Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
inertly
ازروی بیحالی یا تنبلی
Other Matches
lackadaisically
از روی بیحالی باوانمود کردن بیحالی
injudiciously
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
pusillanimously
ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
discerningly
ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
impartially
ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
fast and loose
ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
pig headedly
ازروی کله شقی ازروی کودنی
expertly
ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
listlessness
بیحالی
languishment
بیحالی
lethargy
بیحالی
nervelessness
بیحالی
inertness
بیحالی
oscitancy
بیحالی
pococurantism
بیحالی
inexertion
بیحالی
oscitation
بیحالی
phlegm
بیحالی
languidness
بیحالی
hypothymia
بیحالی
remissness
بیحالی
languishingly
از روی بیحالی
languidly
از روی بیحالی
relaxant
داروی بیحالی
paralysis
بیحالی رخوت
torpidity
حالت بیحالی
vacantly
از روی بیحالی و سستی
torpidness
حالت خواب بیحالی
torpidily
حالت خواب بیحالی
oscitancy
تنبلی
oscitation
تنبلی
idless
تنبلی
laches
تنبلی
laziness
تنبلی
lazily
به تنبلی
inertness
تنبلی
sloth
تنبلی
slothfulness
تنبلی
sluggishness
تنبلی
inaction
بی حالی تنبلی
indolently
از روی تنبلی
indolence
تنبلی تن اسایی
alggardness
دیرجنبی تنبلی
lazy
درخورد تنبلی
laziest
درخورد تنبلی
lazier
درخورد تنبلی
feather bedding
مزد تنبلی
proof of laziness
دلیل تنبلی
proof of laziness
نشانه تنبلی
laze
تنبلی کردن
lazed
تنبلی کردن
lazes
تنبلی کردن
lazing
تنبلی کردن
feather-bedding
مزد تنبلی
idlesse
بیکاری تنبلی بطالت
it is an indication of lazines
نشانه تنبلی است
idleness
بیکاری تنبلی بطالت
lobbing
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobbed
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lob
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobs
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
from
ازروی
glozingly
ازروی مداهنه
flightily
ازروی بوالهوسی
fractiously
ازروی کج خلقی
heretically
ازروی فسادعقیده
floutingly
ازروی استهزاء
floutingly
ازروی اهانت
disgustedly
ازروی بیزاری
hurry scurry
ازروی دستپاچگی
frivolously
ازروی نادانی
discursively
ازروی استدلال
headily
ازروی خودسری
flatulently
ازروی لاف
flatulently
ازروی نفخ
facetiously
ازروی شوخی
dizzily
ازروی گیجی
distastefully
ازروی بی رغبتی
dissolutely
ازروی هرزگی
emulously
ازروی هم چشمی
egotistically
ازروی خودبینی
enterprisingly
ازروی توکل
equivocally
ازروی ایهام
evadingly
ازروی تجاهل
excursively
ازروی بی ترتیبی
experientially
ازروی تجربه
fatuously
ازروی بیشعوری
disobilgingly
ازروی نامهربانی
disingenuously
ازروی تزویر
dishonorable
ازروی بی شرمی
finically
ازروی وسواس
doubliy
ازروی تزویر
hurry skurry
ازروی دستپاچگی
irefully
ازروی تندی
irreligiously
ازروی بی دینی
irresolutely
ازروی بی تصمیمی
irreverently
ازروی بی حرمتی
obedienlv
ازروی فرمانبرداری
open mindldly
ازروی بی تعصبی
perfidiously
ازروی خیانت
pettishly
ازروی کج خلقی
querulousy
ازروی کج خلقی
politicly
ازروی مصلحت
powerlessly
ازروی ضعف
profligately
ازروی هرزگی
purposelessly
ازروی بی مقصودی
submissively
ازروی فروتنی
muddily
ازروی گیجی
insesately
ازروی بی عاطفگی
ill humouredly
ازروی بد خویی
ill humouredly
ازروی بدخلقی
ill humouredness
ازروی بد خلقی
ill naturedly
ازروی بد خویی
illy
ازروی بد خواهی
immorally
از ازروی بد اخلاقی
in the abstract
ازروی تجرید
inconstantly
ازروی بی ثباتی
incontinently
ازروی بی عفتی
indecently
ازروی بی شرمی
indecisively
ازروی دو دلی
indelicately
ازروی بی نزاکتی
inexactly
ازروی بی دقتی
insesately
ازروی بیحسی
to get off
برخاستن ازروی
discontentedly
ازروی نارضایتی
dissolute
ازروی هرزگی
glaringly
ازروی خودنمائی
preponderantly
ازروی فضیلت
huffily
ازروی زودرنجی
constantly
ازروی ثبات
grammatically
ازروی دستور
antagonistically
ازروی رقابت
courageously
ازروی جرات
shabbily
ازروی پستی
inquisitively
ازروی کنجکاوی
basely
ازروی پستی
distractedly
ازروی گیجی
blamelessly
ازروی بی گناهی
blunderingly
ازروی اشتباه
brotherly
ازروی دوستی
huffily
ازروی کج خلقی
rakishly
ازروی هرزگی
joyfully
ازروی خوشحالی
childishly
ازروی بچگی
empirically
ازروی شارلاتانی
pessimistically
ازروی بد بینی
inadequately
ازروی بی کفایتی
inexorably
ازروی سنگدلی
inefficiently
ازروی بی کفایتی
inefficiently
ازروی بی عرضگی
stupidly
ازروی نادانی
subtly
ازروی زیرکی
puerilely
ازروی بچگی
flippantly
ازروی سبکی
by i
ازروی ندانستگی
irritably
ازروی تندمزاجی
irritably
ازروی تندی
considerately
ازروی ملاحظه
impatiently
ازروی بی صبری
constrainedly
ازروی اجبار
contextually
ازروی قراین
contumaciously
ازروی سرکشی
surest
ازروی یقین
corruptly
ازروی تباهی
surer
ازروی یقین
mystically
ازروی تصوف
crookedly
ازروی نادرستی
sure
ازروی یقین
deridingly
ازروی ریشخند
cold heartedly
ازروی بی عاطفگی
impatiently
ازروی ناشکیبایی
by the book
ازروی کتاب
economically
ازروی اقتصاد
lightly
ازروی بی علاقگی
despondently
ازروی افسردگی
despondingly
ازروی افسردگی
circumspectly
ازروی احتیاط
iniquitously
ازروی بی عدالتی بناحق
phonologically
ازروی صدا شناسی
inexpertly
ازروی کار ناشناسی
in a partisan spirit
طرفدارانه ازروی تعصب
out of mere freak
صرفا ازروی بوالهوسی
inexpertly
ازروی ناشی گری
the quilt slipped off the bed
لحاف ازروی رختخواب
fictitiously
ازروی جعل بطورعاریتی
systematically
ازروی یک اسلوب معین
perspicaciously
بفراست ازروی فراست
perfidiously
ازروی پیمان شکنی
impatiently
ازروی بیطاقتی باشتیاق
peaceably
ازروی صلح جویی
piggishly
ازروی خوک منشی
nattily
ازروی زبر دستی
papistically
ازروی پاپ پرستی
inadvertenly
ازروی عدم توجه
cravenly
ازروی ترس وپستی
disputatiously
ازروی ستیزه جویی
flauntingly
باجلوه ازروی خودنمایی
vanally
ازروی پستی مزدوروار
flashily
ازروی خودنمایی یاخودفروشی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com