English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (6 milliseconds)
English Persian
obsolescence ازرواج افتادگی
Other Matches
obsolesce ازرواج افتادن
arrearage پس افتادگی
self effacement افتادگی
enthralment افتادگی
retardation پس افتادگی
languor از پا افتادگی
lag پس افتادگی
humility افتادگی
lags پس افتادگی
lagged پس افتادگی
lap seam رویهم افتادگی
commonplaceness پیش پا افتادگی
impaction گیر افتادگی
forwardness پیش افتادگی
forward slip پیش افتادگی
falling of the womb پائین افتادگی
cultural lag پس افتادگی فرهنگی
drop out از قلم افتادگی
disfiguration ازشکل افتادگی
ommission از قلم افتادگی
pretermission از قلم افتادگی
prolapse پایین افتادگی
to humble oneself افتادگی نمودن
social lag پس افتادگی اجتماعی
retard time عقب افتادگی
prosiness پیش پا افتادگی
prolapsus بیرون افتادگی
prolapsus پایین افتادگی
backwardness عقب افتادگی
defeating از شکل افتادگی
breakdown از کار افتادگی
breakdowns از کار افتادگی
modestly با افتادگی با تواضع
omissions از قلم افتادگی
omission از قلم افتادگی
defeats از شکل افتادگی
defeat از شکل افتادگی
disfavour از نظر افتادگی
disfavor از نظر افتادگی
paralysis ازکار افتادگی
humbly از روی افتادگی
disfigurements از شکل افتادگی
disfigurement از شکل افتادگی
defeated از شکل افتادگی
banality پیش پا افتادگی
overlapping روی هم افتادگی
retard time زمان عقب افتادگی
deflection پایین افتادگی واخمش
lapped زیرکار رویهم افتادگی
deflections پایین افتادگی واخمش
prosaicness پیش پا افتادگی سادگی
meekly از روی فروتنی یا افتادگی
downtime مدت از کار افتادگی
down time مدت از کار افتادگی
lead angle زاویه پیش افتادگی
lead of phase پیش افتادگی فاز
missing parts test ازمون افتادگی وار
angle of lead زاویه پیش افتادگی
lap زیرکار رویهم افتادگی
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
leeway عقب افتادگی راه گریز
overlap of distillat curves رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
one-upmanship سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
sweeney ازکار افتادگی یا فلج عضلات کتف
sweeny از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف
one upmanship سبقت یا جلو افتادگی از حریق یا رقیب
forward slip جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
advance پیش افتادن پیش افتادگی
advances پیش افتادن پیش افتادگی
advancing پیش افتادن پیش افتادگی
synthetic dyes رنگینه های شیمیایی [این رنگ ها که جدیدا وارد بازار فرش شده اند، اصالت فرش اصیل را خدشه دار نموده اند. بدلیل ثبات و درخشندگی جا افتادگی فرش را می گیرند ولی در عوض سهولت دسترسی باعث استقابل شده است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com