Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
aptitude test
ازمون شایستگی
aptitude tests
ازمون شایستگی
Other Matches
army classification battery test
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
shear box test
ازمون برشی با جعبه ازمون برشی جعبهای
deserts
شایستگی
skill
شایستگی
adaptability
شایستگی
acceptability
شایستگی
proficiency
شایستگی
adequacy
شایستگی
sufficiency
شایستگی
befitting
شایستگی
credential
شایستگی
merits
شایستگی
meriting
شایستگی
merit
شایستگی
qualification
شایستگی
deserting
شایستگی
expertise
شایستگی
competence
شایستگی
desert
شایستگی
merited
شایستگی
seemliness
شایستگی
abilities
شایستگی
aptness
شایستگی
praiseworthiness
شایستگی
deservingness
شایستگی
competency
شایستگی
sufficienty
شایستگی
decorousness
شایستگی
ability
شایستگی
qualification
شایستگی
meritoriousness
شایستگی
worthiness
شایستگی
eligibility
شایستگی
pertinence or nency
شایستگی
competence
شایستگی
pertinency
موقعیت شایستگی
pertinence
موقعیت شایستگی
meritoriously
از روی شایستگی
able
شایستگی داشتن
combat proficiency
شایستگی رزمی
adorability
شایستگی ستایش
adorableness
شایستگی ستایش
fitness
صلاحیت شایستگی
suitability
مناسبت شایستگی
handsomeness
زیبائی شایستگی
blameworthiness
شایستگی سرزنش
certificate of capacity
مدرک شایستگی
meetness
شایستگی مناسبت
decency
شایستگی محجوبیت
aptitudes
شایستگی لیاقت
aptitude
شایستگی لیاقت
eligibility
شایستگی برای انتخاب
habilitate
ملبس شایستگی داشتن
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
printability
شایستگی برای چاپ
certificate of achievement
مدرک تصدیق شایستگی
ablest
: توانابودن شایستگی داشتن
abler
: توانابودن شایستگی داشتن
merit system
نظام شایستگی نگر
merit rating
درجه بندی شایستگی
qualify
شایستگی پیدا کردن
qualifies
شایستگی پیدا کردن
aptitude area
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
efficiency
کارایی وسیله یا نفر شایستگی
indign
فاقد شایستگی خشمگین کردن
deserves
سزاوار بودن شایستگی داشتن
deserve
سزاوار بودن شایستگی داشتن
I can see an innate ability in that follow .
دراو مایه و شایستگی می بینم
he is i. to do that
شایستگی یا کفایت کردن ان کار راندارد
picturesqueness
شایستگی برای نقاشی شدن یاعکس برداری
honourable mentions
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
honourable mention
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
t test
ازمون تی
tests
ازمون
chi square test
ازمون "چی دو "
post test
پس ازمون
tested
ازمون
f test
ازمون اف
examinations
ازمون
z test
ازمون " زی "
shibboleth
ازمون
examination
ازمون
u test
ازمون یو
shibboleths
ازمون
experience
ازمون
experiences
ازمون
experiencing
ازمون
vision test
ازمون بینایی
wilcoxon test
ازمون ویلکاکسن
recall test
ازمون یاداوری
whisper test
ازمون نجوا
reasoning test
ازمون استدلال
proofer
ازمون کننده
watch test
ازمون ساعت
wassermann test
ازمون واسرمان
vocabulary test
ازمون واژگان
war game
جنگ ازمون
power test
ازمون قدرت
walsh test
ازمون والش
progressive education
ازمون پیشرو
pretest
پیش ازمون
personality test
ازمون شخصیت
world test
ازمون جهان
literacy test
ازمون سواد
marginal test
ازمون مرزی
matching test
ازمون همتایابی
mental test
ازمون روانی
psychological test
ازمون روانی
life test
ازمون حیات
performance test
ازمون عملکردی
mosaic test
ازمون موزائیکها
nonverbal test
ازمون غیرکلامی
objective test
ازمون عینی
occupational test
ازمون شغلی
omnibus test
ازمون مختلط
one tailed test
ازمون یک دامنه
oral test
ازمون شفاهی
oseretsky test
ازمون اوزرتسکی
one sided test
ازمون یکسویه
performance test
ازمون عملی
liquid limit test
ازمون حد روانی
test validity
اعتبار ازمون
vigotsky test
ازمون ویگوتسکی
test item
ماده ازمون
test economy
اقتصاد ازمون
test construction
ازمون سازی
test bias
سوداری ازمون
test battery
مجموعه ازمون
tensile test
ازمون کششی
testing time
دوره ازمون
tollen's test
ازمون تولن
test norm
هنجار ازمون
testing load
بار ازمون
test value
نمره ازمون
test wise
ازمون اشنا
test score
نمره ازمون
test reliability
پایایی ازمون
test profile
نیمرخ ازمون
test paper
ازمون برگ
test of significance
ازمون معناداری
test of independence
ازمون ناوابستگی
testable
ازمون پذیر
total test variance
پراکنش کل ازمون
trial and error
ازمون و خطا
spiral test
ازمون مارپیچ
similarities test
ازمون شباهتها
sign test
ازمون علامتها
shearing test
ازمون برشی
shareware
ازمون- افزار
sampling test
ازمون نمونهای
rorschach test
ازمون رورشاخ
responsions
ازمون مقدماتی
repeated test
ازمون دوباره
verbal test
ازمون کلامی
stilling test
ازمون استیلینگ
t data
دادههای ازمون
szondi test
ازمون زوندی
system test
ازمون سیستم
symbol arrangement test
ازمون نمادارایی
triaxial test
ازمون سه اسهای
two tailed test
ازمون دو دامنه
two tailes test
ازمون دو دامنهای
subtest
خرده ازمون
subjective test
ازمون غیرعینی
recognition test
ازمون بازشناسی
duncan test
ازمون دانکن
alpha test
ازمون الفا
group test
ازمون گروهی
aptitude tests
ازمون استعداد
aptitude test
ازمون استعداد
examines
ازمون کردن
coding test
ازمون رمزگردانی
draw a man test
ازمون گودایناف
analogies test
ازمون قیاسها
examined
ازمون کردن
examine
ازمون کردن
identification test
ازمون شناسایی
try
ازمون کوشش
impact test
ازمون برخورد
checkout test
ازمون وارسی
cancellation test
ازمون حذف
completion test
ازمون تکمیلی
directions test
ازمون دستورها
dynamic test
ازمون پویا
fatigue test
ازمون خستگی
diagnostic test
ازمون تشخیصی
dexterity test
ازمون چالاکی
float test
ازمون شناور
formboard test
ازمون جااندازی
pegboard test
ازمون جااندازی
acrolein test
ازمون اکرولئین
friedman test
ازمون فریدمن
alternate response test
ازمون دو گزینهای
copying test
ازمون رونویسی
geophysical test
ازمون ژئوفیزیک
association test
ازمون تداعی
holmgren test
ازمون هولمگرن
tries
ازمون کوشش
informal test
ازمون غیررسمی
paper pencil test
ازمون نوشتاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com