Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (11 milliseconds)
English
Persian
consubstantiate
ازیک جنس شدن
Search result with all words
verification
بررسی تایپ صحیح داده یا سمت ارسال داده ازیک رسانه به دیگری
Sept
دسته یا اجتماعی که افرادش معتقداند ازیک جد یا نیا بوجودامده اند
branch
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
retrieval
عمل جستجو, محل دادن وبهبود اطلاعات ازیک فایل یا رسانه ذخیره سازی
osmosis
ازیک پرده
dual
استفاده ازیک جفت
nutcracker
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
nutcrackers
تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
scrimmage
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmages
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
replay
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replayed
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replaying
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replays
خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
distortion
اختلاف ناطلوب بین قبل و بعد از عبور سیگنال ازیک قطعه
distortions
اختلاف ناطلوب بین قبل و بعد از عبور سیگنال ازیک قطعه
relocate
انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relocated
انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relocates
انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relocating
انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relay
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relays
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
ferried
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferry
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferrying
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
reproduce
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduced
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduces
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproducing
کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
ferryboat
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
ferryboats
قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
extravaganza
ازیک شخصیت خیالی
extravaganzas
ازیک شخصیت خیالی
accent mark
علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
aliunde
ازیک جای دیگر
amphibrach
شعر و نثری مرکب ازیک هجای بلند بین دو هجای کوچک
concatenate
بیشتر ازیک فایل یامجموعهای ازداده ها که باهم ترکیب می شوند تا مجموعهای را تشکیل دهند
consultation chess
بیش از یک نفر در برابر بیش ازیک نفر
cross modulation
مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
de bounce
مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند
emission theory
فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
entrance head
بار لازم برای ایجاد جریان ازیک لوله
eponymy
اشتقاق اسم قبیله یا شخص یاعشیره ازیک کلمه
ex parte
ازیک طرف
from pillar to post
ازیک دربدردیگر
from pillar to post
ازیک وسیله به وسیله دیگر
from stem to stern
ازیک سربسر دیگر
gybe
ازیک سوبسوی دیگرجنبیدن تغییرجهت دادن
imethod
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
it is useful in a way
ازیک جهت سودمنداست تاندازهای مفیداست
itineration
ازیک جابجایی دیگر
lobectomy
برداشتن قسمتی ازیک عضو
metastasize
گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
of the same leaven
ازیک جنس
on one hand
ازیک طرف
open loop system
مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
out fall
محلی که اب ازیک مجرابه مجرای بزرگترمیریزد
outdegree
تعداد رئوس جهت داری که ازیک گره خارج می شوند
paragram
جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
personal computing
استفاده ازیک کامپیوتر شخصی
polyoestrous
دارای بیش ازیک وهله جفت گیری در سال
reconstitution site
قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
retrospective search
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
roll forward
تابع پایگاه داده ها که کاربر را ازیک آسیب نجات میدهد.
single transposition
نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
slewing
سرعت حرکت ابزارهای ماشینی کنترل شده عددی ازیک محل به محل دیگر
systematic theology
بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزئی ازیک حقیقت کل میداند
to lose an eye
ازیک چشم نابیناشدن
to solicit an office
درخواست ازیک شرکت
to vote plump
رای خود را بیک تن دادن جایی که بتوان برای بیش ازیک تن رای داد
transponder
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
uniparental
ازیک ولی
uniservice
متشکل ازیک نوع یکان یا یک نوع نیروی مسلح
Ask each and every one of them .
ازیک یک آنها بپرسید
round robin (meeting or discussion)
<idiom>
جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
take sides
<idiom>
حفافت ازیک طرف به طرف دیگر
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com