Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
chastely
ازروی پاکی یاپاکدامنی عفیفانه
Other Matches
injudiciously
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
impartially
ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
discerningly
ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
fast and loose
ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
pig headedly
ازروی کله شقی ازروی کودنی
pusillanimously
ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
expertly
ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
immaculateness
پاکی
incorruptness
پاکی
chasteness
پاکی
purity
پاکی
fineness
پاکی
clean handedness
پاکی
immaculacy
پاکی
cleanness
پاکی
clean hands
پاکی
pureness
پاکی
incorruptly
از روی پاکی
quittance
پاکی تبرئه
quietus
پاکی برائت
improbity
بی دیانتی نا پاکی
honesty
دست و دل پاکی
innocence
پاکی برائت
innocency
بی تقصیری پاکی
immaculately
از روی پاکی و عفت
arianism
اعتقاد باینکه عیسی باهمه پاکی و تقدس
clearance
گواهینامه یاکاغذ دال بر پاکی و بی عیبی ترخیص
lactoscope
شیرازما اسباب ازمایش پاکی یا چربی شیر
from
ازروی
inconstantly
ازروی بی ثباتی
finically
ازروی وسواس
fatuously
ازروی بیشعوری
politicly
ازروی مصلحت
excursively
ازروی بی ترتیبی
enterprisingly
ازروی توکل
equivocally
ازروی ایهام
facetiously
ازروی شوخی
evadingly
ازروی تجاهل
experientially
ازروی تجربه
emulously
ازروی هم چشمی
doubliy
ازروی تزویر
contextually
ازروی قراین
ill naturedly
ازروی بد خویی
contumaciously
ازروی سرکشی
corruptly
ازروی تباهی
crookedly
ازروی نادرستی
deridingly
ازروی ریشخند
egotistically
ازروی خودبینی
discursively
ازروی استدلال
disgustedly
ازروی بیزاری
dishonorable
ازروی بی شرمی
disingenuously
ازروی تزویر
discontentedly
ازروی نارضایتی
disobilgingly
ازروی نامهربانی
dissolutely
ازروی هرزگی
distastefully
ازروی بی رغبتی
dizzily
ازروی گیجی
constrainedly
ازروی اجبار
flatulently
ازروی نفخ
flatulently
ازروی لاف
mystically
ازروی تصوف
muddily
ازروی گیجی
irreverently
ازروی بی حرمتی
irreligiously
ازروی بی دینی
irefully
ازروی تندی
insesately
ازروی بی عاطفگی
insesately
ازروی بیحسی
inexactly
ازروی بی دقتی
obedienlv
ازروی فرمانبرداری
open mindldly
ازروی بی تعصبی
submissively
ازروی فروتنی
purposelessly
ازروی بی مقصودی
profligately
ازروی هرزگی
powerlessly
ازروی ضعف
irresolutely
ازروی بی تصمیمی
querulousy
ازروی کج خلقی
pettishly
ازروی کج خلقی
perfidiously
ازروی خیانت
indelicately
ازروی بی نزاکتی
indecisively
ازروی دو دلی
heretically
ازروی فسادعقیده
headily
ازروی خودسری
glozingly
ازروی مداهنه
frivolously
ازروی نادانی
fractiously
ازروی کج خلقی
floutingly
ازروی اهانت
floutingly
ازروی استهزاء
flightily
ازروی بوالهوسی
hurry scurry
ازروی دستپاچگی
hurry skurry
ازروی دستپاچگی
indecently
ازروی بی شرمی
incontinently
ازروی بی عفتی
in the abstract
ازروی تجرید
immorally
از ازروی بد اخلاقی
illy
ازروی بد خواهی
ill humouredness
ازروی بد خلقی
ill humouredly
ازروی بدخلقی
ill humouredly
ازروی بد خویی
to get off
برخاستن ازروی
considerately
ازروی ملاحظه
