English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
void از درجه اعتبار ساقط کردن
Other Matches
it is no longer valid از درجه اعتبار ساقط است
credit rating درجه بندی اعتبار
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
lapsed ساقط
he forefeited his right حق او ساقط شد
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
an incident ray شعاع ساقط
miscarried جنین ساقط
an incident ray پرتو ساقط
casuing to lapse ساقط کننده
abortive foatus جنین ساقط
lapsed ppa ساقط شده
lapsible ساقط شدنی
lapse vi ساقط شدن
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
tolled حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
revalidate تجدید اعتبار کردن
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
validating تایید اعتبار قانونی کردن
validated تایید اعتبار قانونی کردن
validate تایید اعتبار قانونی کردن
reinstatement of revolving credit اعتبار گردانی را تجدید کردن
validates تایید اعتبار قانونی کردن
call for ..... under the credit درخواست کردن ..... تحت اعتبار
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
appropriation اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
authentication تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
overdraw بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
rates درجه بندی کردن
grade درجه بندی کردن
rate درجه بندی کردن
graduates درجه بندی کردن
graduate درجه بندی کردن
grades درجه بندی کردن
graduating درجه بندی کردن
pegs کوشش کردن درجه
peg کوشش کردن درجه
echelonment درجه بندی کردن
gradate درجه بندی کردن مخلوط کردن
gaduate درجه بندی کردن تغلیظ کردن
segregation جدا کردن درجه بندی کردن
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
miter گوشه 09 درجه را نصف کردن
grade نوع درجه بندی کردن
peered هم درجه کردن بدرجه اشرافی
conferred a degree درجه دانشگاهی اعطا کردن
grades نوع درجه بندی کردن
peering هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer هم درجه کردن بدرجه اشرافی
lapsing سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
lapsable سلب شدنی ساقط شدنی برگشتنی
lapse سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
lapses سلب سلب یا ساقط یا زایل شدن
set بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
rank درجه دادن دسته بندی کردن
setting up بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
ranked درجه دادن دسته بندی کردن
ranks درجه دادن دسته بندی کردن
degrade کم کردن درجه خفیف کردن
degrades کم کردن درجه خفیف کردن
zero قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeroes قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
demonetization خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
lapsible a ساقط شدنی باطل شدنی
his right of ownership lapsed حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
crediting اعتبار
validity اعتبار
prestige اعتبار
estimating اعتبار
estimates اعتبار
estimated اعتبار
estimate اعتبار
reputations اعتبار
reputation اعتبار
credits اعتبار
reputability اعتبار
credit اعتبار
creditless بی اعتبار
creditability اعتبار
standing اعتبار
void بی اعتبار
influencing اعتبار
fund اعتبار
funded اعتبار
credit line حد اعتبار
influences اعتبار
influenced اعتبار
influence اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
entitlement اعتبار
entitlements اعتبار
credited اعتبار
appropriation symbol کد اعتبار
authenticity اعتبار
advancing اعتبار
advances اعتبار
advance اعتبار
budgeted اعتبار
importance اعتبار
invalids : بی اعتبار
validation اعتبار
values اعتبار
value اعتبار
invalid : بی اعتبار
prestigious با اعتبار
budgets اعتبار
budget اعتبار
valuing اعتبار
credibility اعتبار
esteem اعتبار
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
concurrent validity اعتبار همزمان
consumption credit اعتبار مصرفی
agricultural credit اعتبار کشاورزی
appropriation title عنوان اعتبار
trusted اعتقاد اعتبار
construct validity اعتبار سازه
trust اعتقاد اعتبار
bank credit اعتبار بانکی
back to back credit اعتبار اتکایی
authenticity of a document اعتبار سند
line of cerdit میزان اعتبار
consensual validity اعتبار وفاقی
credit insurance بیمه اعتبار
appropriation reimbur sement تامین اعتبار
credit rating میزان اعتبار
l/c اعتبار نامه
credit expansion گسترش اعتبار
countervailing credit اعتبار اتکائی
countervailing credit اعتبار متقابل
counter credit اعتبار متقابل
issuing of the credit افتتاح اعتبار
void result نتیجه بی اعتبار
advising of credit ابلاغ اعتبار
convergent validity اعتبار همگرا
letter of credit ورقه اعتبار
letter of credit اعتبار اسنادی
letter of credit برگه اعتبار
apportionment واگذاری اعتبار
content validity اعتبار محتوا
item validity اعتبار پرسش
committment تامین اعتبار
military funds اعتبار نظامی
validation of a model اعتبار یک الگو
validity check مقابله اعتبار
bad ناصحیح بی اعتبار
fund اعتبار مالی
blank credit اعتبار نامحدود
bridging leon اعتبار موقت
a company of good standing شرکتی با اعتبار
funded اعتبار مالی
budget credit اعتبار بودجه
validity check بررسی اعتبار
revolving credit اعتبار گردان
under the credit تحت اعتبار
revolving fund اعتبار در گردش
trusts اعتقاد اعتبار
authority اجازه اعتبار
on tick روی اعتبار
validity coefficient ضریب اعتبار
reliableness اعتبار موثقیت
validity criterion ملاک اعتبار
validity index شاخص اعتبار
validity of a contract اعتبار قرارداد
open credit اعتبار نامحدود
on trust بر مبنای اعتبار
validation of a hypothesis اعتبار یک فرضیه
settlement of credit تسویه اعتبار
expired بدون اعتبار
differential validity اعتبار افتراقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com