English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
mistrustfully ازروی بدگمانی از روی عدم اطمینان
Other Matches
persuasion نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasions نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
injudiciously بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
pusillanimously ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
pig headedly ازروی کله شقی ازروی کودنی
fast and loose ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
discerningly ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
impartially ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
expertly ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
distrust بدگمانی
mistrusted بدگمانی
suspiciousness بدگمانی
misgiving بدگمانی
misgivings بدگمانی
mistrusting بدگمانی
distrusts بدگمانی
distrusting بدگمانی
suspicion بدگمانی
distrusted بدگمانی
distrustfulness بدگمانی
mistrusts بدگمانی
suspicions بدگمانی
mistrust بدگمانی
phraseologically ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
suspiciously از روی بدگمانی
askant از روی بدگمانی
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
reliability اطمینان قابلیت اطمینان
from ازروی
certainties اطمینان
certainty اطمینان
fideism اطمینان
assurance اطمینان
confidences اطمینان
confidence اطمینان
instable بی اطمینان
surety اطمینان
sureties اطمینان
safety اطمینان
assurances اطمینان
certitude اطمینان
assuredness اطمینان
confidence limit حد اطمینان
trust اطمینان
trusts اطمینان
trustingly با اطمینان
certes اطمینان
trusted اطمینان
security اطمینان
affiance اطمینان
ill humouredly ازروی بدخلقی
considerately ازروی ملاحظه
constrainedly ازروی اجبار
ill humouredness ازروی بد خلقی
ill naturedly ازروی بد خویی
by the book ازروی کتاب
ill humouredly ازروی بد خویی
emulously ازروی هم چشمی
frivolously ازروی نادانی
glozingly ازروی مداهنه
headily ازروی خودسری
egotistically ازروی خودبینی
heretically ازروی فسادعقیده
cold heartedly ازروی بی عاطفگی
hurry skurry ازروی دستپاچگی
contextually ازروی قراین
illy ازروی بد خواهی
contumaciously ازروی سرکشی
dishonorable ازروی بی شرمی
incontinently ازروی بی عفتی
disingenuously ازروی تزویر
indecently ازروی بی شرمی
disobilgingly ازروی نامهربانی
indecisively ازروی دو دلی
dissolutely ازروی هرزگی
indelicately ازروی بی نزاکتی
disgustedly ازروی بیزاری
discursively ازروی استدلال
discontentedly ازروی نارضایتی
immorally از ازروی بد اخلاقی
doubliy ازروی تزویر
in the abstract ازروی تجرید
circumspectly ازروی احتیاط
corruptly ازروی تباهی
crookedly ازروی نادرستی
dizzily ازروی گیجی
deridingly ازروی ریشخند
hurry scurry ازروی دستپاچگی
fatuously ازروی بیشعوری
flippantly ازروی سبکی
antagonistically ازروی رقابت
brotherly ازروی دوستی
facetiously ازروی شوخی
glaringly ازروی خودنمائی
experientially ازروی تجربه
courageously ازروی جرات
inquisitively ازروی کنجکاوی
irritably ازروی تندمزاجی
subtly ازروی زیرکی
childishly ازروی بچگی
inefficiently ازروی بی کفایتی
pessimistically ازروی بد بینی
inefficiently ازروی بی عرضگی
distastefully ازروی بی رغبتی
stupidly ازروی نادانی
empirically ازروی شارلاتانی
joyfully ازروی خوشحالی
rakishly ازروی هرزگی
puerilely ازروی بچگی
irritably ازروی تندی
despondingly ازروی افسردگی
inadequately ازروی بی کفایتی
excursively ازروی بی ترتیبی
evadingly ازروی تجاهل
basely ازروی پستی
equivocally ازروی ایهام
blamelessly ازروی بی گناهی
enterprisingly ازروی توکل
blunderingly ازروی اشتباه
fractiously ازروی کج خلقی
floutingly ازروی اهانت
floutingly ازروی استهزاء
despondently ازروی افسردگی
lightly ازروی بی علاقگی
economically ازروی اقتصاد
finically ازروی وسواس
flatulently ازروی نفخ
flatulently ازروی لاف
impatiently ازروی بی صبری
impatiently ازروی ناشکیبایی
flightily ازروی بوالهوسی
by i ازروی ندانستگی
grammatically ازروی دستور
preponderantly ازروی فضیلت
inconstantly ازروی بی ثباتی
profligately ازروی هرزگی
distractedly ازروی گیجی
inexorably ازروی سنگدلی
powerlessly ازروی ضعف
shabbily ازروی پستی
constantly ازروی ثبات
irresolutely ازروی بی تصمیمی
irreverently ازروی بی حرمتی
politicly ازروی مصلحت
purposelessly ازروی بی مقصودی
huffily ازروی زودرنجی
to get off برخاستن ازروی
huffily ازروی کج خلقی
submissively ازروی فروتنی
insesately ازروی بی عاطفگی
perfidiously ازروی خیانت
muddily ازروی گیجی
inexactly ازروی بی دقتی
surer ازروی یقین
surest ازروی یقین
querulousy ازروی کج خلقی
irreligiously ازروی بی دینی
insesately ازروی بیحسی
open mindldly ازروی بی تعصبی
obedienlv ازروی فرمانبرداری
pettishly ازروی کج خلقی
sure ازروی یقین
irefully ازروی تندی
mystically ازروی تصوف
dissolute ازروی هرزگی
assurance factor ضریب اطمینان
factor of safety عامل اطمینان
assurer اطمینان دهنده
safe valve دریچه اطمینان
factor of safety ضریب اطمینان
quality assurance اطمینان از کیفیت
relief valve شیر اطمینان
assurable قابل اطمینان
positiveness قطعیت اطمینان
uncertainty عدم اطمینان
safety belt کمربند اطمینان
safety belts کمربند اطمینان
reassurance اطمینان مجدد
reassurance اطمینان افرینی
uncertainties عدم اطمینان
reassurances اطمینان افرینی
valid قابل اطمینان
fire escape پلکان اطمینان
reputable قابل اطمینان
fire escapes پلکان اطمینان
assuror اطمینان دهنده
confidence level درجه اطمینان
unpromising غیرقابل اطمینان
confidence limits حدود اطمینان
unreliability عدم اطمینان
coniviction عقیده اطمینان
cretain تاحدی اطمینان
dependability قابلیت اطمینان
reliability قابلیت اطمینان
reliability قابل اطمینان
sicker قابل اطمینان
failure safety قابلیت اطمینان
confidence interval فاصله اطمینان
safety fuse فیوز اطمینان
safety glass شیشه اطمینان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com