English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 38 (1 milliseconds)
English Persian
across ازمیان ازوسط
Other Matches
crossways ازوسط
crosswise ازوسط
thru ازوسط
sagged ازوسط خم شدن
sag ازوسط خم شدن
sags ازوسط خم شدن
double out درو جفتی ازوسط خرک تا انتهای ان
from among ازمیان
To be lost . To disappear . ازمیان بر افتادن
surmounts ازمیان برداشتن
abrogate ازمیان بردن
from the dead ازمیان مردگان
to pass off ازمیان رفتن
to sweep away ازمیان برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
wipe ازمیان بردن
wiped ازمیان بردن
wipes ازمیان بردن
wiping ازمیان بردن
abolish ازمیان بردن
surmount ازمیان برداشتن
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
chiasma امیزش ازمیان یا از پهنا
abrogates ملغی ازمیان بردن
abolishing ازمیان بردن منسوخ کردن
abolishes ازمیان بردن منسوخ کردن
embryoctony ازمیان بردن یافاسدکردن جنین درزهدان
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
slewing rate نرخ عبور یک کاغذ سفید ازمیان چاپگر
hard up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
demoratize بی جرات کردن ازمیان بردن حس شهامت وانتظامات ارتش
hard-up جاده شیب دارکه ازمیان پیش ساحل بگذرد
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com