Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
fervidly
از روی حرارت و غیرت
Other Matches
exothermic
حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
exothermal
حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
thermal stress
ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
pyrolysis
تغییر شیمیایی در اثر حرارت تجزیه در اثر حرارت اتشکافت
zeal
غیرت
partizan etc
غیرت کش
passionateness
غیرت
nerveless
بی غیرت
enthusiasm
غیرت
fervidity
غیرت
enthusiasms
غیرت
ardour
غیرت
ardor
غیرت
enthrusiasm
غیرت
fervency
غیرت
His pride was roused . His jealousy was excited.
سر غیرت آمد
fervidness
حمیت غیرت
religionism
غیرت مذهبی
mettle
گرمی غیرت
abrade
سر غیرت آوردن
enthusiastically
از روی غیرت
molly
مرد بی غیرت
to be on one's mettle
سر غیرت امدن
inspirit
برسر غیرت اوردن
zealotry
غیرت شوق واشتیاق
to wound somebody's pride
به غیرت کسی برخوردن
To put someone on his mettle . To rouse someone .
کسی را سر غیرت آوردن
To show ones mettle .
غیرت خود را نشان دادن
enthuses
غیرت کسی رابخوش اوردن جسورومتهور ساختن
enthused
غیرت کسی رابخوش اوردن جسورومتهور ساختن
enthuse
غیرت کسی رابخوش اوردن جسورومتهور ساختن
To go flat out . To make astupendous effort.
غیرت بخرج دادن ( نهایت تلاش را کردن )
enthusing
غیرت کسی رابخوش اوردن جسورومتهور ساختن
ardor
حرارت
ardour
حرارت
temperatures
حرارت
warms
با حرارت
warmest
با حرارت
warm
با حرارت
fires
حرارت
fired
حرارت
verve
حرارت
heat
حرارت
adust
با حرارت
enthrusiasm
حرارت
temperature
حرارت
fervidity
حرارت
fire
حرارت
clammy
بی حرارت
mettlesome
با حرارت
pyogenic
حرارت زا
fervidness
حرارت
vehemence
حرارت
heats
حرارت
hotness
حرارت
warmth
حرارت
warmed
با حرارت
low heat cement
سیمان کم حرارت
heat absorption
جذب حرارت
ardency
شور و حرارت
expansion heat
حرارت انبساط
thermotherapy
حرارت درمانی
calorification
تولید حرارت
strenuousness
حرارت و اصرار
enthalpy
حرارت فعال
calorimeter
حرارت سنج
calefactory
حرارت بخش
transformation of heat
تبادل حرارت
interchange of heat
تبادل حرارت
impetuosity
تندی حرارت
thermoregulation
تنظیم حرارت
heat of hydration
حرارت ئیدراسیون
heat expansion
انبساط حرارت
heat exchange
تبادل حرارت
heat economy
اقتصاد حرارت
heat drop
افت حرارت
heat transfer
انتقال حرارت
heat conductor
هادی حرارت
thermophysics
فیزیک حرارت
heats
حرارت دادن
impressment
جدیت حرارت
heat unit
واحد حرارت
ginger
تندی حرارت
steamier
پر حرارت پر بخار
heat
حرارت دادن
thermometers
حرارت سنج
thermometer
حرارت سنج
initiatives
شوق و حرارت
central heating
حرارت مرکزی
gradient
افت حرارت
gradients
افت حرارت
fervently
از روی حرارت
initiative
شوق و حرارت
energetically
از روی حرارت
steamiest
پر حرارت پر بخار
zeal
ذوق حرارت
steamy
پر حرارت پر بخار
temperature
درجه حرارت
heat
گرما حرارت
actinometre
حرارت سنج
actinometer
حرارت سنج
heats
گرما حرارت
temperatures
درجه حرارت
thermoregulatory
وابسته تنظیم حرارت
low temperature
درجه حرارت پایین
hyperpyrexia
درجه حرارت بالاتر از صد
isothermal layer
سطوح هم حرارت اب دریا
isothermal
نقاط هم حرارت اب دریا
ignition temperature
درجه حرارت احتراق
internal temperature
درجه حرارت داخلی
heatedly
از روی هیجان یا حرارت
intermediate temperature
درجه حرارت میانی
thermoregulator
دستگاه تنظیم حرارت
intermediate temperature
درجه حرارت متوسط
Fahrenheit
درجه حرارت فارنهایت
maximum temperature
درجه حرارت حداکثر
live wire
آدم پر حرارت و با پشتکار
tempering temperature
درجه حرارت بازپخت
thermal resolution
حداقل اختلاف حرارت
thermal resolution
حداقل سنجش حرارت
sunbaked
حرارت افتاب دیده
thermostable
باثبات در اثر حرارت
steam heating
ایجاد حرارت با بخار
burner
تولیدکننده حرارت در بالن
to steam ahead or away
