Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (5 milliseconds)
English
Persian
foully
ازراه نادرستی بطورغیرعادلانه
Other Matches
inequity
نادرستی
inveracity
نادرستی
cross
نادرستی
crosser
نادرستی
crosses
نادرستی
crossest
نادرستی
indecorum
نادرستی
inequities
نادرستی
inexactness
نادرستی
inaccuracy
نادرستی
inaccuracies
نادرستی
incorrectness
نادرستی
illegitimation
نادرستی
falsity
نادرستی
dishonesty
نادرستی
improbity
نادرستی
inconsequence
نادرستی
spuriousness
نادرستی
illegitimacy
نادرستی حرامزادگی
incompetence
بی کفایتی نادرستی
sliminess
لیزی نادرستی
dishonestly
از روی نادرستی
incompetency
بی کفایتی نادرستی
crookedly
ازروی نادرستی
illegutimation
نادرستی نامشروع خوانی
grafts
از راه نادرستی تحصیل کردن
graft
از راه نادرستی تحصیل کردن
grafted
از راه نادرستی تحصیل کردن
pervertible
ازراه در رو
paraphrastically
ازراه تفسیر
controversially
ازراه مباحثه
offensively
ازراه تهاجم
posteriori
ازراه استقرار
demonstratively
ازراه اثبات
diagnostically
ازراه تشخیص
intuitively
ازراه انتقال
exegetically
ازراه تفسیر
foully
ازراه خیانت
inquiringly
ازراه استفسار
inquiringly
ازراه بازجویی
gymnastically
ازراه ورزش
heretically
ازراه رفض
inferentially
ازراه استنباط
catechist
ازراه پرسش
encouragingly
ازراه تشویق
intuitively
ازراه برهانی
intuitively
ازراه کشف
introspectively
ازراه خودنگری
interrogatively
ازراه پرسش
conjugally
ازراه زناشویی
interposingly
ازراه مداخله
algebraically
ازراه جبر
by courtesy
ازراه التفات
by ear
ازراه گوش
by indirection
ازراه تقلب
by sea
ازراه دریا
ingratiatingly
ازراه خود شیرینی
to break a way
موانع را ازراه خودبرداشتن
inferentially
ازراه نتیجه گیری
professionally
ازراه پیشه یاکسب
hieroglyphically
ازراه تصویرنگاری بطورمرموزیاغیرخوانا
catechization
ازراه سئوال وجواب
philosophically
ازراه حکمت دوستی
basophobia
هراس ازراه رفتن
glozingly
ازراه عیب پوشی
air movements
حرکت دادن ازراه هوا
withdrawal
تخلیه مواضع ازراه هوا
rje
ورود برنامه ازراه دورEntry ob
withdrawals
تخلیه مواضع ازراه هوا
polemically
ازراه مجادله یا سیتزه بطورمباحثه
gnosticize
ازراه عرفان تشریح کردن
long-distance
ازراه دور تلفن کردن
concretionary
تشکیل شده ازراه تحجریاانجماد
debaueh
ازراه درکردن گمراه کردن
endermic
ازراه پوستی از ورا پوست
long distance
ازراه دور تلفن کردن
refutation
اثبات اشتباه کسی ازراه استدلال
patronizingly
ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
gamogenesis
زاد و ولد ازراه جفت گیری
intriguingly
با دوز و کلک ازراه عشقبازی نهانی
demonstratively
با اقامه دلیل ازراه نشان دادن
telecommunications access method
روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
parasyntheton
واژهای که ازراه اشتقاق وترکیب درست شود
impo
کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
bobs
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
bobbing
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
bob
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
parrotry
بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
break the bank
<idiom>
بانک زدن (ازراه شرط بندی به پول زیاد رسیدن)
sand crack
ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
optophone
الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
structuralism
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com