English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English Persian
gambit از دست دادن یکی دو پیاده در برابرتحصیل امتیازاتی
gambits از دست دادن یکی دو پیاده در برابرتحصیل امتیازاتی
Other Matches
discount register دفتر ثبت تخفیفها و امتیازاتی که از طرف فروشنده به خریدار داده شده است
disembarkation به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
grenadier سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
detrain از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
demo نشان دادن آنچه یک برنامه کاربردی میتواند انجام دهد بدون پیاده سازی تمام توابع
secondary landing منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhauled پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
afoot پیاده
dismounted پیاده
foot slogger پیاده
ganway پل پیاده رو
on of پیاده
footer پیاده رو
footpath پیاده رو
footpaths پیاده رو
footway پیاده رو
infantry man پیاده
pavement پیاده رو
pignorate پیاده
impledge پیاده
paths پیاده رو
path پیاده رو
side walk پیاده رو
infantry پیاده
pedestrian پیاده
pedestrians پیاده
pavements پیاده رو
walks پیاده رو
foot bridge پل پیاده رو
walk پیاده رو
walkways پیاده رو
foot infantry پیاده
sidewalks پیاده رو
sidewalk پیاده رو
pedestrian bridge پل پیاده رو
walkway پیاده رو
peripatetic پیاده رو
foot bank پیاده رو
walked پیاده رو
knight of the road راهزن پیاده
dismantled پیاده کردن
demodulator پیاده کننده
dismantle پیاده کردن
wayfaring پیاده روی
infantry man سرباز پیاده
dismantles پیاده کردن
dismantling پیاده کردن
walkabout مسافرت پیاده
demodulation پیاده کردن
dismantlement پیاده کردن
implementation پیاده سازی
grabby سرباز پیاده
to ride shanks's mare پیاده رفتن
skirmisher پیاده نظام
to pad it پیاده رفتن
to pad the hoof پیاده رفتن
take down پیاده کردن
hump پیاده روی
humping پیاده روی
torero گاوباز پیاده
pedestrian crossings گذرگاه پیاده
pedestrian crossing گذرگاه پیاده
humps پیاده روی
infantry سرباز پیاده
hiking پیاده روی
hikes پیاده روی
turnable foot bridge پل پیاده رو گردان
alighted پیاده شدن
to walk . To go on foot. پیاده رفتن
zebra crossing خط عابر پیاده
alight پیاده شدن
unset پیاده کردن
infantry پیاده نظام
kerbs حاشیه پیاده رو
impledge پیاده شطرنج
pignorate پیاده شطرنج
zebra crossings خط عابر پیاده
kerb جدول پیاده رو
counterpawn پیاده متقابل
kerb حاشیه پیاده رو
alighting پیاده شدن
hiked پیاده روی
hike پیاده روی
footbridges پل پیاده روی
footbridges پل پیاده روها
mechanized پیاده زرهی
walkabout گردش پیاده
footbridge پل پیاده روی
promotions ترفیع پیاده
promotion ترفیع پیاده
walkabouts مسافرت پیاده
footbridge پل پیاده روها
walkabouts گردش پیاده
alights پیاده شدن
pedestrianism پیاده روی
foot slugger سرباز پیاده
pawn پیاده شطرنج
foot passenger پیاده پا رهسپار
footpad راهزن پیاده
footsoldier سرباز پیاده
set down پیاده کردن
disassemble پیاده کردن
foot passenger مسافر پیاده
rifle man سرباز پیاده
ganger مسافر پیاده
to go on foot پیاده رفتن
pawns پیاده شطرنج
wayfarers مسافر پیاده
to pad aroad پیاده رفتن
armored infantry پیاده مکانیزه
to get off پیاده شدن از
on foot پای پیاده
armored infantry پیاده زرهی
on foot به صورت پیاده
pawned پیاده شطرنج
wayfarer مسافر پیاده
disembark پیاده کردن
disembark پیاده شدن
disembarked پیاده کردن
disembarked پیاده شدن
disembarking پیاده کردن
disembarking پیاده شدن
disembarks پیاده کردن
pawning پیاده شطرنج
disembarks پیاده شدن
get down پیاده شدن
disembarkation پیاده شدن
banquette نیمکت پیاده رو
dismounting پیاده کردن
regiment of f. هنگ پیاده
foot infantry پیاده نظام
pads دزد پیاده
kerbs جدول پیاده رو
dismounts پیاده کردن
dismount پیاده کردن
pad دزد پیاده
infantry رسته پیاده نظام
dismounts از اسب پیاده شدن
mush پیاده در برف سفرکردن
pathways خط سیر جاده پیاده رو
pathway خط سیر جاده پیاده رو
dismounts پیاده کردن یا شدن
dismounting پیاده کردن یا شدن
pedestrian guard rail جانپناه برای پیاده رو
pawn promotion ترفیع پیاده شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
dismount از اسب پیاده شدن
dismount پیاده کردن یا شدن
setting out پیاده کردن نقشه
setting out پیاده کردن مسیر
advanced pawn پیاده پیش رفته
beaching party گروه پیاده شونده
dismounting از اسب پیاده شدن
drill marching تمرین پیاده روی
unmounted سوار نشده پیاده
fee pawn پیاده ازاد شطرنج
pedestrianised پیاده روی کردن
pads پیاده سفر کردن
dismantle پیاده کردن موتور
administrative landing پیاده شدن اداری
at walking pace با سرعت پیاده روی
dismantling پیاده کردن موتور
pad پیاده سفر کردن
dismantles پیاده کردن موتور
shoring پیاده شدن در ساحل
poisoned pawn پیاده زهراگین یا مسموم
grabby نفر پیاده نظام
in step با سرعت پیاده روی
pedestrianizing پیاده روی کردن
pedestrianizes پیاده روی کردن
pedestrianized پیاده روی کردن
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
pedestrianize پیاده روی کردن
treadway پل برای عناصر پیاده
pedestrianising پیاده روی کردن
four powns attack حمله چهار پیاده
pedestrianises پیاده روی کردن
dismantled پیاده کردن موتور
landing ship ناو نیرو پیاده کن
land vi پیاده شدن رسیدن
dogface سرباز پیاده نظام
light infantry پیاده نظام سبک
light infantry پیاده سبک اسلحه
deplane از هواپیما پیاده شدن
infantrymen جمعی پیاده نظام
disassembly پیاده کردن موتور
infantrymen سرباز پیاده نظام
to drop someone off کسی را پیاده کرن
walks گردش پیاده گردشگاه
isolani پیاده ایزوله شطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com