Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
disjoint
از مفصل دراوردن
Other Matches
glenoid fossa or cavity
گودی مفصل کاسه مفصل
inarticulate
بی مفصل
coupling
مفصل
copula
مفصل
jointless
بی مفصل
copulas
مفصل
voluminous
مفصل
joint
مفصل
pivots
مفصل
linkage point
مفصل
inventorial
مفصل
copious
مفصل
fine drawn
مفصل
anarthrous
بی مفصل
pivot
مفصل
pivoted
مفصل
sockets
مفصل
socket
مفصل
juncture
مفصل
spacious
مفصل
hinge
مفصل
hinges
مفصل
Hinduism
مفصل
fulsome
مفصل
baom joomok
یک مفصل
commissure
مفصل
articulation
مفصل
hinge joint
مفصل لولایی
glene
کاسه مفصل
hip joint
مفصل ران
ginglymus
مفصل لولایی
diarthrosis
مفصل متحرک
gimmal
مفصل لولا
detail part
قسمت مفصل
toggle joint
مفصل زانویی
articulate
مفصل دارکردن
articulates
مفصل دارکردن
trunnion
مفصل افقی
articulating
مفصل دارکردن
hips
مفصل ران
knee joint
مفصل زانو
largo
اهسته و مفصل
synarthrosis
مفصل بی حرکت
synosteology
مفصل شناسی
high tea
عصرانه مفصل
luncheons
غذای مفصل
luncheon
غذای مفصل
juncture
پیوستگی مفصل
articulation
مفصل بندی
articulation
مفصل لولا
arthritis
اماس مفصل
swivel joint
مفصل گردان
steering swivel
مفصل فرمان
splicing
مفصل بافته
hip
مفصل ران
multiple cable joint
مفصل انشعاب
clips
مفصل کابل
clippings
مفصل کابل
clipped
مفصل کابل
clip
مفصل کابل
scape
مفصل اصلی
splice
مفصل بافته
spliced
مفصل بافته
splices
مفصل بافته
arthritis
التهاب مفصل
universal joint
مفصل چرخنده
ankylosis
جمود مفصل
pigtails
مفصل دم خوکی
joint
مفصل پیوندگاه
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
in great detail
با جزئیات مفصل
pigtail
مفصل دم خوکی
palaver
گفتگوی مفصل
facet
بند مفصل
facets
بند مفصل
ample
فراوان مفصل
abarticulation
مفصل متحرک
arthrology
مفصل شناسی
sleeves
موف مفصل
sleeve
موف مفصل
choke joint
مفصل چوکی
swivel
مفصل گردنده
swivel
مفصل گردان
swivelled
مفصل گردنده
swivelled
مفصل گردان
swivels
مفصل گردان
swivels
مفصل گردنده
amplify
مفصل گفتن یانوشتن
thurl
مفصل خاصره گوسفند
kettle drum
دمامه عصرانه مفصل
kettledrum
دمامه عصرانه مفصل
luxation
در رفتگی مفصل استخوان
amplifies
مفصل گفتن یانوشتن
amplified
مفصل گفتن یانوشتن
double jointed
دارای مفصل کاذب
double-jointed
دارای مفصل کاذب
arthritic
مبتلا به اماس مفصل
naker
دمامه عصرانه مفصل
kettledrums
دمامه عصرانه مفصل
amplifying
مفصل گفتن یانوشتن
In ditail . Diffusively .
بطور مفصل ( مفصلا")
hitsu shiubi
مفصل انگشت وسط
arthropod
جانور مفصل دار
choke flange joint
مفصل چوکی ال شکل
cable jointing sleeve
مفصل انشعاب کابل
diffusively
بطور منتشر و یا مفصل
dimerous
دارای مفصل دوبخشی
gabfest
محاوره طولانی و مفصل
cable joint
مفصل اتصال کابل
arthropathy
ناخوشی بند یا مفصل
disjoint
در رفتن از مفصل درامدن
arthropoda
جانوران مفصل دار
enarthrosis
مفصل کام و زبانهای
acondylose
بدون بند یا مفصل
joint resistance
مقدار مقاومت مفصل
clamping sleeve
مفصل مهار کننده
joint
مفصل اتصال ضربهای
acondylous
بدون بند یا مفصل
arthritic
مربوط به ورم و اماس مفصل
internode
قسمت میان دو بندیا مفصل
rabbet joint
بست یا مفصل کنش کاوی
hip joint
مفصل استخوان خاصره وران
submission hold
کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
garnet
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
to give a long recital of something
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
dactylus
بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
garnets
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
To explain something in detail .
چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
to talk something over with somebody
با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
to detail something
چیزی را مفصل
[با همه جزییات]
شرح دادن
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
programming specification
مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
sallenders
جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog .
مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
gomphosis
اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
recital
[of something]
شرح کامل محتویات
[شرح مفصل ]
چیزی
doff
دراوردن
to fish out
دراوردن
to work out
دراوردن
wash out
از پا دراوردن
rendered
دراوردن
render
دراوردن
renders
دراوردن
take off
دراوردن
scauper
دراوردن
to take off
دراوردن
to fish up
دراوردن
redact
دراوردن
exsect
دراوردن
to hew up
دراوردن
intromit
دراوردن
doffed
دراوردن
doffing
دراوردن
to take out
دراوردن
to push out
دراوردن
sickles
دراوردن
take out
دراوردن
gouging
دراوردن
gill
دراوردن
gouges
دراوردن
to tread out
دراوردن
gouged
دراوردن
gouge
دراوردن
sickle
دراوردن
doffs
دراوردن
detail
شرح مفصل یکان بقیه یکان
detailing
شرح مفصل یکان بقیه یکان
disrobe
لباس دراوردن
plucking
بصدا دراوردن
disentanglement
از اسارت دراوردن
disentomb
از خاک دراوردن
disillusionize
ازشیفتگی دراوردن
plucks
بصدا دراوردن
aerates
هوا دراوردن
disprison
از زندان دراوردن
draw in
در حلقه دراوردن
aerating
هوا دراوردن
forms
بشکل دراوردن
aerated
هوا دراوردن
aerate
هوا دراوردن
English
بانگلیسی دراوردن
dado
فاق دراوردن
soberly
از مستی دراوردن
sober
از مستی دراوردن
disrobed
لباس دراوردن
deblocking
از بلوک دراوردن
declipping
ازخشاب دراوردن
disrobes
لباس دراوردن
disrobing
لباس دراوردن
pluck
بصدا دراوردن
to work into rage
بغضب دراوردن
formed
بشکل دراوردن
form
بشکل دراوردن
redeeming
از رهن دراوردن
redeemed
از گرو دراوردن
redeemed
از رهن دراوردن
redeem
از گرو دراوردن
redeem
از رهن دراوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com