English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (6 milliseconds)
English Persian
by the board از طرف پهلوی ناو
Search result with all words
flank پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
flanked پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
flanking پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
sidecar جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
sidecars جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
at پهلوی نزدیک
juxtaposition پهلوی هم گذاری
alongside پهلوی ناو
alongside پهلوی اسکله در کنار در طول
by پهلوی
juxtapose پهلوی هم گذاشتن
juxtaposed پهلوی هم گذاشتن
juxtaposes پهلوی هم گذاشتن
juxtaposing پهلوی هم گذاشتن
collocate پهلوی هم گذاردن
collocated پهلوی هم گذاردن
collocates پهلوی هم گذاردن
collocating پهلوی هم گذاردن
sideswipe برخورد کردن به پهلوی چیزی
sideswipes برخورد کردن به پهلوی چیزی
along side پهلو به پهلوی
cheek by jowl پهلوی یکدیگر
foreby از پهلوی
freeboard پهلوی سطح ازاد
goby عبور از پهلوی کسی بدون توجه به او
he rolled them by سواره از پهلوی انها رد شد
i went past the house از پهلوی ان خانه رد شدم
leach پهلوی چپ
lee board تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
left wing of army پهلوی چپ میسره
my chair was next his صندلی من پهلوی صندلی اوبود
my neighbour at dinner کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
on the north side of پهلوی من بنشینید
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
pass by از پهلوی چیزی رد شدن نادیده انگاشتن
right wing of army پهلوی راست میمنه
shipboard پهلوی کشتی
teamwise پهلوی هم
to pass by any one از پهلوی کسی رد شدن
to pass by any thing از پهلوی چیزی رد شدن چیزی رادرنظرانداختن یاچشم پوشیدن
to poke anyone in the ribs به پهلوی کسی سقلمه زدن
triptych عکسی که در سه قاب تهیه کرده پهلوی یکدیگر قرار دهند
we began with the st chapter پهلوی
we began with the st chapter پیش =پهلوی
Come and sit beside(next to) me. بیا پهلوی من بشین
inequilateral [دارای پهلوی نابرابر]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com