English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 286 (14 milliseconds)
English Persian
over the horizon از بالای افق
Search result with all words
acoustic فن صوتی که در بالای چاپگر برای کاهش صدا قرار دارد
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
presses بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
overarm بالا اوردن بازو تا بالای شانه
enhance دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
menu لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menus لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
over بالای
over بالای سر
over- بالای
over- بالای سر
header کلمات در بالای صفحه متن
headers کلمات در بالای صفحه متن
pop برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
title میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
titles میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highest اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highs اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
aerospace فضای هوایی بالای منطقه عملیات
letterhead عنوان چاپی بالای کاغذ
letterheads عنوان چاپی بالای کاغذ
truck کلاهک بالای دکل
trucked کلاهک بالای دکل
trucking کلاهک بالای دکل
trucks کلاهک بالای دکل
up بالای
upped بالای
upping بالای
in بالای روی
in- بالای روی
top ضربه به بالای توپ بیلیارد
follow پیچ دادن به بالای گوی بیلیاردکه گوی اصلی به دنبال گوی هدف می رود
followed پیچ دادن به بالای گوی بیلیاردکه گوی اصلی به دنبال گوی هدف می رود
follows پیچ دادن به بالای گوی بیلیاردکه گوی اصلی به دنبال گوی هدف می رود
upstream بالای رودخانه
bar چوب افقی بالای مانع
bars چوب افقی بالای مانع
hovercraft رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
cursor حرکت نشانه گر به گوشه بالای سمت چپ صفحه نمایش
cursors حرکت نشانه گر به گوشه بالای سمت چپ صفحه نمایش
head دستشویی قایق بالای بادبان
laser چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
lasers چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
cornice گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornice گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
cornices گچ بری بالای دیوار زیر سقف
cornices گچ بری زیر سقف یا بالای دیوار
pulpit بالای منبر رفتن
pulpits بالای منبر رفتن
caption متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
captions متن مشروح در بالای پنجره با متن سفید و رنگ صفحه آبی قرار می گیرد
interpreter نرم افزاری که برنامه سطح بالای کاربر را
interpreters نرم افزاری که برنامه سطح بالای کاربر را
superimpose قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
superimposes قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
superimposing قرار دادن چیزی در بالای چیز دیگر
key قطعه ای کاغذ بالای کلیدهای مخصوص برای یادآوری به اپراتور تابع های خاص
uptown بالای شهر
print کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
fanlight پنجره بالای در
fanlights پنجره بالای در
referee داور بالای والیبال
refereed داور بالای والیبال
refereeing داور بالای والیبال
referees داور بالای والیبال
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
clicking فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
upper class وابسته به طبقات بالای اجتماع
upper class وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
upper classes وابسته به طبقات بالای اجتماع
upper classes وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
aloft در بالای زمین
aloft سطوح بالا در بالای
hyper پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
hyper- پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارج از حد عادی وفوق العاده ومافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط
action که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
actions که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
production الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
keeper ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
headline در بالای صفحه ریسمان
headlines در بالای صفحه ریسمان
crucifixion تصویر عیسی بر بالای صلیب مصلوب ساختن
crucifixions تصویر عیسی بر بالای صلیب مصلوب ساختن
overhead بالای سر
overhead در بالای سر
Other Matches
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
transom پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
into the bargain بالای ان
atop of در بالای
atop of بالای
outreach بالای سر
above بالای
above بالای سر
at the top of در بالای
oer بالای
crow's nest بالای بلندی
run over <idiom> حرکت از بالای
crowns بالای هرچیزی
crown بالای هرچیزی
up the street بالای خیابان
It passed over my head. از بالای سرم رد شد
ridge piece کش بالای شیروانی
above the earth بالای زمین
roof tree کش بالای شیروانی
on بالای در باره
ridge pole کش بالای شیروانی
rooftop بالای بام
rooftops بالای بام
ridge tree کش بالای شیروانی
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
mean high water اب بالای میانگین
overhead forehand فورهند از بالای سر
overhead stroke ضربه از بالای سر
mantel board در بالای بخاری
fan light پنجره بالای در
knap بالای تپه
oer بالای سر روی سر
overhead cover حفاظ بالای سر
overhead backhand بک هند از بالای سر
plunging fire اتش بالای سر
over the horizon بالای افق
chimney-head [بالای دودکش کوره ای]
overhead pass پاس با دو دست از بالای سر
penthouse اطاقک بالای بام
bartizan کنگره بالای برج
tree house خانه بالای درخت
bed moulding گچبری بالای کتیبه
penthouses اطاقک بالای بام
spike over the block ابشار از بالای دفاع
on station پروازهواپیما بالای هدف
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
aboveground در بالای سطح زمین
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
superlunary واقع بر بالای ماه
rain water head طشتک بالای ناودان
exoatmosphere ترکش اتمی بالای جو
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
head water بالای رودخانه بالارود
high rate of interest نرخ بالای بهره
intercepting ditch ابرو بالای خاکبرداری
overwrite بالای محلی نوشتن
foretoppsail بادبان بالای شراع صدر
tapes نوار پهن بالای تور
high beam نور بالای چراغ اتومبیل
roof garden تفریح گاه بالای بام
high frequency region of a spectrum ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
gatehouse اطاق یازندان بالای دروازه
crossbars چوب افقی بالای مانع
crossbar چوب افقی بالای مانع
gatehouses اطاق یازندان بالای دروازه
stratopause لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
ascender قسمت بالای حروف کوچک
space above property فضای قسمت بالای ملک
lunette نعل اسب پنجره بالای در
parhelic circle هاله روشن بالای افق
dome light چراغ بالای طاق خودرو
epigastrium فوق المعده بالای شکم
eyebrows گچ بری هلالی بالای پنجره
