English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (2 milliseconds)
English Persian
to come out of the woods <idiom> از خطر جستن
to be out of the woods <idiom> از خطر جستن
to be over the hump [American] <idiom> از خطر جستن
to be over the worst <idiom> از خطر جستن
to be off the hook <idiom> از خطر جستن
Search result with all words
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
jump جستن
jumped جستن
jumps جستن
best برتری جستن
leap جستن دویدن
leaped جستن دویدن
leaps جستن دویدن
assist شرکت جستن
assisted شرکت جستن
assisting شرکت جستن
assists شرکت جستن
renounce تبری جستن از
renounced تبری جستن از
renounces تبری جستن از
renouncing تبری جستن از
outstrip عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstripped عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstripping عقب گذاشتن پیشی جستن از
outstrips عقب گذاشتن پیشی جستن از
hip جستن پریدن
hips جستن پریدن
anticipate پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipated پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipates پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipating پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
rocket راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rockets راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
excel تفوق جستن بر
excelled تفوق جستن بر
excelling تفوق جستن بر
excels تفوق جستن بر
find جستن تشخیص دادن
finds جستن تشخیص دادن
shoot forth بالا جستن
shoot out بالا جستن
shoot-out بالا جستن
shoot-outs بالا جستن
surpass بهتر بودن از تفوق جستن
surpassed بهتر بودن از تفوق جستن
surpasses بهتر بودن از تفوق جستن
denied تبری جستن
denies تبری جستن
deny تبری جستن
denying تبری جستن
bounce پس جستن
bounced پس جستن
bounces پس جستن
transcend سبقت جستن
transcended سبقت جستن
transcending سبقت جستن
transcends سبقت جستن
scoot بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooted بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scooting بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
scoots بسرعت ومثل تیر شهاب رفتن جستن
emulate برابری جستن با پهلو زدن
emulated برابری جستن با پهلو زدن
emulates برابری جستن با پهلو زدن
emulating برابری جستن با پهلو زدن
overridden برتری جستن بر
override برتری جستن بر
overrides برتری جستن بر
overrode برتری جستن بر
spring جستن
springs جستن
trump مغلوب ساختن پیشی جستن
trumps مغلوب ساختن پیشی جستن
escape رهایی جستن خلاصی جستن
escaped رهایی جستن خلاصی جستن
escapes رهایی جستن خلاصی جستن
escaping رهایی جستن خلاصی جستن
forestall پیش جستن بر
forestalled پیش جستن بر
forestalls پیش جستن بر
outrun پیشی جستن بر
outrunning پیشی جستن بر
outruns پیشی جستن بر
antecede برتری جستن
get the start of سبقت جستن بر
out act پیشی جستن از
out maneuver تفوق جستن در مانور
outbalance پیشی جستن
outguess سبقت جستن
outjockey جستن بر
outvie برتری جستن از
overjump بیش از اندازه نیروی خود جستن
overleap جستن از
overleap جستن از روی نادیده گذشتن از
overtop برتی جستن بر
overtop برتری جستن از
purgation برائت جستن
to carry sword شمشیر جستن
to escape with life and limb سختی رهایی جستن
to find f.with عیب جستن از
to find fault with عیب جستن
to gain a ccess تقرب جستن
to gain a over برتری یاتفوق جستن بر
Other Matches
to make approaches وسایل نزدیک شدن جستن دسترس جستن
to seek refuge پناه جستن
to seek shelter پناه جستن
to make a pounce ناگهان جستن
to keep one's distance دوری جستن
to give the go by to پیشی جستن بر
to gain the upper hand تفوق جستن
to get the better of پیشی جستن بر
to get the upper hand پیشی جستن
wager of law تبری جستن با سوگند
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
to have recourse to a person بکسی توسل جستن یامتوسل شدن
toget the start of one's rival بررقیبان خود پیشی یا سبقت جستن
to steal a march on any one بر کسی پیشدستی کردن یاسبقت جستن
view halloo فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
to pounce on somebody به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com