Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
Other Matches
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
hover
پرواز نزدیک زمین
hovered
پرواز نزدیک زمین
hovers
پرواز نزدیک زمین
terrain following
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین
hovering
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
laydown bombing
بمباران از فاصله خیلی نزدیک به سطح زمین بمباران سینه مال
graze
نزدیک به زمین
grazes
نزدیک به زمین
grazed
نزدیک به زمین
low level
نزدیک سطح زمین
dig pass
پاس از نزدیک زمین
split lean
پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
hovering ceiling
حداکثر سقف پرواز ثابت درنزدیک زمین
visual flight
پرواز بااستفاده ازناوبری به کمک عوارض زمین
low level winds
بادهای نزدیک سطح زمین
clothesline
ضربه نسبتا"مستقیم نزدیک زمین
infield
محدوده زمین کریکت نزدیک میله ها
digger
پاسور ماهر درپاس نزدیک زمین
holm
زمین مسطح وپست نزدیک رودخانه
forecourts
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourt
قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
ground adjustable propeller
ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
flight
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
homing phase
مرحلهای از پرواز موشک هدایت شونده بین نیمه مسیرو نزدیک هدف
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
terrain
زمین
land n
زمین
ground
: زمین
ground line
خط زمین
aerospace
جو زمین
fielded
زمین
acre
زمین
acres
زمین
earthing
زمین
fields
زمین
ground
زمین
land
زمین
floor
کف زمین
earth
زمین
globes
زمین
lackland
بی زمین
ground surface
کف زمین
floored
کف زمین
floors
کف زمین
ground
کف زمین
field
زمین
extra terrestrial
زمین
globe
زمین
grazes
زمین
grazed
زمین
graze
زمین
soiling
زمین
cinder track
زمین دو
floor
کف زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
soils
زمین
earths
زمین
geodetically
زمین
real estate
زمین
cinder tracks
زمین دو
grass roots
کف زمین
rooter
زمین کن
norland
زمین
domain
زمین
tellus
زمین
soil
زمین
this earthly round
زمین
domains
زمین
science of geology
زمین شناسی
cripple
زمین گیر
scrub land
زمین بایر
soils
خاک زمین
sandy soil
زمین ماسهای
site building
زمین ساختمانی
cripples
زمین گیر
savanna
زمین هموار
soil
خاک زمین
crippling
زمین گیر
graben
فرو زمین
crippled
زمین گیر
soiling
خاک زمین
saturated ground
زمین سیراب
site building
زمین زیربنا
flat ground
زمین تخت
blocks
قطعه زمین
the corner's of the earth
کدانهای زمین
terrestrian ecosystem
اکوسیستم زمین
site
زمین ساختمانی
geoid
زمین وار
sited
زمین ساختمانی
geoid
زمین دیسه
geoisotherm
همدمای زمین
sites
زمین ساختمانی
geotherm
همدمای زمین
isogeotherm
همدمای زمین
terrene
زمین سرزمین
geolatry
زمین پرستی
blocked
قطعه زمین
block
قطعه زمین
to cast oneself down prostrate
زمین بوسیدن
flat ground
زمین مسطح
to animals
ساکن زمین
foreland
زمین جلوامده
tilth
زمین مزروعی
landslide
زمین لغزه
landslides
زمین لغزه
geologist
زمین شناس
clay
زمین تنیس
geochemistry
زمین شیمی
the terrestrial
کره زمین
geodesy
زمین سنجی
grid
زمین فوتبال
grids
زمین فوتبال
glebe
زمین وقف
floors
محدوده زمین
subgrade
زمین پی راه
subbasement
زیر زمین
tenementary land
زمین اجاری
floored
محدوده زمین
strake
باریکه زمین
contour
عوارض زمین
floor
محدوده زمین
stamp one's foot
پا به زمین زدن
paralysis
زمین گیری
soil strain
فشار زمین
soil species
نوع زمین
glebe
زمین خاک
crust
پوسته زمین
crusts
پوسته زمین
geotropism
زمین گرایی
terrain features
عوارض زمین
geosphere
زمین سپهر
tennis court
زمین تنیس
geostrategy
زمین شناسی
woodland
زمین جنگلی
woodlands
زمین جنگلی
savannah
زمین هموار
savannahs
زمین هموار
savannas
زمین هموار
tectonics
زمین ساخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com