Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English
Persian
supplant
از ریشه کندن
supplanted
از ریشه کندن
supplanting
از ریشه کندن
supplants
از ریشه کندن
outroot
از ریشه کندن
Search result with all words
unroot
از ریشه دراوردن یا کندن
to grub the ground
ریشه های زمینی را کندن
Other Matches
grubbed
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubs
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grub
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
rhizogenetic
تولید کننده ریشه ریشه اور
radicate
ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenic
تولید کننده ریشه ریشه اور
to strike root
ریشه گرفتن ریشه دواندن
to take root
ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
pulls
کندن پشم کندن از
pull
کندن پشم کندن از
peels
پوست کندن کندن
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
strip
کندن
plucking
کندن
plucked
کندن
pugs
کندن
pluck
کندن
tweese
کندن مو
carve
کندن
tweeze
کندن مو
carved
کندن
carvings
کندن
evulsion
کندن
carves
کندن
pick
کندن
plucks
کندن
cut out
کندن
channelled
کندن
trenches
کندن
channels
کندن
trench
کندن
discerption
کندن
divulsion
کندن
scours
کندن
pick-ups
کندن
insculp
کندن
channeling
کندن
pug
کندن
to pick off
کندن
elevators
از جا کندن
elevator
از جا کندن
picks
کندن
channel
کندن
channeled
کندن
to put off
کندن
to take off
کندن
mine
کندن
gnawed
کندن
take off
کندن
avulse
از جا کندن
scour
کندن
scoured
کندن
pick-up
کندن
gnaw
کندن
gnaws
کندن
raises
از جا کندن
dig , in
کندن
quills
پر کندن از
graved
کندن
quill
پر کندن از
hair pulling
کندن مو
mined
کندن
tearoff
کندن از
mines
کندن
incised
کندن
incises
کندن
raise
از جا کندن
gouge
کندن
gouges
کندن
to break off
کندن
channelize
کندن
gouging
کندن
incise
کندن
to chip off
کندن
gouged
کندن
rhizogenic
ریشه زا
fringes
ریشه
cognate
هم ریشه
scab
ریشه
rootlet
ریشه چه
rhizogenous
ریشه زا
tassel
ریشه
tassels
ریشه
rhizogenetic
ریشه زا
paronymous
هم ریشه
fringe
ریشه
radix
ریشه
roots
ریشه
root
ریشه
radicle
ریشه چه
thrum
ریشه
cama
ریشه
depth of face
ریشه
scabs
ریشه
stubs
ریشه
stumping
ریشه
fibreless
بی ریشه
stub
ریشه
radical
ریشه
radicals
ریشه
stubbed
ریشه
fimbria
ریشه
stump
ریشه
stubbing
ریشه
stumps
ریشه
stumped
ریشه
rootless
بی ریشه
tie
[knot]
ریشه
fimbriation
ریشه
homoousian
از یک ریشه
harl
ریشه
extraction
ریشه
harle
ریشه
expansion scab
ریشه
frange
ریشه
flay
پوست کندن از
barking
پوست کندن
flayed
پوست کندن از
bark
پوست کندن
flaying
پوست کندن از
flays
پوست کندن از
barked
پوست کندن
barks
پوست کندن
to bore a tunnel
تونل کندن
uproots
ازریشه کندن
to die hard
دیرجان کندن
to dig out
کندن و درآوردن
dig
کنایه کندن
digs
کنایه کندن
grave
قبر کندن
graves
قبر کندن
gravest
قبر کندن
to scoop out
با بیل کندن
uprooting
ازریشه کندن
rind
پوست کندن
hull
پوست کندن
dehorn
شاخ را کندن
slipe
پوست کندن از
scour and fill
کندن و پر کردن
sally ship
از گل کندن ناو
ablate
از بیخ کندن
ross
پوست کندن
to strip something off
کندن
[پوست]
rends
دریدن کندن
strikes
چادر را از جا کندن
strike
چادر را از جا کندن
scalp
پوست کندن از سر
scalps
پوست کندن از سر
rib
نهر کندن
grain
پشم کندن
hulls
پوست کندن
pares
پوست کندن
rinds
پوست کندن
swot
جان کندن
swots
جان کندن
swotted
جان کندن
swotting
جان کندن
rend
دریدن کندن
rending
دریدن کندن
undressing
لباس کندن
moat
خندق کندن
moats
خندق کندن
eradicate
ازریشه کندن
eradicated
ازریشه کندن
eradicates
ازریشه کندن
undresses
لباس کندن
undress
لباس کندن
pare
پوست کندن
pared
پوست کندن
shale
صدف کندن
uprooted
ازریشه کندن
durdge
جان کندن
To tear oneself away from something .
دل از چیزی کندن
excorticate
پوست کندن
deplume
پر و بال را کندن
decorticate
پوست کندن از
excoriate
پوست کندن از
doffed
لباس کندن
doffing
لباس کندن
doffs
لباس کندن
mortise
کام کندن
grips
نهر کندن
gripping
نهر کندن
to pick a hole in
سوراخ کندن در
peels
پوست کندن
To dig the earth.
زمین را کندن
entrench
سنگر کندن
extirpate
ازبن کندن
fags
جان کندن
moil
جان کندن
unpick
کندن - جداکردن
fag
جان کندن
abandonment
واگذاری دل کندن
dig , in
سنگ کندن
trench
سنگر کندن
unhusk
پوست کندن
trenches
سنگر کندن
peel to
پوست کندن
peel
پوست کندن
debark
پوست کندن از
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com