English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
roguishly ازروی بد ذاتی یاشیطنت
Other Matches
prankish مربوط به شوخی خرکی یاشیطنت
injudiciously بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
fast and loose ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
discerningly ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
pusillanimously ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
impartially ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
pig headedly ازروی کله شقی ازروی کودنی
expertly ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
substantial ذاتی
inherent ذاتی
essential ذاتی
naturals ذاتی
natural ذاتی
inward ذاتی
ingrained ذاتی
essentials ذاتی
innate ذاتی
connate ذاتی
coessentiality هم ذاتی
autochthonous ذاتی
organic ذاتی
inbred ذاتی
indigenous ذاتی
roguery بد ذاتی
intuitive ذاتی
inborn ذاتی
intrinsic ذاتی
intrinsic motivation انگیزش ذاتی
inherent error خطای ذاتی
intrinsic conductivity رسانندگی ذاتی
inherency ذاتی بودن
inherency لزوم ذاتی
inhesion ذاتی بودن
essential attribute صفت ذاتی
inexistency اتکاء ذاتی
inhere ذاتی بودن
inherence لزوم ذاتی
inherence ذاتی بودن
naturals ذاتی فطری
natural ذاتی فطری
inherence or rency لزوم ذاتی
inherence or rency ذاتی بودن
inhesion لزوم ذاتی
erg 2- امادگی ذاتی
intrinsic properties خواص ذاتی
congenital موروثی ذاتی
substantivize ذاتی کردن
aptitude میل ذاتی
aptitudes میل ذاتی
substantive law حقوق ذاتی
turpitude دنائت ذاتی
inherently بطور ذاتی
preformism ذاتی نگری
intrinsic semiconductor نیمرسانای ذاتی
inherent vice فساد ذاتی
limiting viscosity number گرانروی ذاتی
intrinsic value ارزش ذاتی
intrinsic velocity گرانروی ذاتی
inherent [in] <adj.> درونی [ماندگار] [ذاتی]
natural color رنگ ذاتی جسم
inexistence معدومی اتکاء ذاتی
naturalness حالت طبیعی ذاتی
indigenously بطور بومی یا ذاتی
appetites میل و رغبت ذاتی
appetite میل و رغبت ذاتی
intrinsic fatigue strength استحکام فرسودگی ذاتی
naturals مسلم استعداد ذاتی
inherent vice عیب و نقص ذاتی
intrinsic semiconductor نیم رسانای ذاتی
intrinsic quantum number عدد کوانتومی ذاتی
natural مسلم استعداد ذاتی
immovable by nature مال غیر منقول ذاتی
coxalgia خلع ذاتی بند ران
axiology علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
from ازروی
floutingly ازروی استهزاء
ill humouredly ازروی بدخلقی
headily ازروی خودسری
finically ازروی وسواس
glozingly ازروی مداهنه
frivolously ازروی نادانی
flatulently ازروی نفخ
fractiously ازروی کج خلقی
floutingly ازروی اهانت
flightily ازروی بوالهوسی
insesately ازروی بی عاطفگی
fatuously ازروی بیشعوری
dissolutely ازروی هرزگی
distastefully ازروی بی رغبتی
dizzily ازروی گیجی
doubliy ازروی تزویر
politicly ازروی مصلحت
egotistically ازروی خودبینی
emulously ازروی هم چشمی
enterprisingly ازروی توکل
equivocally ازروی ایهام
flatulently ازروی لاف
evadingly ازروی تجاهل
excursively ازروی بی ترتیبی
experientially ازروی تجربه
facetiously ازروی شوخی
disobilgingly ازروی نامهربانی
heretically ازروی فسادعقیده
hurry scurry ازروی دستپاچگی
muddily ازروی گیجی
inexactly ازروی بی دقتی
mystically ازروی تصوف
to get off برخاستن ازروی
obedienlv ازروی فرمانبرداری
open mindldly ازروی بی تعصبی
perfidiously ازروی خیانت
submissively ازروی فروتنی
pettishly ازروی کج خلقی
purposelessly ازروی بی مقصودی
querulousy ازروی کج خلقی
profligately ازروی هرزگی
irreligiously ازروی بی دینی
powerlessly ازروی ضعف
irreverently ازروی بی حرمتی
indelicately ازروی بی نزاکتی
irresolutely ازروی بی تصمیمی
hurry skurry ازروی دستپاچگی
incontinently ازروی بی عفتی
ill humouredly ازروی بد خویی
insesately ازروی بیحسی
irefully ازروی تندی
ill humouredness ازروی بد خلقی
ill naturedly ازروی بد خویی
illy ازروی بد خواهی
immorally از ازروی بد اخلاقی
cold heartedly ازروی بی عاطفگی
in the abstract ازروی تجرید
inconstantly ازروی بی ثباتی
indecently ازروی بی شرمی
indecisively ازروی دو دلی
sure ازروی یقین
grammatically ازروی دستور
inefficiently ازروی بی عرضگی
flippantly ازروی سبکی
blunderingly ازروی اشتباه
brotherly ازروی دوستی
by i ازروی ندانستگی
glaringly ازروی خودنمائی
by the book ازروی کتاب
surer ازروی یقین
courageously ازروی جرات
empirically ازروی شارلاتانی
inquisitively ازروی کنجکاوی
circumspectly ازروی احتیاط
irritably ازروی تندمزاجی
subtly ازروی زیرکی
childishly ازروی بچگی
puerilely ازروی بچگی
inadequately ازروی بی کفایتی
huffily ازروی کج خلقی
pessimistically ازروی بد بینی
huffily ازروی زودرنجی
inexorably ازروی سنگدلی
inefficiently ازروی بی کفایتی
stupidly ازروی نادانی
antagonistically ازروی رقابت
dissolute ازروی هرزگی
joyfully ازروی خوشحالی
rakishly ازروی هرزگی
basely ازروی پستی
constantly ازروی ثبات
irritably ازروی تندی
blamelessly ازروی بی گناهی
contumaciously ازروی سرکشی
shabbily ازروی پستی
corruptly ازروی تباهی
impatiently ازروی ناشکیبایی
crookedly ازروی نادرستی
surest ازروی یقین
deridingly ازروی ریشخند
discontentedly ازروی نارضایتی
discursively ازروی استدلال
disgustedly ازروی بیزاری
dishonorable ازروی بی شرمی
disingenuously ازروی تزویر
distractedly ازروی گیجی
preponderantly ازروی فضیلت
considerately ازروی ملاحظه
despondently ازروی افسردگی
constrainedly ازروی اجبار
contextually ازروی قراین
lightly ازروی بی علاقگی
impatiently ازروی بی صبری
economically ازروی اقتصاد
despondingly ازروی افسردگی
phonologically ازروی صدا شناسی
piggishly ازروی خوک منشی
inadvertenly ازروی عدم توجه
nattily ازروی زبر دستی
perfidiously ازروی پیمان شکنی
out of mere freak صرفا ازروی بوالهوسی
glibly ازروی چرب زبانی
cravenly ازروی ترس وپستی
inexpertly ازروی کار ناشناسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com