Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
Their names are as follows .
اسامی آنها بقرار زیر است
Other Matches
to keep an appointment
بقرار
percent
بقرار در صد
per annum
بقرار هر سال
at
بقرار سرتاسر
perdiem
بقرار روزی
coincidence function
پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
percapita
بقرار هر نفری هر راس
According to the riport .
بقرار این گزارش
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
percentile
محاسبه شده بقرار هر صدی برحسب درصد
manager
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
managers
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
regenerated
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
nomenelature
صورت اسامی
jim
از اسامی اقایان
descriptive name
شرح اسامی
nominal list
صورت اسامی
nomenclator
فهرست لغات و اسامی
mustered
لیست اسامی فراخواندن
muster
لیست اسامی فراخواندن
mustering
لیست اسامی فراخواندن
attributes of god
صفات یا اسامی خدا
beadroll
فهرست اسامی تسبیح
panels
صورت اسامی اشخاص
panel
صورت اسامی اشخاص
musters
لیست اسامی فراخواندن
sourcing of suppliers
یافتن اسامی و مشخصات فروشندگان
the underwritten names
اسامی ای که درزیرنوشته شده است
rotas
فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
rota
فهرست اسامی شاگردان یاسربازان
stop list
اسامی شرکتهایی که خرید از انهامنع شده
toponymy
ذکر اسامی نواحی مکان نامی
ragman
سنددارای اسامی و مهر وامضاهای زیاد
lost cluster
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
plotters
اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotter
اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
secret ballot
ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
roll of honour
صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
rolls of honour
صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
muster roll
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
plotter
اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
attestation clause
عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
plotters
اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
sanitize
حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
black list
فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
blacklisted
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklist
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting
فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
rotas
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
onomasticon
فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
rota
صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
onomastics
علم اللغات علم اشتقاق اسامی
for their part
<adv.>
از طرف آنها
on their part
<adv.>
از طرف آنها
themselves
[for their part]
<adv.>
از طرف آنها
I need them tonight.
من آنها را امشب میخواهم.
Send them in two at a time .
آنها رادو تا دوتابفرست تو
Ask each and every one of them .
ازیک یک آنها بپرسید
in such a way as to enable them
به طوری که آنها بتوانند
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
channel
یچ کردن بین آنها
channeled
یچ کردن بین آنها
channeling
یچ کردن بین آنها
channelled
یچ کردن بین آنها
channels
یچ کردن بین آنها
rules
وعملیات روی آنها
I need them urgently.
من آنها را فوری میخواهم.
When will they be ready?
چه وقت آنها حاضر میشود؟
They became estranged . They fell out .
میانه آنها بهم خورد
They cannot hold a candle to him .
سگش می ارزد بهمه آنها
I need them before friday.
من آنها را قبل از جمعه میخواهم.
keep these separate from those.
اینها را از آنها جدا نگاهدار
They held me culpable for the accident.
آنها من را مقصر آن پیشامد دانستند.
They gave me permission by way of an exception ...
آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
logical
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
BCC
و لیست آنها را نشان نمیدهد
description
لیست داده ها و خصوصیات آنها
They were all alike.
همه آنها یکی بودند.
descriptions
لیست داده ها و خصوصیات آنها
catalogues
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
downsize
که در آنها ایستگاههای کاری هوشمند هستند.
double vault
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
catalogs
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
cataloging
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
They were all either kI'lled ou taken prisoners .
همگی آنها کشته یا گرفتا رشدند
list
لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه
cataloged
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
catalogued
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
catalogue
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
microcomputing
مربوط به ریز کامپیوتر و استفاده آنها
cataloguing
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
They were devastated by the news.
این خبر آنها را بسیار پریشان کرد.
I cant see much difference in them.
فرق زیادی بین آنها نمی بینم
bytes
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
hash
لیست ورودی ها طبق شماره hash آنها
chronological order
ترتیب رکوردها و فایل ها با توجه به تاریخ آنها
They were all dreesd in black.
تمام آنها لباس سیاه پوشیده بودند
Nothing was said between them.