on station اماده باش بالای هدف
eyebrow گچ بری هلالی بالای پنجره
fleche میل بالای مناره مارپیچ
taped نوار پهن بالای تور
tape نوار پهن بالای تور
up stream بالارود در قسمت بالای نهر
upper edge of the net نوار بالای تور والیبال
upstaged وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstaging وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstages وابسته به عقب یا بالای صحنه
cimborio [برجک نورگیر بالای بام]
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
Hertfordshire spike [میل بالای مناره مارپیچ]
to crset a hill به بالای تپه ایی رسیدن
My bedroom is just above. اطاق خواب من درست بالای اینجاست
chimney-breast [بالای دیوار شومینه به سمت دودکش]
outside passenger مسافری که بیرون یا بالای دلیجان می نشیند
on target بالای اماج زمان روی هدف
intercepting ditch جوی کوهی ابروی بالای کند
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
minimum clearance حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
midnight sun خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
warp beam چوب افقی بالای دار [قالی]
barge-board [تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
specification درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
vinculum خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
topsides قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
dais سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
cartop حمل قایق کوچک بالای اتومبیل
smash ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
gable سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
calipash قسمت بالای کاسه لاک پشت
smashes ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
gables سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
trochanter برامدگی در بالای تنه استخوان ران
crotched گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
slope soaring بلند شدن به هوا از بالای تپه
deck house اتاقهای بالای عرشه اصلی کشتی
styloipodium گرده بالای میوه گیاهان چتری
ullage حجم بالای سطح مایع تانک
follow shot ضربه با دادن پیچ به بالای گوی بیلیارد
put away ضربه محکم از بالای سر حذف حریف اسمش
pennoncel پرچم کوچک بالای زره یا کلاه خود
penoncel پرچم کوچک بالای زره یا کلاه خود
high tailed aircraft هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
houselights نوری که در تماشاخانه بالای سر تماشاچیان را روشن میکند
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
drop shot ضربه اهسته بالای حد مرزی و افتادن به زمین
PowerPC پردازنده با کارایی بالای RISC سافت Motorola
cul-de-four [نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
oubiette زندان پنهان که در بالای ان یک روزنه هست و بس سیاه چال
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
razee کشتی ای که عرشه بالای انرابرداشته باشندکه کوتاه شود
tower house قلعه مستحکم قرون وسطی خانه بالای برج
main topmast دگلی که درست بالای دگل اصلی قرار دارد
round house بازداشت گاه اطاق عقبی درعرشه بالای کشتی
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
mezzanine space فضای مخصوص گردش هوادر بالای سقف انبار
hitch kick پرش طول با دو گام برداشتن درهوا و دست بالای سر
poppet head طناب و قرقره که در بالای تیری نصب شده باشد
gablet [سنتوری کوچکی بالای شمع پشت بند] [معماری]
gradine [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
Gothic Revival [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
ascender مسیر یک حرف که بالای خط اصلی حروف چاپی قرار دارد.
lintels نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
maneuvering vent شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
cabin altitude فشار کابین برحسب فشارمعادل ارتفاع بالای سطح زمین
lintel نعل درگاه تیر یا اجرکاری ضربی بالای درب و پنجره
sight window بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
abat-voix [قبه یا سایبان که صدا را در پشت و بالای سکوی خطابه منعکس می کند.]
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
ems سیستمی در PC که بخشی از حافظه که بالای کیلو بایت است نشان میدهد
body stocking جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
gradin یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
gradine یک سری صندلی یا پلههای کوتاه که یکی بالای دیگری قرار دارد
body stockings جامهی تنگ که به بدن میچسبد و بالاتنه و پاها را تا بالای زانو میپوشاند
meniscus سطح منحنی بالای ستونی ازمایع که میتواند محدب یامقعر باشد
suprapermafrost ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
macron علامت "-" که بالای حروف صدادار گذارده میشود تاصدای ان بلندتر شود
footnote یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
footnotes یادداشتی در پایین صفحه مربوط به متن بالای آن که معمولا یک عدد مرجع است
leader's rule روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار
push down list لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
trapoze سیم وصل به بالای دکل وکمربند سرنشین قایق برای فشار به سمت باد
caban طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
My Computer نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
anti collision light چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
high airburst ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
to hang over anything سوی چیزی پیشامدگی داشتن بالای چیزی سوارشدن
three state logic : بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
up the river سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
ansi سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
flying head نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
cls در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
heddle rod چوب کوجی [به آن نیره و ورد نیز گفته می شود، در بالای دار در محل تقاطع چله های زیر و رو، بین تارها جهت تفکیک و تنظیم آنها قرار گرفته.]
pop up window پنجرهای که در هر لحظه قابل نمایش روی صفحه است در بالای تمام چیزهایی که روی صفحه هستند
To go from bad to worse . قوز بالای قوز شدن
parent directory دایرکتوری بالای یک زیر دایرکتوری
pile گوشت فرش [قسمت آزاد نخ در بالای گره است و ارتفاع آن بسته به نوع و محل بافت فرش از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر می رسد.]
salachak فرش محرابی یموتی [این نوع بافت حالت معمول مستطیل شکل فرش را ندارد و قسمت بالای فرش شکل قوسی یا مثلثی دارد.]
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
countermark انگ بالای انگ
brussels دار الکتریکی یا ژاکارد که در تهیه فرش های ماشینی بکار رفته، تارها روی بوبین در بالای ماشین قرار گرفته و بسته به نیاز باز می شوند [شبیه دار کرمانی] و در آن حلقه های نخ پود بصورت بریده شده رها می گردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com