Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (1 milliseconds)
English
Persian
truant
از اموزشگاه گریززدن
truants
از اموزشگاه گریززدن
Other Matches
digresses
گریززدن
digressed
گریززدن
digressing
گریززدن
allude
گریززدن به
alluded
گریززدن به
alludes
گریززدن به
alluding
گریززدن به
digress
گریززدن
almamater
اموزشگاه
schools
اموزشگاه
education center
اموزشگاه
school
اموزشگاه
interscholastic competition
مسابقه اموزشگاه ها
hedge school
اموزشگاه پست
head master
مدیر اموزشگاه
dominie
رئیس اموزشگاه
dogo
اموزشگاه جودو
special school
اموزشگاه استثنایی
vocational school
اموزشگاه حرفهای
training school
اموزشگاه حرفهای
nongraded school
اموزشگاه بی دانشپایه
technical school
اموزشگاه فنی
parochial school
اموزشگاه کلیسایی
principal of a school
مدیر اموزشگاه
school report
گزارش اموزشگاه
foundation school
اموزشگاه موقوف
academies
دانشگاه اموزشگاه
schoolmistress
مدیره اموزشگاه
comprehensive schools
اموزشگاه جامع
night school
اموزشگاه شبانه
comprehensive school
اموزشگاه جامع
night schools
اموزشگاه شبانه
private school
اموزشگاه خصوصی
private schools
اموزشگاه خصوصی
schoolmistresses
مدیره اموزشگاه
preparatory schools
اموزشگاه امادگی
preparatory school
اموزشگاه امادگی
school slang
اصطلاح ویژه اموزشگاه
school
پیروان یک مکتب اموزشگاه
schools
پیروان یک مکتب اموزشگاه
school pence
پول هفتگی اموزشگاه
school fee
ماهیانه یا شهریه اموزشگاه
lockup
تعطیل کردن اموزشگاه
lockups
تعطیل کردن اموزشگاه
schoolhouse
ساختمان یاعمارت اموزشگاه
conservatoire
اموزشگاه هنرهای زیبا
schoolhouses
ساختمان یاعمارت اموزشگاه
boarding schools
اموزشگاه شبانه روزی
boarding school
اموزشگاه شبانه روزی
manege
اموزشگاه اسب سواری
interscholastic
واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
industrial school
اموزشگاه حرفهای مدرسه صنعتی
to play the truant
از رفتن به اموزشگاه طفره زدن
ragged school
اموزشگاه مجانی برای بچههای بینوا
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
full timer
بچهای که درهمه ساعات اموزشگاه دراموزشگاه میما
brown major
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
mixed school
اموزشگاه مختلط اموزشگاهی که پسران ودختران با هم درس می خوانند
brown minor
براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com