
خارهای ریز چرخ وغیره
bisk
ماهی وغیره درست میکنند
hide
پوست خام گاووگوسفند وغیره
hides
پوست خام گاووگوسفند وغیره
closure
دریچه درب بطری وغیره
closures
دریچه درب بطری وغیره
lysis
زوال وفساد سلول وغیره
loge
جای ویژه در تاتر وغیره
stancher
بند اور خون وغیره
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
tailpiece
ارایش ته فصل کتاب وغیره
float
بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats
بستنی مخلوط با شربت وغیره
downswing
تنزل کارهای تجارتی وغیره
eversion
برگرداندن پلک چشم وغیره
To turn over the pages .
ورق زدن ( کتاب وغیره )
Known and unknown .
معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
My hair stood on end .
مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
Please pay the bearer .
دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
wreckage
لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
In a state of despair(anxiety,etc).
درحالت یأس ونومیدی (تشویش وغیره )
speed limits
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
No vacancies.
جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
stenotype
دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره
I have a toothache (headache).
دندانم ( سرم وغیره ) درد می کند
To climb down.
پایین آمدن ( از کوه ،نردبان وغیره )
tick
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
suspended animation
وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
ticked
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
tele communication
مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
ticks
انواع ساس وکنه وغریب گز وغیره
To air the clothes (bed-sheets etc).
آفتابب دادن لباس ،( ملحفه وغیره )
stow away
مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
A concession
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
To dismount from a horse(bicycle).
از اسب ( دوچرخه وغیره ) پایین آمدن
speed limit
حداکثر سرعت مجز در جاده ها وغیره
lictor
پیشرو حاکم وغیره متصدی مجازات
shortening
روغن ترد کننده شیرینی وغیره
wreckage piece
تکه ای از لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
To behead ( decapitate ) someone .
کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
pailette
زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
backboard
تختهء پشت قاب عکس وغیره
mannitol
ماده قندی شیر خشت وغیره
mannite
ماده قندی شیر خشت وغیره
fuller's earth
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
taxidermy
پرکردن پوست حیوانات با کاه وغیره
giblet
احشاء خوراکی مرغ خانگی وغیره
brakeman
متصدی ترمز ماشین وترن وغیره
workbench
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
workbenches
میز کار مکانیکی و نجاری وغیره
To knock someone down.
کسی رازمین زدن ( درکشتی وغیره )
citriculture
کاشتن مرکبات مانند لیمووپرتقال وغیره
Black and white.
سیاه وسفید ( عکس ؟ فیلم وغیره )
A strong (weak)coffee (tea,etc. )
قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
To decay . To go bad .
فاسد شدن ( مواد خوراکی وغیره )
lumpen
محروم شده از حقوق اجتماعی وسیاسی وغیره
taxidermist
ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
pyrene
تخم سیب وگلابی وغیره هسته میوه
shook
روکش چوب مخصوص جعبه یا مبل وغیره
twiddling
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddles
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
tube
لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
tag line
جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
twiddle
باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
post
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
pailett
زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
cadres
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadre
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
life preserver
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
life preservers
وسیله نجارت غریق وغیره اسباب نجات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com