English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
contortion ازشکل اندازی
contortions ازشکل اندازی
Other Matches
mar ازشکل انداختن
marred ازشکل انداختن
marring ازشکل انداختن
botch ازشکل انداختن
botches ازشکل انداختن
botching ازشکل انداختن
deform ازشکل انداختن
deforms ازشکل انداختن
disfashion ازشکل انداختن
botched ازشکل انداختن
disfiguration ازشکل افتادگی
deforming ازشکل انداختن
distort ازشکل طبیعی انداختن
distorts ازشکل طبیعی انداختن
deface ازشکل انداختن محو کردن
defaced ازشکل انداختن محو کردن
defacing ازشکل انداختن محو کردن
defaces ازشکل انداختن محو کردن
exspuition تف اندازی
arm wrestling مچ اندازی
diving اب اندازی
expectoration تف اندازی
filling اب اندازی
fillings اب اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
trapping بدام اندازی
gunfire تیر اندازی
chrematistics علم پس اندازی
triggering راه اندازی
sputtering بیرون اندازی
cannonry توپ اندازی
shading سایه اندازی
actuation بکار اندازی
cannonade توپ اندازی
basket dam بندسله اندازی
bootstrap خودراه اندازی
trapping در تله اندازی
starting راه اندازی
dockage حق بار اندازی
sortition پشک اندازی
start up راه اندازی
supersedure تعویق اندازی
sortition قرعه اندازی
snash دست اندازی
ecdysis پوست اندازی
ejection بیرون اندازی
extrajection برون اندازی
glaziery جام اندازی
inbreak دست اندازی
launghing براه اندازی
lead work شیشه اندازی
lead work جام اندازی
leg pull دست اندازی
molt پوست اندازی
boot راه اندازی
gunshots تیر اندازی
trap در تله اندازی
postponements تاخیر اندازی
postponement تاخیر اندازی
firing توپ اندازی
triggers راه اندازی
triggered راه اندازی
trigger راه اندازی
gunshot تیر اندازی
encroachments دست اندازی
abortions بچه اندازی
moulting پوست اندازی
encroachment دست اندازی
abortion بچه اندازی
moulting شاخ اندازی
cockfights جنگ اندازی خروس ها
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
soft start راه اندازی نرم
skish مسابقه قلاب اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
operating handle دستگیره راه اندازی
boot خود راه اندازی
start button تکمه راه اندازی
start up disk دیسک راه اندازی
starting current جریان راه اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
upcast بالا اندازی تاه کش
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
to load off بار اندازی کردن
to lay a wager دست اندازی کردن
encroach دست اندازی کردن
starting time زمان راه اندازی
starting procese فرایند راه اندازی
impinge دست اندازی کردن
starting power قدرت راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
starting motor موتور راه اندازی
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
cockfight جنگ اندازی خروس ها
encroaches دست اندازی کردن
gabion سله اندازی گابیون
driver برنامه راه اندازی
drainage خشک اندازی فاضلاب
encroached دست اندازی کردن
resets راه اندازی مجدد
casting روش قلاب اندازی
cold boot راه اندازی سرد
boot record رکورد راه اندازی
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
encroach دست اندازی کردن
igniter switch کلید راه اندازی
drivers برنامه راه اندازی
reset راه اندازی مجدد
attemptable قابل دست اندازی
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
system reset راه اندازی مجدد سیستم
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
cold starting راه اندازی در حالت سرد
starting winding سیم پیچی راه اندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
glazing شیشه بری جام اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
warm boot فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seamer توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machined کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
icos System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
machines کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com