English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
English Persian
mammock از دم قیچی ردکردن
Other Matches
let off ردکردن
disavowing ردکردن
disavowed ردکردن
disavow ردکردن
gainsays ردکردن
gainsaying ردکردن
gainsay ردکردن
gainsaid ردکردن
disproving ردکردن
disproves ردکردن
disproved ردکردن
disprove ردکردن
denying ردکردن
denies ردکردن
disavows ردکردن
spurn ردکردن
discommend ردکردن
controvert ردکردن
confute ردکردن
pass on ردکردن
rejcet ردکردن
rule out ردکردن
declining ردکردن
declines ردکردن
declined ردکردن
decline ردکردن
spurns ردکردن
spurning ردکردن
spurned ردکردن
denied ردکردن
balk ردکردن
baulks ردکردن
baulking ردکردن
to put back ردکردن
baulked ردکردن
balks ردکردن
balking ردکردن
balked ردکردن
deny ردکردن
to clear off ردکردن
to throw out دورانداختن ردکردن
disorintate ردکردن ازخودندانستن
baulk ردکردن طفره
to let off معاف کردن ردکردن
exception of judgl ردکردن داوریا دادرس
disowned مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowns مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowning مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disown مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
tweezer قیچی
pruning shears قیچی
snips قیچی
mammock دم قیچی
overarm braces قیچی
brace قیچی
scissors قیچی
tweeger قیچی
shear قیچی
snippel دم قیچی
braced قیچی
turn up one's nose at <idiom> ردکردن خوب بودن برای کسی
shear steel فولاد قیچی
split tackle تکل قیچی
scissors vault پرش قیچی
hitch kick شوت قیچی
hot shear blade قیچی گرم
levered shears قیچی اهرمی
stock shears قیچی پادار
secateur قیچی باغبانی
scissors kick ضربه قیچی
scissel دم قیچی فلزات
wire cutter قیچی میخچین
rotary shear قیچی گردان
wire cutter قیچی سیمبر
tin snips قیچی دستی
pruning shears قیچی باغبانی
plate shears قیچی ورق بر
heavy shears قیچی اهنبر
blooming shears قیچی شمشه
snipped قیچی کردن
lever shears قیچی اهرمی
lever shear قیچی اهرمی
alligator shears قیچی اهرمی
sheared قیچی شده
snipping قیچی کردن
shear قیچی اهن بر
shear قیچی کردن
share قیچی کردن
clipper قیچی باغبانی
snip قیچی کردن
bolt clipper قیچی پیچ
forficate قیچی مانند
shared قیچی کردن
shares قیچی کردن
scissors پرش قیچی
combination slitting, shears قیچی ورق
circular shear قیچی کمانهای
veronica ایستادن و ردکردن گاو از کناربا حرکت شنل
scissors-glasses عینک قیچی شکل
snips قیچی اهن بری
wire shears قیچی سیم بری
tin snips قیچی اهن بر مهندسی
trim یکنواخت کردن با قیچی
shear اسباب برش قیچی
scissors قیچی روی خرک
scissoring vibration ارتعاش قیچی وار
continous chip برادههای قیچی کاری
overhead kick ضربه قیچی به عقب
scissors jump پرش قیچی در اسکیت
clinchers قیچی کننده قاطع
clincher قیچی کننده قاطع
exchange zone فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
punters دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
punter دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
eastern cut off شیوه قیچی پرش ارتفاع
compound leverage floor jack اهرم بالابر قیچی شکل
scissor kick پای قیچی در شنای پهلو
guillotin plate shear قیچی ورق اهن بری
trudgen stroke دست کرال و پای قیچی
shears قیچی پشم چینی یا باغبانی
shear شکاف دادن قیچی کردن
snipper قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
averruncator یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
snips قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
aviation snips قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
pave [صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
eastern roll شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
island pullout مانور چرخاندن تخته موج برای ردکردن موج
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com