English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (15 milliseconds)
English Persian
to chicken out of something از زیر کاری در رفتن [اصطلاح روزمره]
Search result with all words
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
sink one's teeth into <idiom> با جدیت دنبال کاری رفتن
turn out <idiom> رفتن برای دیدن یا انجام کاری
to plow [one's way] through something [American English] با سختی در کاری جلو رفتن
get round از زیر [کاری] در رفتن
Other Matches
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
malfunctioned کژ کاری
malfunction کژ کاری
electroplating اب کاری
impotency کاری
malfunctions کژ کاری
plastering گچ کاری
plasterwork گچ کاری
under employment کم کاری
curry powder کاری
intent on doing anything کاری
effective کاری
slobbery تف کاری
hypofunction کم کاری
inaction بی کاری
feckful کاری
impotence کاری
curry powders کاری
currie کاری
curries کاری
curry کاری
flower piece گل کاری
active کاری
parget گچ کاری
lay off فصل کم کاری
insulation عایق کاری
drastically عنیف کاری
extravagantly با افراط کاری
action انجام کاری
filing سوهان کاری
probationership ازمایش کاری
plumbing سرب کاری
bas-relief برجسته کاری
stucco گچ کاری کردن
drastic عنیف کاری
acting فعال کاری
lead work سرب کاری
actions انجام کاری
active cell خانه کاری
turnery تراش کاری
cladding پوشش کاری
reversed بدل کاری
trephine مته کاری
trephination مته کاری
it is a soft snap کاری ندارد
treacherousness خیانت کاری
toryism محافظه کاری
reverse بدل کاری
cladding روکش کاری
turnery منبت کاری
ultraism افراط کاری
acrography گچ کاری برجسته
misconduct خلاف کاری
to be about to do something در پی کاری شدن
cloisonne مینا کاری
reversing بدل کاری
knurled tool ابزار اج کاری
decorations زینت کاری
by way of reciprocation به جای [کاری]
in return به جای [کاری]
by way of reciprocation در تلافی [کاری]
in return در تلافی [کاری]
squalor کثافت کاری
by way of reciprocation درعوض [کاری]
limb سوهان کاری
decoration زینت کاری
tongue lash فحش کاری
lattice work شبکه کاری
purview of an occupation حدود کاری
limbs سوهان کاری
latticing شبکه کاری
mining معدن کاری
in return درعوض [کاری]
brocade زری کاری
punching منگنه کاری
illumination تذهیب کاری
illuminations تذهیب کاری
latticework شبکه کاری
misprision خلاف کاری
workstation ایستگاه کاری
workstations ایستگاه کاری
joinery نازک کاری
farming اجاره کاری
compounding امیزه کاری
metallurgy فلز کاری
molding operation فرم کاری
molding operation قالب کاری
extruding چکش کاری
hammering چکش کاری
plating روکش کاری
frustrate بدل کاری
frustrates بدل کاری
workbenches محیط کاری
frustrating بدل کاری
workbench محیط کاری
afforestation جنگل کاری
touch off <idiom> شروع کاری
extrudes چکش کاری
extruded چکش کاری
mosaic work موزائیک کاری
pique منبت کاری
burnishing صیقل کاری
burnishing پرداخت کاری
negativism منفی کاری
metalwork فلز کاری
neglectfulness غفلت کاری
extrude چکش کاری
lighterage دوبه کاری
brickwork سفت کاری
sanctity پرهیز کاری
maleficence تبه کاری
marbling مرمر کاری
marquetery منبت کاری
marquetery خاتم کاری
masonery سنگ کاری
wrongdoing خطا کاری
wrongdoings خطا کاری
malefaction تبه کاری
sew سوزن کاری
patchery وصله کاری
pomiculture میوه کاری
elegance ریزه کاری
plaster background دورنمای گچ کاری
perfidiousness خیانت کاری
glazing شیشه کاری
amalgamating ملغمه کاری
smelting ذوب کاری
forging چکش کاری
meshwork شبکه کاری
scouring تمیز کاری
fretwork منبت کاری
parquetry موزاییک کاری
drilling مته کاری
lubrication روغن کاری
energetic جدی کاری
detail ریزه کاری
amalgamates ملغمه کاری
amalgamated ملغمه کاری
cutting برش کاری
amalgamate ملغمه کاری
detailing ریزه کاری
measure of prevention احتیاط کاری
forming فرم کاری
welding جوش کاری
discreetness احتیاط کاری
crypianalysis پنهان کاری
habitual way of doing anything کردن کاری
etches تیزاب کاری
counterattack بدل کاری
come to <idiom> شروع کاری
etch تیزاب کاری
cutting off برش کاری
disguised underemployment کم کاری پنهان
frette منبت کاری
fret منبت کاری
Flugelaltar توری کاری
graving کنده کاری
delicacy of touch ریزه کاری
d. touch نازک کاری
relief برجسته کاری
cotton plantation پنبه کاری
contrasuggestibility وارون کاری
chromium plating اب کرم کاری
prepared آمادهانجام کاری
hole punching منگنه کاری
tour de force شیرین کاری
tokenism نمونه کاری
punch-ups کتک کاری
punch-up کتک کاری
air دم ذوب کاری
aired دم ذوب کاری
airs دم ذوب کاری
contouring operation فرم کاری
conservativeness محافظه کاری
To follow up (trace) something. پی کاری را گرفتن
compulsiveness مکرر کاری
overtime اضافه کاری
cementation سیمان کاری
discreetnss احتیاط کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com