Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
out law
از حقوق بی بهره کردن
Other Matches
outlawry
بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
out law
کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
municipium
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
usury
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
public international law
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
deprives
بی بهره کردن
deprive
بی بهره کردن
depriving
بی بهره کردن
divesting
بی بهره کردن
divested
بی بهره کردن
divest
بی بهره کردن
divests
بی بهره کردن
detention of pay
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
tap
بهره برداری کردن از
utilised
بهره برداری کردن
exploit
بهره برداری کردن از
infatute
ازخرد بی بهره کردن
exploits
بهره برداری کردن از
exploiting
بهره برداری کردن از
utilises
بهره برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
tapped
بهره برداری کردن از
tapping
بهره برداری کردن از
utilizes
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
partook
بهره داشتن طرفداری کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
dispossess
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
protective duty
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
exploitation
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
to prescribe something
[legal provision]
چیزی را تعیین کردن
[تجویز کردن]
[ماده قانونی]
[حقوق]
utilised
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
attainder
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
advalorem duty
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
allotment advice
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
vindicated
استیفای حقوق کردن
to execute somebody
اعدام کردن
[حقوق]
vindicate
استیفای حقوق کردن
vindicates
استیفای حقوق کردن
to study for the bar
تحصیل حقوق کردن
vindicating
استیفای حقوق کردن
ostracizing
از حقوق اجتماعی محروم کردن
to have recourse to a court
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
ostracised
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracises
از حقوق اجتماعی محروم کردن
to seek redress in court
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
ostracising
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracizes
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracize
از حقوق اجتماعی محروم کردن
ostracized
از حقوق اجتماعی محروم کردن
to apply to a court
به دادگاه رجوع کردن
[حقوق]
ostracism
محروم کردن از حقوق اجتماعی
abuses
تجاوز به حقوق کسی کردن
abusing
تجاوز به حقوق کسی کردن
abused
تجاوز به حقوق کسی کردن
enfranchised
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchise
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchising
حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchises
حقوق مدنی اعطا کردن به
abuse
تجاوز به حقوق کسی کردن
to apply to the court of arbitration
به دادگاه حکمیت رجوع کردن
[حقوق]
to have recourse to arbitration
به دادگاه حکمیت رجوع کردن
[حقوق]
to enjoin somebody from doing something
[American E]
منع کردن کسی از انجام کاری
[حقوق]
to hog the road
بی اعتنا به حقوق سایررانندگان درجاده تجاوز کردن
exploit
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
to sue somebody for libel
[slander]
از کسی برای افترا
[تهمت]
شکایت کردن
[حقوق]
denationalised
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
study for bar
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
diminishing marginal productivity
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
interest
بهره
exploited
بهره ده
exploiter
بهره کش
efficient
بهره ور
exploiters
بهره کش
quotients
بهره
productive
بهره زا
portions
بهره
quotient
بهره
portion
بهره
gained
بهره
gains
بهره
yielded
بهره
yield
بهره
interests
بهره
efficiency
بهره
gain
بهره
yields
بهره
shared
بهره قسمت
share
بهره قسمت
utilisation
[British]
بهره برداری
rat of interest
نرخ بهره
using
بهره برداری
usage
بهره برداری
shares
بهره قسمت
exploitation
[utilization]
بهره برداری
rate of interest
نرخ بهره
passive debt
وام بی بهره
quantum yield
بهره کوانتومی
utilization
بهره برداری
contango
بهره دیرکرد
benefic
بهره بردار
bank interest
بهره بانکی
default interest
بهره معوق
optimising
بهره بردن
deprival
بی بهره سازی
compound interest
بهره مرکب
put out to interest
به بهره گذاشتن
pure interest
بهره خالص
rq
بهره تنفسی
cheap money
پول با بهره کم
efficiency
بهره وری
resipatory quotient
بهره تنفسی
declaration of interest
اعلام بهره
interest
بهره
[اقتصاد]
gavels
بهره غیرمجاز
productive work
کار بهره زا
interest for delay
بهره دیرکرد
abusing
بهره کشی
at % interest
با بهره 21 درصد
gained
بهره تقویت
gain
بهره برداری
accrued interest
بهره متعلقه
voltage gain
بهره ولتاژ
interest
سودیا بهره
interests
سودیا بهره
gain
بهره تقویت
advantage by illness
بهره بیماری
exploitation
بهره کشی
exploitation
بهره برداری
abuses
بهره کشی
gains
بهره تقویت
exploited class
طبقه بهره ده
interest rate
نرخ بهره
exploitative character
منش بهره کش
exploiting class
طبقه بهره کش
factor payments
بهره وسود
abuse
بهره کشی
transducer gain
بهره دگرسازی
gains
بهره برداری
abused
بهره کشی
economic rent
بهره اقتصادی
economic rent
بهره مالکانه
lot
بخش بهره
lot
بهره قسمت
antenna gain
بهره انتن
operation
بهره برداری
utilisations
بهره برداری ها
gavel
بهره غیرمجاز
gained
بهره برداری
divestment
بی بهره سازی
dispossessor
بی بهره سازنده
divestiture
بی بهره سازی
sweatshops
بهره کشخانه
sweatshop
بهره کشخانه
loan interest
بهره وام
usages
بهره برداری ها
utilizations
بهره برداری ها
laser gain
بهره لیزر
legal interest
بهره قانونی
high interest
بهره سنگین
productivity
بهره وری
lending rate
بهره - نزولپول
high interest
بهره گران
real interest rate
نرخ بهره واقعی
interest free loan
وام بدون بهره
bank rate
نرخ بهره بانکی
ready for use
اماده بهره برداری
factor productivity
بهره دهی عوامل
high rate of interest
نرخ سنگین بهره
i paid the debt plus interest
بدهی را با بهره ان دادم
high rate of interest
نرخ بالای بهره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com