English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
deflection test ازمایش تغییر شکل
Other Matches
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changed تغییر کردن تغییر دادن
changes تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changing تغییر کردن تغییر دادن
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
trial ازمایش
trials ازمایش
shies ازمایش
tests ازمایش
shied ازمایش
tested ازمایش
experimented ازمایش
experiment ازمایش
testing ازمایش
assays ازمایش
screening ازمایش
experimenting ازمایش
experiments ازمایش
assay ازمایش
shy ازمایش
shyer ازمایش
g ازمایش
vetting ازمایش
checking ازمایش
experimentation ازمایش
examen ازمایش
shying ازمایش
shyest ازمایش
system testing ازمایش سیستم
test case قضیه در ازمایش
test cases قضیه در ازمایش
test tube لوله ازمایش
break proof ازمایش شکست
blank experiment ازمایش مچ گیری
tally plate برچسب ازمایش
beta testing ازمایش بتا
teasthole گمانه ازمایش
tensile test ازمایش کششی
tensile test ازمایش کشش
test announcement نتیجه ازمایش
test bar میله ازمایش
test bay حوزه ازمایش
test tubes لوله ازمایش
cupping test ازمایش فنجانی
crippling test ازمایش لهیدگی
consolidation test ازمایش تحکیم
compressive test ازمایش تحکیم
comparison test ازمایش مقایسهای
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cold water test pressure ازمایش فشار اب
check point نقطه ازمایش
chalktest ازمایش اب ناپذیری با گچ
cadmium test ازمایش با کادمیم
buzzer test ازمایش بیرز
burn in ازمایش روشن
bulging test ازمایش برامدگی
buckling test ازمایش خمشی
experimentally از راه ازمایش
cup test ازمایش قاشقی
test bay میدان ازمایش
tester ازمایش کننده
tester دستگاه ازمایش
testing load بار ازمایش
testing of materials ازمایش مصالح
testing of materials ازمایش مواد
testing stand سکوی ازمایش
testing stand میز ازمایش
furnaces بوته ازمایش
assays ازمایش سنجش
automatic testing ازمایش خودکار
absorption test ازمایش جذب
assay ازمایش سنجش
automatic check ازمایش خودکار
testing time زمان ازمایش
to bring to the proof ازمایش کردن
alpha testing ازمایش الفا
retrial ازمایش مجدد
retrials ازمایش مجدد
test bed میز ازمایش
test bed صفحه ازمایش
test clip گیره ازمایش
test course مسافت ازمایش
test element وسیله ازمایش
beta test ازمایش بتا
furnace بوته ازمایش
test hole چاه ازمایش
test model نمونه ی ازمایش
test piece نمونه ازمایش
test plan طرح ازمایش
test room اطاق ازمایش
test series سری ازمایش
test set دستگاه ازمایش
test specimen نمونه ازمایش
test specimen نمونه ی ازمایش
test equipment وسایل ازمایش
image test ازمایش تصویر
load test ازمایش بار
fatigue test ازمایش خستگی
factorial design ازمایش فاکتوریل
explosion proof ازمایش- انفجار
lucas test ازمایش لوکاس
experimentalist اهل ازمایش
material testing ازمایش مصالح
experimental design طرح ازمایش
examination of the soil ازمایش خاک
examination امتحان ازمایش
examinations امتحان ازمایش
evaluation score نمره ازمایش
temptation ازمایش امتحان
temptations ازمایش امتحان
torsion test ازمایش پیچش
line tester ازمایش کننده خط
izod test ازمایش ایزود
tries سنجیدن ازمایش
hardness test ازمایش سختی
impact test ازمایش ضربه
tension test ازمایش کشش
hanging test ازمایش کشش
inspection test ازمایش کار
hammer test ازمایش سقوطی
insulation voltage فشار ازمایش
intelligence test ازمایش هوش
examining ازمایش کردن
examines ازمایش کردن
gage ازمایش کردن
examined ازمایش کردن
examine ازمایش کردن
try سنجیدن ازمایش
flattening test ازمایش توزیعی
final test ازمایش نهائی
experience تجربه ازمایش
experiences تجربه ازمایش
preliminary test ازمایش مقدماتی
quizzes ازمایش کردن
quiz ازمایش کردن
experiencing تجربه ازمایش
shear test ازمایش برشی
shop test ازمایش کارگاهی
drop test ازمایش ضربهای
spot test ازمایش فوری
stripping test ازمایش زدودن
drop test ازمایش سقوطی
drift test ازمایش رانش
doubling test ازمایش تا شویی
approve ازمایش کردن
stripping test ازمایش زدودگی
approves ازمایش کردن
approving ازمایش کردن
division check ازمایش تقسیم
self test ازمایش خودکار
sedimentation test ازمایش تهنشینی
saturation testing ازمایش اشباعی
probational ازمایش امتحان
probationership ازمایش کاری
program testing ازمایش برنامه
psychometry ازمایش هوش
random test ازمایش نامنظم
random test ازمایش پیشامدی
gauges ازمایش کردن
gauged ازمایش کردن
gauge ازمایش کردن
rattler test ازمایش تورق
rattler test ازمایش تردی
gaff ازمایش سخت
regression testing ازمایش رگرسیون
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com