با حرارت کار کردن
burners
تولیدکننده حرارت در بالن
pre heat
حرارت دادن مقدماتی
reducer
کم کننده شعله یا حرارت
operating temperature
درجه حرارت کار
thermal exposure
میزان جذب حرارت
thermolysis
تحلیل حرارت بدن
preheat
قبلا حرارت دادن
heat affected zone
منطقه حرارت دیده
heat conductivity
قابلیت هدایت حرارت
enthusiasm
هواخواهی با حرارت شوروذوق
thermostats
نافم درجه حرارت
thermostats
تنظیم کننده حرارت
thermostat
نافم درجه حرارت
final temperature
درجه حرارت نهایی
filament temperature
درجه حرارت فیلامان
enthusiasms
هواخواهی با حرارت شوروذوق
diathermy
معالجه بوسیله حرارت
live wires
آدم پر حرارت و با پشتکار
central heating system
دستگاه حرارت مرکزی
preheated
قبلا حرارت دادن
ambient temperature
درجه حرارت محیطی
preheats
قبلا حرارت دادن
temperature
درجه حرارت دما
temperatures
درجه حرارت دما
forced convection
تبادل حرارت اجباری
thermostat
تنظیم کننده حرارت
critical temperature
درجه حرارت بحرانی
thermal exposure
در معرض حرارت قرار گرفتن
psychrophilic
رشدکننده در درجه حرارت کم سرمازی
telethermoscope
حرارت سنج از مسافات دور
thermostability
قابلیت استحکام در مقابل حرارت
vulcanization
تحت تاثیر حرارت اتشفشانی
pyrometallurgy
استخراج فلزات در اثر حرارت
stenothermy
کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
radiant exposure
پخش حرارت یا انرژی حرارتی
thermolabile
بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت
radiant
دستگاه پخش کننده حرارت
high temperature alloy
الیاژ درجه حرارت بالا
internal temperature rise
افزایش درجه حرارت داخلی
geothermic
وابسته به حرارت مرکزی زمین
heat rash
عرق جوش حرارت سوزان
geothermal
وابسته به حرارت مرکزی زمین
magnetic transition temperature
درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
maximum safe temperature
درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum surface temperature
درجه حرارت سطحی حداکثر
hypothermal
وابسته به تقلیل درجه حرارت
muffle furnace
کوره با حرارت غیر مستقیم
thermojet
نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
declaims
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
termograph
دستگاهی که حرارت روزانه را ثبت میکند
thermocoagulation
دلمه شدن نسوج در اثر حرارت
declaiming
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
bound barrel
لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
declaimed
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
declaim
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
seize
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
daily range of soil temperature
دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
anneal
حرارت زیاد دادن و بعد سردکردن
thermotaxis
تنظیم خودبخود حرارت در بدن دماواکنش
Thermos
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
phosphate esters
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
thermonuclear
وابسته بدرجه حرارت هسته اتمی
heat setting
ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
pyrocondensation
تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
pyrolyze
در اثر حرارت تغییر شیمیایی دادن
thermosetting
قابل سفت شدن در مقابل حرارت
thermoplastic
قابل ارتجاع یا نرمش پذیردراثر حرارت
seizes
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
Thermoses
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
isotherm follower
دستگاه تشخیص سطوح هم حرارت اب دریا
seized
گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
vulcanization
حرارت زیاد جوش اکسیژن لاستیک وفلزات
reefer
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
recalescence
پس دادن حرارت فلزدر اثر سرد شدن
reefers
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com