هیچ کلمه ای بین آنها رد و بدل نشد.
references
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
reference
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
schematic
نمایش قط عات سیستم و نحوه اتصال آنها
They are openly seeking his being sacked.
آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
There they were in all their finery.
آنجا آنها در تمام زر و زیور خود بودند.
byte
که کامپیوتر در یک واحد روی آنها کار میکند
Bantu
وابسته به مردم بانتو و زبانها و فرهنگهای آنها
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
point
که تقسیم بین واحد کامل و بخش کسری آنها
They were dressed all in black.
همه آنها لباس تمام سیاه پوشیده بودند
ranges
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
They live abroad for the greater part of the year.
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
optical
و آنها را به حالتی تبدل میکند که کامپیوتر پردازش کند
signalled
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signaled
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signal
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
reads
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
job
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
jobs
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها
pass
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passed
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
read
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
not give someone the time of day
<idiom>
تنفر به اندازهای که از دیدن آنها چشم پوشی کنید
passes
یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
range
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
ranged
مجموعه موضوعاتی که خریدار از بین آنها انتخاب میکند
Theyre twins and it is impossible to know one from the other .
آنها دو قلو هستند ومعلوم نیست کدوم کدومه
linkage
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
frauds
پور درآوردن با کلک زدن به مردم یا دروغ گفتن به آنها
linkages
ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
hash
لیست همه ورودیهای یک فایل با آدرس کلید hash آنها
signaled
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
FAQ
الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
Their eyes met.
آنها به هم زل زدند.
[همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
fraud
پور درآوردن با کلک زدن به مردم یا دروغ گفتن به آنها
edited
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
edit
ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
They must give not less than 2 weeks' notice.
آنها باید این را کم کمش دو هفته قبلش آگاهی بدهند.
cross reference generator
متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
signalled
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
magnetic
و امکان ذخیره سازی آنها را در رسانه مغناطیسی فراهم میکند
signal
تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
interrupts
نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
logic
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
interrupting
نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
peg
میله چوبی با نوک تیز
[برای محکم بستن چیزی به آنها]
change
چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
weighting
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
changed
چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changes
چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
changing
چاپ گرفتن از محل هایی که داده باید در آنها تغییر کند
c
استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
interrupt
نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
paging
که آدرس به آنها اختصاص داده میشود و در صورت نیاز فراخوانی می شوند
pinout
شرح محل سوزن ها در مدار مجتمع به همراه کار و سیگنال آنها
priorities
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
trap
نرم افزاری که سیگنال وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
hopper
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
hoppers
وسیلهای که کارت پانچ ها را نگه می دارد و آنها را به دستگاه خواننده میدهد
priority
لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
It is all over between them . They are thru with each other .
بین آنها چیزی باقی نمانده ( را بطه یا تماسی وجود ندارد )
double
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled up
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
He bought them expensive presents, out of guilt.
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
computer animation
تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت نرم آنها ایجاد شود
look ahead
عمل برخی CPUها برای بازیابی دستورات و بررسی آنها پیش از اجرا
networking
در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
interrupt
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
packing
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
activity
تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
interrupting
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts
لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
activities
تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
bind
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
lapped
ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
names
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
name
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
statements
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
binds
چسباندن صفحات کاغذ بهم برای شکل دادن به آنها به صورت کتاب
lap
ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
table
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
length
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
lengths
تعداد داده هایی که در بافر ذخیره می شوند تا پردازنده آماده دریافت آنها شود
tables
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tabled
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
vaccines
امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
vaccine
امکان نرم افزاری برای بررسی سیستم در مورد وجود ویروس و حذف آنها
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support.
سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او
[مرد]
باید از آنها حمایت بکند.
His sculptures blend into nature as if they belonged there.
مجسمه های او به طبیعت طوری آمیخته میشوند انگاری که آنها به آنجا تعلق دارند.
They have successfully managed the balancing act between retaining the rustic charm and modern conversion.
آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
declaration
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
symbol
لیست بر چسب ها و نام ها در کامپایلر یا اسجلر که مربوط به آدرس آنها در برنامه که ماشین است
platonic cycle or year
مدت گردش اجرام آسمانی درهمه مدارهای خود و برگشت آنها بوضوح نخستین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com