English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
ritually از روی اداب ومراسم
Other Matches
ritualistic مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
rules of decorum اداب
ceremonial اداب
ceremonials اداب
propriety of behaviour اداب
good manners اداب
practices اداب
mores اداب
manners اداب
rite اداب
habitude اداب
elegant maners اداب
devoir اداب
etiquette اداب
preciosity اداب دانی
religious rites اداب دینی
he has no manners اداب ندارد
liturgy اداب نماز
liturgies اداب نماز
protocols اداب ورسوم
punctual اداب دان
protocol اداب ورسوم
politest مبادی اداب
unmannered بدون اداب
decorum اداب دانی
tactful مبادی اداب
tactfully مبادی اداب
politer مبادی اداب
polite مبادی اداب
unmennerly بدون اداب
military courtesy اداب معاشرت نظامی
kith علم اداب معاشرت
formalism رعایت ائین و اداب
customs of war اداب عرفی جنگ
breach of propriety عدم رعایت اداب
military courtesy رفتارو اداب نظامی
punctiliously بسیار مبادی اداب
punctilious بسیار مبادی اداب
turkism اداب وسنن ترکی
savoir vivre دانش اداب ومعاشرت
etiquette علم اداب معاشرت
tactlessly بدون مبادی اداب
tactless بدون مبادی اداب
formality رعایت اداب ورسوم
judaize اداب و رسوم یهودی را پذیرفتن
to observe the proprieties اداب معاشرت را نگاه داشتن
unconventionality عدم رعایت اداب و رسوم
toilet training اموزش اداب توالت رفتن
formal مقید به اداب ورسوم اداری
frenchify اداب ورسوم فرانسویها را داشتن
americanization پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
anglomania شیفتگی برای اداب انگلیسی ها
Scotticisms اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
Scotticism اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
smoothies ادم مبادی اداب چرب زبان
smoothy ادم مبادی اداب چرب زبان
sinify مطابق اداب ورسوم چینی کردن
smoothie ادم مبادی اداب چرب زبان
cads پست و بدون مبادی اداب بودن
keep up with the times موافق اوضاع و اداب روزرفتار کردن
cad پست و بدون مبادی اداب بودن
italianism پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
clownish دارای رفتار زمخت وبدون اداب
sinicize مطابق اداب ورسوم چینی کردن
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
bon ton روش خوب رفتار از روی نزاکت وطبق اداب معموله
propriety قواعد متداول ومرسوم رفتارواداب سخن مراعات اداب نزاکت
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
ethnography تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
hellenism یونانی مابی اداب یونانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com