English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (1 milliseconds)
English Persian
he was provoked by my words از سخنان من رنجید
Other Matches
my words hurt his feelings سخنان من باو بر خورد سخنان من قلب او را جریحه دار کرد
he took my words in good part سخنان مرا بخوبی تلقی نمود از سخنان من نرنجید
he got into a huff رنجید
soothingly با سخنان نرم
teaze سخنان نیشدارگفتن
voice-overs سخنان افزوده
voice-over سخنان افزوده
your words offended her از سخنان شمارنجید
tease سخنان نیشدارگفتن
w.wordsŠyelk=yolk سخنان بی مغز
teased سخنان نیشدارگفتن
teases سخنان نیشدارگفتن
mumbo jumbo سخنان نامفهوم
and all that و از اینگونه سخنان
get a rise out of someone <idiom> سخنان نیش دارزدن
he was provoked by my words سخنان من باو برخورد
to pour out abusive words سخنان فحش امیزپی در پی اداکردن
sharp tongued بکار برنده سخنان زننده
your words offended her سخنان شما به احساسات اوبرخورد
to pour oil on troubled water خشم کسیرا با سخنان نرم فرونشاندن
I take exception to the tone of your remarks. من به لحن سخنان شما اعتراض می کنم.
to weigh one's word سخنان خودرا سنجیدن سنجیده سخن گفتن
to strike a spark out of جرقه یابرق دراوردن از واداربه گفتن سخنان یکرکردن
to over hear any one سخنان کسی را بطور غیرمستقیم یا بدون میل اوشنیدن
echolalia تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
to gloze over one's words سخنان کسی رابدانگونه تاویل کردن که عیب ان پوشیده ماند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com