English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
vanally ازروی پستی مزدوروار
Other Matches
basely ازروی پستی
shabbily ازروی پستی
hat in hand چاپلوسانه ازروی پستی
injudiciously بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
discerningly ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
pig headedly ازروی کله شقی ازروی کودنی
pusillanimously ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
fast and loose ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
impartially ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
expertly ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
squalidness پستی
subservience or cy پستی
paltriness پستی
ribaldry پستی
inferiority پستی
squalidity پستی
mails پستی
muckiness پستی
abasement پستی
abjection پستی
abjectness پستی
meaness پستی
humbly به پستی
sordidness پستی
post code کد پستی
plebeianness پستی
prosternation پستی
plebeianism پستی
miseries پستی
pitifulness پستی
misery پستی
rliness پستی
roguishness پستی
scoundrelism پستی
scrubbiness پستی
scurviness پستی
villainy پستی
seediness پستی
shabbiness پستی
turpitude پستی
zipcode کد پستی
brassiness پستی
ingloriousness پستی
lowland پستی
knavishness پستی
humbleness پستی
postage حق پستی
doggery پستی
zip codes کد پستی
postal پستی
meanness پستی
doggedness پستی
ignobleness or ignobility پستی
currishness پستی
debasement پستی
despicableness پستی
lowlihead پستی
wretchedly به پستی
degradation پستی
baseness پستی
bastardization پستی
zip code کد پستی
mail پستی
blackguardism پستی
flunkeyism پستی
lowness پستی
vulgarism پستی
despicably به پستی
vileness پستی
lowliness پستی
hilliness پستی و بلندی
post matter چیزهای پستی
post bag کیف پستی
post office order چک یا حواله پستی
parcel امانت پستی
beggarly از روی پستی
post matter محمولات پستی
vilely از روی پستی
rascally از روی پستی
mail coach دلیجان پستی
abjectly از روی پستی
meanly از روی پستی
menially از روی پستی
mail box جعبه پستی
mail merge ادغام پستی
low land پستی زمین
contemptibility پستی خواری
mail cart ارابه پستی
villainously از روی پستی
parcel post بسته پستی
mail merging ادغام پستی
post مجموعه پستی
post بسته پستی
post- مجموعه پستی
post- بسته پستی
posted مجموعه پستی
posted بسته پستی
posts مجموعه پستی
posts بسته پستی
ups and down پستی و بلندی
to fire off a postcard ورقه پستی
mailing list فهرست پستی
mailing lists فهرست پستی
pp بستهی پستی
postal services خدمات پستی
mail services خدمات پستی
postage مخارج پستی
postage تمبر پستی
vulgarity پستی وحشیگری
recess پستی تورفتگی
parcels امانت پستی
recreancy پستی ارتداد
sordidly از روی پستی
ruggedness پستی و بلندی
scurvily از روی پستی
scaliness پستی نکبت
servilely از روی پستی
post order حواله پستی
post road جاده پستی
sneakingly از روی پستی
profaneness بیحرمتی پستی
recesses پستی تورفتگی
parcel بسته یا امانت پستی
posts سیستم پستی پستخانه
post bag کیسه نامههای پستی
forwarding address آدرس پستی جدید
ignobly از روی پستی و دنائت
posted سیستم پستی پستخانه
mailing list program برنامه لیست پستی
terrain relief پستی وبلندی زمین
post- سیستم پستی پستخانه
parcels بسته یا امانت پستی
letter sheet نامه تمبردار پستی
mailbags کیسه مراسلات پستی
post سیستم پستی پستخانه
lowlily از روی پستی یا فروتنی
mailbag کیسه مراسلات پستی
money orders حواله پستی وتلگرافی
accentuation پستی و بلندی صدا
parcel post دفتر امانات پستی
terrain features پستی وبلندیهای زمین
money order حواله پستی وتلگرافی
junk mail اقلام پستی ناخواسته
cashing حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cash حواله پستی تلگرافی یا بانکی
pillar boxes صندوق پستی ستونی شکل
pillar box صندوق پستی ستونی شکل
post union اتحاد پستی بین المللی
packet boat کرجی پستی کشتی مسافربر
overland mail پستی که از راه خشکی برود
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
cashed حواله پستی تلگرافی یا بانکی
rogues رذالت و پستی نشان دادن
cashes حواله پستی تلگرافی یا بانکی
rogue رذالت و پستی نشان دادن
from ازروی
postpaid مخارج پستی قبلا پرداخت شده
over rough and smooth در زمین ناهموار وهموار در پستی وبلندی
hurry scurry ازروی دستپاچگی
hurry skurry ازروی دستپاچگی
ill naturedly ازروی بد خویی
ill humouredness ازروی بد خلقی
floutingly ازروی اهانت
immorally از ازروی بد اخلاقی
ill humouredly ازروی بد خویی
ill humouredly ازروی بدخلقی
flightily ازروی بوالهوسی
querulousy ازروی کج خلقی
flatulently ازروی لاف
frivolously ازروی نادانی
glozingly ازروی مداهنه
floutingly ازروی استهزاء
headily ازروی خودسری
heretically ازروی فسادعقیده
fractiously ازروی کج خلقی
finically ازروی وسواس
flatulently ازروی نفخ
illy ازروی بد خواهی
in the abstract ازروی تجرید
irreligiously ازروی بی دینی
obedienlv ازروی فرمانبرداری
irreverently ازروی بی حرمتی
purposelessly ازروی بی مقصودی
perfidiously ازروی خیانت
to get off برخاستن ازروی
muddily ازروی گیجی
mystically ازروی تصوف
open mindldly ازروی بی تعصبی
submissively ازروی فروتنی
sure ازروی یقین
irefully ازروی تندی
insesately ازروی بی عاطفگی
powerlessly ازروی ضعف
politicly ازروی مصلحت
inconstantly ازروی بی ثباتی
incontinently ازروی بی عفتی
irresolutely ازروی بی تصمیمی
indecently ازروی بی شرمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com