English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
degreasing از بین بردن یا برداشتن گریس
Other Matches
to take off برداشتن بردن
to whisk away or off تند بردن برداشتن
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
lubricating oils گریس
grease گریس
greased گریس
emulsifiable grease گریس
greasing گریس
grease cup گریس خور
lubricants روغن یا گریس
lubricant روغن یا گریس
oil nipple گریس خور
grease nipple گریس خور
grease pot فرف گریس
zerk fitting گریس خور
lubrication گریس زنی
oiler گریس کار
lubricating nipple گریس خور
nipples گریس خور
nipple گریس خور
chassis grease روغن گریس
hand lever operated grease gun تلمبه دستی گریس
grease injector تزریق کننده گریس
conical head lubricating nipple گریس خور مخروطی
degrease پاک کردن گریس
transmission grease گریس جعبه دنده
greased روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
grease روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
greasing روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
flaws مو برداشتن
includes در برداشتن
flaw مو برداشتن
to pick up برداشتن
take up برداشتن
glom برداشتن
countertrace برداشتن از
ingather برداشتن
ingether برداشتن
to run away with برداشتن
sublate برداشتن
to take up برداشتن
include در برداشتن
deleting برداشتن
removes برداشتن
lifted برداشتن
lifting برداشتن
lifts برداشتن
pickup برداشتن
removing برداشتن
pick up برداشتن
take برداشتن
remove برداشتن
moistening نم برداشتن
removes از جا برداشتن
remove از جا برداشتن
lift برداشتن
takes برداشتن
to mop up برداشتن
deletes برداشتن
removing از جا برداشتن
deleted برداشتن
delete برداشتن
to pull off برداشتن
decoded برداشتن رمز
decodes برداشتن رمز
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
step قدم برداشتن
run away with برداشتن و در رفتن
flaw ترک برداشتن
unhood سرپوش برداشتن از
flaws ترک برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
spoon با قاشق برداشتن
spooned با قاشق برداشتن
stepping گام برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
stepping قدم برداشتن
off take rudder سکان برداشتن
step گام برداشتن
removing برداشتن مهر
spoons با قاشق برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
decode برداشتن رمز
make a copy of رونوشت برداشتن
picturize فیلم برداشتن از
warp تاب برداشتن
unveils حجاب برداشتن
unveiling حجاب برداشتن
remove برداشتن مهر
ingether خرمن برداشتن
unveiled حجاب برداشتن
unveil حجاب برداشتن
warped تاب برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
elide ازاخر برداشتن
remove slag سرباره را برداشتن
twists تاب برداشتن
twisting تاب برداشتن
removes برداشتن مهر
twist تاب برداشتن
eliding ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
give up دست برداشتن از
elided ازاخر برداشتن
warps تاب برداشتن
uncap سر پوش برداشتن از
maps نقشه برداشتن از
machined براده برداشتن
machine براده برداشتن
unmasked نقاب برداشتن از
demountable قابل برداشتن
cease دست برداشتن
desist دست برداشتن
resign دست برداشتن
unmasking نقاب برداشتن از
list سیاهه برداشتن
polls نمونه برداشتن
dequeue برداشتن اقلام یک صف
polled نمونه برداشتن
machines براده برداشتن
unmask نقاب برداشتن از
map نقشه برداشتن از
clearance برداشتن مانع
heaved خیز برداشتن
heave خیز برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
to receive a wound زخم برداشتن
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
to break step غلط پا برداشتن
break step غلط پا برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
poll نمونه برداشتن
cracks شکاف برداشتن
to sweep away ازمیان برداشتن
gait گام برداشتن
uncap کلاه از سر برداشتن
snap up تند برداشتن
emarginate برداشتن حاشیه از
to have one's p taken عکس برداشتن
shuffle off به عجله برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
transcribed رونوشت برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
unmasks نقاب برداشتن از
feet پاچنگال برداشتن
crack شکاف برداشتن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
to run away with برداشتن ودر رفتن
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
defuses فیوز بمب را برداشتن
cracks شکاف برداشتن ترکیدن
crack شکاف برداشتن ترکیدن
overcrop زیاد حاصل برداشتن از
To pluck ones eyebrows. زیر ابرو برداشتن
to lift one's hand دست به سوگند برداشتن
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
defusing فیوز بمب را برداشتن
multiplicate چندین نسخه برداشتن از
to have two strings to one bow با یک دست دو هندوانه برداشتن
defused فیوز بمب را برداشتن
defuse فیوز بمب را برداشتن
work in مشکلات را از میان برداشتن
yerk هل دادن شکاف برداشتن
to take notes of یاد داشت برداشتن از
to lift up one's hand دست بدعا برداشتن
decontrol دست از کنترل برداشتن
remove the seal from مهر چیزی را برداشتن
pace شیوه گام برداشتن
paced شیوه گام برداشتن
paces شیوه گام برداشتن
curl تاب برداشتن فردادن
untread بعقب گام برداشتن
disburden بار از دوش برداشتن
leave alone <idiom> دست از سر کسی برداشتن
racing of generator دور برداشتن مولد
racing of motor دور برداشتن موتور
curls تاب برداشتن فردادن
withdraw عقب کشیدن برداشتن
withdraws عقب کشیدن برداشتن
curled تاب برداشتن فردادن
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com