inquisitively
ازروی کنجکاوی
subtly
ازروی زیرکی
huffily
ازروی کج خلقی
puerilely
ازروی بچگی
rakishly
ازروی هرزگی
joyfully
ازروی خوشحالی
grammatically
ازروی دستور
inexorably
ازروی سنگدلی
pessimistically
ازروی بد بینی
inadequately
ازروی بی کفایتی
dissolute
ازروی هرزگی
sure
ازروی یقین
huffily
ازروی زودرنجی
flippantly
ازروی سبکی
constantly
ازروی ثبات
irritably
ازروی تندی
despondingly
ازروی افسردگی
despondently
ازروی افسردگی
lightly
ازروی بی علاقگی
economically
ازروی اقتصاد
courageously
ازروی جرات
impatiently
ازروی بی صبری
impatiently
ازروی ناشکیبایی
irritably
ازروی تندمزاجی
glaringly
ازروی خودنمائی
brotherly
ازروی دوستی
childishly
ازروی بچگی
stupidly
ازروی نادانی
basely
ازروی پستی
shabbily
ازروی پستی
blamelessly
ازروی بی گناهی
distractedly
ازروی گیجی
preponderantly
ازروی فضیلت
circumspectly
ازروی احتیاط
blunderingly
ازروی اشتباه
cold heartedly
ازروی بی عاطفگی
surest
ازروی یقین
inefficiently
ازروی بی کفایتی
empirically
ازروی شارلاتانی
inefficiently
ازروی بی عرضگی
by the book
ازروی کتاب
surer
ازروی یقین
by i
ازروی ندانستگی
antagonistically
ازروی رقابت
in a partisan spirit
طرفدارانه ازروی تعصب
systematically
ازروی یک اسلوب معین
inadvertenly
ازروی عدم توجه
impatiently
ازروی بیطاقتی باشتیاق
immodestly
ازروی بی حیایی گستاخانه
vanally
ازروی پستی مزدوروار
well advised
ازروی عقل و منطق
with a bad grace
به اکراه ازروی بی میلی
To jump across the stream.
ازروی نهر آب پریدن
inertly
ازروی بیحالی یا تنبلی
phonologically
ازروی صدا شناسی
iniquitously
ازروی بی عدالتی بناحق
perspicaciously
بفراست ازروی فراست
fictitiously
ازروی جعل بطورعاریتی
roguishly
ازروی بد ذاتی یاشیطنت
perfidiously
ازروی پیمان شکنی
peaceably
ازروی صلح جویی
papistically
ازروی پاپ پرستی
out of mere freak
صرفا ازروی بوالهوسی
the quilt slipped off the bed
لحاف ازروی رختخواب
bucks
ازروی خرک پریدن
nattily
ازروی زبر دستی
rancorously
ازروی کینه وبغض
buck
ازروی خرک پریدن
inexpertly
ازروی کار ناشناسی
inexpertly
ازروی ناشی گری
piggishly
ازروی خوک منشی
contritely
ازروی توبه وپشیمانی
by the piece
ازروی کار کرد
fractiously
ازروی سرکشی عبوسانه
cockily
ازروی گستاخی یاخودبینی
disputatiously
ازروی ستیزه جویی
feignedly
ازروی بهانه باتزویر
flauntingly
باجلوه ازروی خودنمایی
petulantly
ازروی تندی یا کج خلقی
endophagous
تغذیه کننده ازروی
fierily
ازروی اتش مزاجی
glibly
ازروی چرب زبانی
flashily
ازروی خودنمایی یاخودفروشی
genealogically
ازروی نسبت نامه
crassly
ازروی زمختی یاکودنی
duty call
دیدنی ازروی اجباریاوفیفه
hat in hand
چاپلوسانه ازروی پستی
adherently
هواخواهانه ازروی تابعیت
commandingly
باتوانایی ازروی قدرت
cravenly
ازروی ترس وپستی
ground observation
دیدبانی ازروی زمین
get over
ازروی چیزی گذشتن
flightily
ازروی تلون مزاج
overbearingly
ازروی تشخص یا تکبر متکبرانه
passive obedience
فرمانبرداری ازروی بردباری یا بی ارادگی
fawningly
ازروی سبزی پاک کنی
hurdle
مسابقه پرش ازروی مانع
hurdles
مسابقه پرش ازروی مانع
contemptuously
بطوراهانت امیز- ازروی استهزاوتحقیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com