Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 269 (16 milliseconds)
English
Persian
top down
از بالا به پایین
top-down
از بالا به پایین
Search result with all words
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
plotter
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
feint
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted
حرکت از میله بالا به میله پایین
feinting
حرکت از میله بالا به میله پایین
feints
حرکت از میله بالا به میله پایین
status
خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
draft
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafted
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafts
چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
horizontal
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
bump
بالا و پایین رفتن
elevation
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevations
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
uppercut
ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
uppercuts
ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
hunting
حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
migration
انتقال داده بین وسیله با تقدم بالا یا line-on با تقدم پایین یا line-off
swaying
بالا و پایین رفتن ناو
fluctuating
حرکت به بالا و پایین
fluctuate
حرکت به بالا و پایین
fluctuated
حرکت به بالا و پایین
fluctuates
حرکت به بالا و پایین
fluctuation
حرکت به بالا و پایین
tamp
بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
heaving
بالا و پایین رفتن ناو
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
scroll
برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
scroll
متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
scroll
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scrolls
برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
scrolls
متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
scrolls
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
arrow keys
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
band project filter
فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
bottom up
از پایین به بالا
bottom up method
ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
bottom up programming
ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
bottom up technique
روش اجرا از پایین به بالا
count down
از بالا به پایین شمردن شمارش معکوس
dandle
بالا و پایین انداختن
dead center position
نقطه مرگ بالا یا پایین
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
hair stroke
خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
halliard
طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
high/low/close/open graph
نمودار بالا / پایین / بسته /باز
highlight bar
میلهای که کاربر بالا و پایین میکند تا لیستی از موضوعات مورد انتخاب را ببینید
jigging
بالا و پایین بردن طعمه در اب
jitter
خطایی که در آن حرکت سرعت بالا پایین نشانگر روی صفحه وجدو دارد و در یک ارسال فیش
jounce
بشدت بالا و پایین پریدن
jungle gym
چهارچوبی که اطفال روی ان تاب خورده و بالا و پایین میروند
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
roll scroll
متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
square wave
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
three state logic
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
top down development
توسعه از بالا به پایین
top down programming
برنامه سازی از بالا به پایین
up and down
بالا و پایین
vertical diagraph
شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
see-saw
بالا و پایین روی
see-sawed
بالا و پایین روی
see-sawing
بالا و پایین روی
see-saws
بالا و پایین روی
yo-yo
بالا و پایین رونده
yo-yos
بالا و پایین رونده
Other Matches
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
down
سوی پایین بطرف پایین
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
further down
پایین تر
neath or neath
پایین
shortest
پایین تر
shorter
پایین تر
short
پایین تر
below
<adv.>
در پایین
neath or neath
پایین تر
lower
پایین تر
below
پایین
hereafter
<adv.>
در پایین
lower limit
حد پایین
lowered
پایین تر
bottoms
پایین
lower most
پایین تر
infara
پایین تر
sub-
یا پایین تر
bottom
پایین
thereinafter
[archaic or formal]
<adv.>
در پایین
hereinafter
[formal]
<adv.>
در پایین
subteen
پایین تر از سن 31
subatmospheric
پایین تر از جو
down
پایین
vide infara
پایین
tailwater
پایین اب
flat
