Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
gimmick
اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
gimmicks
اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
Other Matches
skin game
قمار از روی تقلب
game of chance
بازی قمار
gaming
قمار بازی
gambling
قمار بازی
craps
نوعی بازی قمار باطاس
faro
نوعی بازی قمار شبیه بانک
underhand
حقه بازی تقلب و تزویر
To cheat at cards.
درقمار ( ورق بازی ) تقلب کردن
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a goal
یک بازی بردن
lemon
بردن بازی بیلیارد به روش اماتوری
lemons
بردن بازی بیلیارد به روش اماتوری
independence
بی نیازی ازدیگران
elusive
کسی که ازدیگران دوری میکند
paddles
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddling
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddle
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddled
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
outbrave
شجاعت بیشتری ازدیگران نشان دادن
kite
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
kites
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
distance
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distances
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
to secure a debtby a mortagage
با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
chain
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chains
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
sensor
وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
drencher
اسبابی که با ان دوابجانوران میخوارانند
aeroscope
اسبابی که غباروذرات هواراجمع میکنند
phonendoscope
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
hemacytometer
اسبابی برای شمارش گویچههای خون
metronomes
اسبابی که برای تعیین زمان دقیق
metronome
اسبابی که برای تعیین زمان دقیق
myocardiograph
اسبابی که حرکات قلب راترسیم میکند
inhalator
اسبابی که با ان بخاری رادرشش فرو برند
trigonometer
اسبابی که با ان سه گوشهای راست گوشه رامیسنجند
Viewdata
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
corer
اسبابی که سیب یامیوه دیگر راازتخمدان ان جدامیکند
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
turnspit
اسبابی که سیخ کباب را روی اتش میچرخاند
dichroscope
اسبابی برای ازمایش بلورهای دورنگ نما
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
dioptometer
اسبابی که قدرت تطابق وانکسار چشم را اندازه می گیرد
eidograph
اسبابی که بوسیله ان نقشه ایرابهرمقیاسی بخواهندبزرگ وکوچک میک
fanner
غربال یا اسبابی که اشغال وکاه را بوجاری میکند بادبزن
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
hazard
قمار
hazards
قمار
gambles
قمار
gambled
قمار
gambling
قمار
hazarded
قمار
gamble
قمار
hazarding
قمار
transmissions
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
transmission
سرایت اسبابی که بوسیله ان نیروی موتور اتومبیل بچرخهامنتقل میشود
humidistat
اسبابی برای تنظیم ونگاهداری درجه رطوبت درحد معینی
eudiometer
اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها بکارمیرود
gimbals
اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نماوچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
swing bar
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
skiascope
اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه
phonopore
اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
swing bell
اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
shell game
قمار با گردو
gambles
قمار کردن
die
بخت قمار
gamblers
قمار باز
gamble
قمار کردن
gaming house
قمار خانه
gambling house
قمار خانه
gambled
قمار کردن
crapping
نوعی قمار
crapped
نوعی قمار
hazardously
بطور قمار
crap
نوعی قمار
gamester
قمار باز
gambler
قمار باز
gamble away
قمار کردن
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
gimbal ring
اسبابی که برای ترازنگاهداشتن قطب نما وچیزهای دیگر در دریا بکارمیرود
panopticon
نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
respirator
اسبابی که به دهان و بینی می گذارند تا از استنشاق موادزیان اور جلوگیری کند
light trap
اسبابی که حائل نور بوده ولوازم عکاسی دران حرکت کند
respirators
اسبابی که به دهان و بینی می گذارند تا از استنشاق موادزیان اور جلوگیری کند
stakeholder
نگهدارنده بانک در قمار
piker
قمار بازکم جرات
gambing and betting
قمار و شرط بندی
satellitic
وابسته به قمار سیارات
roulette
اسباب قمار چرخان
gambled
شرط بندی کردن قمار
gambles
شرط بندی کردن قمار
cardsharp
برگ زن قمار باز متقلب
tombolas
نوعی قمار شبیه لوتو
tombola
نوعی قمار شبیه لوتو
roulette
رولت بارولت قمار کردن
gamble
شرط بندی کردن قمار
knavishness
تقلب
malversation
تقلب
forging
تقلب
cross
تقلب
fakement
تقلب
fakery
تقلب
falsification
تقلب
deceitfulness
تقلب
crosser
تقلب
crossest
تقلب
crosses
تقلب
deceit
تقلب
skullduggery
تقلب
deceptions
تقلب
skulduggery
تقلب
fraud
تقلب
deception
تقلب
slurs
تقلب
slurring
تقلب
slur
تقلب
slurred
تقلب
frauds
تقلب
cheating
تقلب
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
rip off
<idiom>
تقلب کردن
adulterating
تقلب کردن
prey on (upon)
<idiom>
تقلب کردن
frauds
تقلب کلاهبرداری
take someone for a ride
<idiom>
تقلب کردن
pull a fast one
<idiom>
تقلب کردن
sharpen
تقلب کردن
fraud
تقلب کلاهبرداری
sharpens
تقلب کردن
sharpened
تقلب کردن
square deal
تقلب نکردن
sharpening
تقلب کردن
cheating does not prosper
تقلب نتیجه
fraudulent bankruptcy
ورشکستگی به تقلب
price chiseling
تقلب در قیمت
by indirection
ازراه تقلب
fradulent bankruptey
ورشکستگی به تقلب
fradulent bankruptcy
ورشکستگی به تقلب
to chisel
تقلب کردن
adulterates
تقلب کردن
square deals
تقلب نکردن
presumption of fraud
احتمال تقلب
skin game
تقلب درقمار
adulterate
تقلب کردن
street betting
جرم قمار و شرط بندی درمعابر عمومی
gambled away
<adj.>
بوسیله قمار از دست داده
[اصطلاح روزمره]
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
nobbling
جرزدن تقلب کردن
To cheat in an examination.
درامتحان تقلب کردن
Cheating( fraud) does not pay ( prosper).
تقلب عاقبت ندارد
nobble
جرزدن تقلب کردن
fraudlessly
بدون حیله یا تقلب
dishonest
تقلب امیز دغل
nobbled
جرزدن تقلب کردن
gimmickry
وسایل اغفال یا تقلب
nobbles
جرزدن تقلب کردن
stake
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
in and in
مرتبا بطرف داخل یک نوع قمار چهار طاسی
staked
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stakes
شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
He has vowed not to gamble again.
پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
To stack the cards .
ورق زدن ( تقلب درقمار )
adulterant
مایه تقلب و فساد متقلب
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
پیش بردن جلو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
crawler
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous
داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
crawlers
وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
looped
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contentions
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
loops
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contention
وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
To swindle money out of somebody.
با تقلب پول از کسی گرفتن ( درآوردن )
device
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in
نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
devices
کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
simulate
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down
وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
simulates
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
daisy chain
روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
simulating
کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com