Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
millikan oil drop experiment
ازمایش قطره روغن میلیکان
Other Matches
oil drop experiment
آزمایش قطره روغن
[فیزیک]
Many a little makes a mickle .
قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود
gutter
اب رودار کردن قطره قطره شدن
gutters
اب رودار کردن قطره قطره شدن
use testing
ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
assay
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
continous immersion test
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test
ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element
دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
oil dent
شیار ورود روغن یا سوراخ عبور روغن
soil examination
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test
ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
oiling
روغن کاری کردن روغن ساختن
oils
روغن کاری کردن روغن ساختن
oil
روغن کاری کردن روغن ساختن
air cooled oil cooler
نوعی خنک کننده روغن که ازجریان هوا برای خنک کردن روغن استفاده میکند
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
oil can
حلب روغن , روغن دان
creosotes
روغن قیر روغن قطران
creosote
روغن قیر روغن قطران
creosoting
روغن قیر روغن قطران
creosoted
روغن قیر روغن قطران
service test
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
creep test
ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
flight test
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
minims
قطره
dropping
قطره
blob
قطره
dropped
قطره
dripping
قطره
drops
قطره
droppings
قطره
gutta
قطره
blobs
قطره
drop
قطره
drop point
قطره
gutty
قطره قطره
minim
قطره
Drop by drop . I n drops.
قطره قطره
drib
یک قطره
driblet
قطره
gobbets
قطره
glob
قطره
goblets
قطره
gobbet
قطره
globs
قطره
goblet
قطره
guttula
قطره خرد
guttiform
قطره مانند
droplet
ریز قطره
droplets
قطره کوچک
the very last drop
اخرین قطره
droplet
قطره کوچک
teardrop
قطره اشک
teardrops
قطره اشک
dropping tube
قطره چکان
eardrop
قطره گوش
droplets
ریز قطره
raindrop
قطره باران
raindrops
قطره باران
droppers
قطره چکان
drip pan
قطره چکان
dropper
قطره چکان
dropwise
قطره وار
environmental test
ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester
دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
globs
قطره کوچک گلبول
eyedropper
قطره چکان چشم
glob
قطره کوچک گلبول
valerian
قطره والریان
[داروسازی]
drops
{pl}
قطره والریان
[داروسازی]
dropped
قطره سقوط کردن کم کنید
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
Eye ( ear , nose ) drops .
قطره چشم ( گوش و بینی )
dropping
قطره سقوط کردن کم کنید
drops
قطره سقوط کردن کم کنید
collyrium
دوای قطره برای چشم
He emptied the glass to the last drop .
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
a drop in the ocean
<idiom>
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
Only a drop in the bucket ( ocean) .
قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
period of concentration
در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
trials
ازمایش
screening
ازمایش
shied
ازمایش
shy
ازمایش
shyer
ازمایش
shyest
ازمایش
shying
ازمایش
examen
ازمایش
tested
ازمایش
assays
ازمایش
checking
ازمایش
shies
ازمایش
tests
ازمایش
experimented
ازمایش
experiment
ازمایش
testing
ازمایش
assay
ازمایش
experimentation
ازمایش
experimenting
ازمایش
vetting
ازمایش
trial
ازمایش
g
ازمایش
experiments
ازمایش
ghee
روغن
butters
روغن
buttering
روغن
buttered
روغن
ghi
روغن
greaser
روغن زن
oiling
روغن
oil
روغن
dopes
روغن
lubricant
روغن
bandolin
روغن مو
bandoline
روغن مو
brilliantine
روغن مو
lubricants
روغن
clurified or run butter
روغن
dope
روغن
oils
روغن
unction
روغن
oil groove
روغن رو
ointment
روغن
ointments
روغن
grease
روغن
greased
روغن
butter
روغن
oil can
روغن زن
greasing
روغن
sebaceous humour
روغن
unguent
روغن
pomade
روغن سر
buzzer test
ازمایش بیرز
cold water test pressure
ازمایش فشار اب
break proof
ازمایش شکست
test specimen
نمونه ازمایش
check point
نقطه ازمایش
buckling test
ازمایش خمشی
chalktest
ازمایش اب ناپذیری با گچ
bulging test
ازمایش برامدگی
burn in
ازمایش روشن
test specimen
نمونه ی ازمایش
comparison test
ازمایش مقایسهای
hydraulic pressure test
ازمایش فشار اب
test element
وسیله ازمایش
test equipment
وسایل ازمایش
test hole
چاه ازمایش
test model
نمونه ی ازمایش
consolidation test
ازمایش تحکیم
test piece
نمونه ازمایش
test plan
طرح ازمایش
test room
اطاق ازمایش
compressive test
ازمایش تحکیم
test series
سری ازمایش
test clip
گیره ازمایش
test set
دستگاه ازمایش
test course
مسافت ازمایش
tester
ازمایش کننده
torsion test
ازمایش پیچش
triable
ازمایش کردنی
trial and erroe
ازمایش و خطا
trial and error
ازمایش و خطا
trial and error
ازمایش ولغزش
triaxial shear test
ازمایش سه محوری
triaxial test
ازمایش سه بعدی
turing's test
ازمایش تورینگ
two stage experiment
ازمایش دو مرحلهای
furnaces
بوته ازمایش
furnace
بوته ازمایش
weathring test
ازمایش فرسایش
to bring to the proof
ازمایش کردن
testing time
زمان ازمایش
blank experiment
ازمایش مچ گیری
beta testing
ازمایش بتا
beta test
ازمایش بتا
tester
دستگاه ازمایش
testing load
بار ازمایش
testing of materials
ازمایش مصالح
automatic testing
ازمایش خودکار
automatic check
ازمایش خودکار
alpha testing
ازمایش الفا
testing of materials
ازمایش مواد
testing stand
سکوی ازمایش
absorption test
ازمایش جذب
cadmium test
ازمایش با کادمیم
test bed
صفحه ازمایش
hammer test
ازمایش سقوطی
fatigue test
ازمایش خستگی
factorial design
ازمایش فاکتوریل
material testing
ازمایش مصالح
explosion proof
ازمایش- انفجار
experimentalist
اهل ازمایش
experimental design
طرح ازمایش
preliminary test
ازمایش مقدماتی
examination of the soil
ازمایش خاک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com