English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
void از درجه اعتبار ساقط کردن
Other Matches
it is no longer valid از درجه اعتبار ساقط است
credit rating درجه بندی اعتبار
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
lapsed ساقط
he forefeited his right حق او ساقط شد
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
lapsed ppa ساقط شده
lapsible ساقط شدنی
miscarried جنین ساقط
casuing to lapse ساقط کننده
lapse vi ساقط شدن
abortive foatus جنین ساقط
an incident ray پرتو ساقط
an incident ray شعاع ساقط
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
tolled حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
revalidate تجدید اعتبار کردن
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
validating تایید اعتبار قانونی کردن
validated تایید اعتبار قانونی کردن
validates تایید اعتبار قانونی کردن
validate تایید اعتبار قانونی کردن
reinstatement of revolving credit اعتبار گردانی را تجدید کردن
call for ..... under the credit درخواست کردن ..... تحت اعتبار
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
appropriation اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
authentication تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
overdraw بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
peg کوشش کردن درجه
pegs کوشش کردن درجه
grade درجه بندی کردن
echelonment درجه بندی کردن
grades درجه بندی کردن
rates درجه بندی کردن
graduating درجه بندی کردن
graduate درجه بندی کردن
rate درجه بندی کردن
graduates درجه بندی کردن
segregation جدا کردن درجه بندی کردن
gaduate درجه بندی کردن تغلیظ کردن
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
grades نوع درجه بندی کردن
peering هم درجه کردن بدرجه اشرافی
miter گوشه 09 درجه را نصف کردن
conferred a degree درجه دانشگاهی اعطا کردن
peer هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peered هم درجه کردن بدرجه اشرافی
grade نوع درجه بندی کردن
lapsable سلب شدنی ساقط شدنی برگشتنی
lapses سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
lapsing سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
lapse سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
setting up بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
set بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
rank درجه دادن دسته بندی کردن
degrades کم کردن درجه خفیف کردن
degrade کم کردن درجه خفیف کردن
zeros قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zero قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeroes قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
demonetization خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
lapsible a ساقط شدنی باطل شدنی
his right of ownership lapsed حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
entitlements اعتبار
advancing اعتبار
advance اعتبار
credits اعتبار
advances اعتبار
authenticity اعتبار
entitlement اعتبار
reputability اعتبار
crediting اعتبار
budget اعتبار
influence اعتبار
funded اعتبار
validity اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
credit line حد اعتبار
reputation اعتبار
estimate اعتبار
reputations اعتبار
estimated اعتبار
estimates اعتبار
influenced اعتبار
fund اعتبار
prestigious با اعتبار
credibility اعتبار
prestige اعتبار
influencing اعتبار
influences اعتبار
estimating اعتبار
creditability اعتبار
creditless بی اعتبار
importance اعتبار
appropriation symbol کد اعتبار
credit اعتبار
credited اعتبار
budgets اعتبار
budgeted اعتبار
validation اعتبار
valuing اعتبار
values اعتبار
value اعتبار
void بی اعتبار
standing اعتبار
esteem اعتبار
invalids : بی اعتبار
invalid : بی اعتبار
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
factoring of credit نمایندگی اعتبار
validity criterion ملاک اعتبار
validity index شاخص اعتبار
validity of a contract اعتبار قرارداد
void result نتیجه بی اعتبار
on tick روی اعتبار
on trust بر مبنای اعتبار
open credit اعتبار نامحدود
validity coefficient ضریب اعتبار
bad ناصحیح بی اعتبار
bank credit اعتبار بانکی
trust اعتقاد اعتبار
trusted اعتقاد اعتبار
trusts اعتقاد اعتبار
credit term مدت اعتبار
apportionment واگذاری اعتبار
blank credit اعتبار نامحدود
bridging leon اعتبار موقت
test validity اعتبار ازمون
creditably از روی اعتبار
factoring of credit عاملیت اعتبار
content validity اعتبار محتوا
consumption credit اعتبار مصرفی
convergent validity اعتبار همگرا
credit terms شرایط اعتبار
requirements of the credit شرایط اعتبار
credentials اعتبار نامه
a company of good standing شرکتی با اعتبار
credit transfers انتقال اعتبار
validity check بررسی اعتبار
credit transfer انتقال اعتبار
validity صحت اعتبار
imprest fund اعتبار مساعده
advising of credit ابلاغ اعتبار
credit expansion گسترش اعتبار
credit insurance بیمه اعتبار
fund اعتبار مالی
funded اعتبار مالی
trade credit اعتبار تجاری
counter credit اعتبار متقابل
issuance credit افتتاح اعتبار
issue a credit افتتاح اعتبار
issuing of the credit افتتاح اعتبار
in force دارای اعتبار
item validity اعتبار پرسش
countervailing credit اعتبار اتکائی
countervailing credit اعتبار متقابل
l/c اعتبار نامه
letter of credit ورقه اعتبار
letter of credit اعتبار اسنادی
appropriation title عنوان اعتبار
expired بدون اعتبار
authenticity of a document اعتبار سند
back to back credit اعتبار اتکایی
validation of a hypothesis اعتبار یک فرضیه
validation of a model اعتبار یک الگو
military funds اعتبار نظامی
validity check مقابله اعتبار
appropriation reimbur sement تامین اعتبار
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com