پایین
down stairs
پایین
flattest
پایین
submiss
پایین
low level
پایین
beneath
پایین تر
shitu
پایین
dowm
پایین
low
پایین
infara
پایین
beneath
پایین
bal
از مچ پا به پایین
lowers
پایین تر
lowering
پایین تر
hypogenous
پایین رو
underneath
پایین
lower
پایین
de-
پایین
infrahuman
پایین تر از انسان
subordinates
فرعی پایین تر
subordinating
فرعی پایین تر
beneath
از زیر پایین تر از
on the down grade
پایین رونده
low
پایین اهسته
feet
پایین دامنه
low
پایین ضعیف
depressions
پایین دادن
depression
پایین دادن
downward
روبه پایین
lowermost
پایین ترین
low order
پایین رتبه
overhand
از پایین ببالا
descend
پایین امدن
descends
پایین امدن
prolapse
پایین افتادگی
prolapse
پایین افتادن
prolapsus
پایین افتادگی
the masses
دستههای پایین تر
pushdown
پایین فشردنی
push down stack
پایین فشردنی
res
noitaloseR پایین
low level
در سطح پایین
low order
مرتبه پایین
low pass
پایین گذر
lowpass
پایین گذار
degrades
پایین دادن
degrade
پایین دادن
lower threshold
استانه پایین
lower most
پایین ترین
mean low water
اب پایین میانگین
lower mast
دکل پایین
neath or neath
پایین زیرین
lower limit
کران پایین
nether world
جهان پایین
nutant
پایین افتاده
nutate
پایین افتادن
oars down
پارو پایین
low resolution
وضوح پایین
low resolution
تفکیک پایین
submaxilla
ارواره پایین
the lower world
جهان پایین
to set down
پایین اوردن
lower bound
کران پایین
to sink in the scale
پایین رفتن
low wing
بال پایین
low altitude
ارتفاع پایین
low activity
فعالیت پایین
downstairs
طبقه پایین
nether
زیر پایین
nether
واقع در پایین
downward
پایین زیرین
drives
ضربه از پایین
drive
ضربه از پایین
look down
پایین امدن
let down
پایین کردن
undermost
پایین ترین
to reach down
پایین اوردن
low energy
انرژی پایین
comedown
پایین رفتن
the valley lies below
ده در پایین است
lowest
پایین ترین
to beat down
پایین اوردن
to bring down
پایین اوردن
lower class
طبقه پایین
lower classes
طبقه پایین
to come down
پایین امدن
to get down
پایین رفتن
to go down
پایین رفتن
to let down
پایین کردن
to look down
پایین امدن
low frequency
فرکانس پایین
uoppon pyon soon koot
کف دست پایین
alow
روبه پایین
catabatic
پایین اینده
desceht
پایین امدن
down current
جریان رو به پایین
downtrend
سیربطرف پایین
minor
پایین رتبه
down draft
جریان رو به پایین
bottommost
پایین ترین
foot
پایین بادبان
decurrent
پایین افتاده
hereinbelow
ازاین پایین تر
downward compatibility
سازگارمتمایل به پایین
face down feed
خورد رو به پایین
dim light
نور پایین
subordinate
فرعی پایین تر
downward travel
ضربه رو به پایین
downward swing
نوسان رو به پایین
downward movement
حرکت رو به پایین
downward compatible
سازگار رو به پایین
disrate
پایین اوردن
go dan barai
رد کردن از پایین
go down
پایین رفتن
download
بارگیری پایین
downward stroke
ضربه رو به پایین
downmost
پایین ترین
downfeed
تغذیه رو به پایین
bate
پایین اوردن
shutting
پایین اوردن
shuts
پایین اوردن
shut
پایین اوردن
At lower levels.
در سطوح پایین تر
downstream
پایین دست
downstream
پایین رود
down stroke
ضربه رو به پایین
downfield
میدان پایین
From top to bottom.
ازبالاتا پایین
hereinbelow
در پایین این
subordinated
فرعی پایین تر
breast
نورد پایین
lee
پایین باد
low level format
فرمت سطح پایین
low frequency furnace
کوره فرکانس پایین
deflection
پایین افتادگی واخمش
dip
پایین امدن سرازیری
low frequency filter
صافی فرکانس پایین
deflections
پایین افتادگی واخمش
the low absorbance method
روش جذب پایین
tenth rate
پایین ترین درجه
tenth rate
از پایین ترین جنس
submaxilla
وابسته به استخوان فک پایین
bottom dead cente
نقطه مرگ پایین
down hand welding
جوشکاری پایین دستی
inferior
پایین رتبه فرعی
low frequency range
حیطه فرکانس پایین
down sprue
لوله پایین دست
flattest
یکنواخت پایین دست
low frequency source
منبع فرکانس پایین
flat
یکنواخت پایین دست
subalternate
شخص پایین رتبه
low frequency valve
لامپ فرکانس پایین
low frequency wave
موج فرکانس پایین
low heat value
مقدار حرارتی پایین
low frequency generator
مولد فرکانس پایین
low frequency transformer
ترانسفورماتور فرکانس پایین
dips
پایین امدن سرازیری
inferiors
پایین رتبه فرعی
come down the steps
از پلگان بیایید پایین
flatten
نیم نت پایین امدن
flattens
نیم نت پایین امدن
low temperature
درجه حرارت پایین
low resolution
تفکیک پذیری پایین
undermentioned
<adj.>
بیان شده در پایین
mentioned below
[often postpos.]
<adj.>
بیان شده در پایین
low res graphics
گرافیک با وضوح پایین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com