English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
also eligible اسبی که درصورت حذف یک اسب دیگر میتواند جای انرابگیرد
Other Matches
privileged مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
sleepers میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
sleeper میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
alternative چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
alternatives چیزی که میتواند جای چیز دیگر را بگیرد
daisy chain باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
chains باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chain باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
tasks جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
task جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
in the event of درصورت
failing درصورت کوتاهی از
failings درصورت کوتاهی از
gashing جای زخم درصورت
gashes جای زخم درصورت
blackheads جوش کوچک درصورت
blackhead جوش کوچک درصورت
gashed جای زخم درصورت
gash جای زخم درصورت
on the surface درصورت فاهر از بیرون
kelpie جن اسبی
kelpy جن اسبی
equine اسبی
horsey اسبی
horse car واگن اسبی
horsecar واگن اسبی
horse اسبی وابسته به اسب
to ride on a horse اسبی را سوار شدن
dragons گردان سوار اسبی
dragon گردان سوار اسبی
prancer اسبی که روی دو پا بلندمیشود
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
horseshoe magnet اهنربای نعل اسبی
to ride on a horse روی اسبی سوارشدن
horsehead nebula ابری کله اسبی
ponytails ارایش دم اسبی گیسو
ponytail ارایش دم اسبی گیسو
back-up اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
back up اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
maidens اسبی که هنوز برنده نشده
highweight اسبی که زیادترین وزن راگرفته
to put money on a horse روی اسبی گرو بستن
maiden اسبی که هنوز برنده نشده
stealer اسبی که بطور غیرمنتظره پیروز شده
to chant a horse بازبان بازی یاتعریف اسبی رافروختن
to p a vehicle or horse جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
daisy cutter اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
tramway واگن راه اهن برقی یا اسبی
flip-flopping قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flop قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopped قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
buyer's option to duble خیار مشتری در این که درصورت ترقی ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
seller's option to duble خیار بایع در مورد این که درصورت تنزل ارزش پول پیش از تسلیم مبیع
replication 1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
imperialism استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
albanega [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
war crimes اعمالی راگویند که اگر از سربازان یااتباع دشمن صادر شود درصورت اسیر شدن بخاطرارتکاب انها مجازات خواهندشد
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
green چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
greenest چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
contra preferentum rule درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
heir presumptive وارث درجه دوم که درصورت نبودن حخاجبی وارث میشوند وارث مقدر
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
cavalry سوار نظامی سوار اسبی
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
literate که میتواند بخواند
non volatile ما میتواند اطلاعات را برگرداند.
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
rising mine مینی که میتواند به سطح اب بیاید
detector وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
application years مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
detectors وسیلهای که میتواند تشخیص دهد
stated وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
world is one's oyster <idiom> هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
fields تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
state- وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
adders وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
dynamically مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
chip وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
adder وسیلهای که میتواند جمع و تفریق کند
field تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
stating وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
doubled دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
dynamic مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
doubled up دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
source کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
chips وسیلهای که میتواند صدا تولید کند
machines کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
fielded تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
machined کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
machine کامپیوتری که میتواند کد اصلی با کامپایل کند
answer/originate که میتواند داده دریافت یا ارسال کند
states وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
hydro airplane هواپیمایی که میتواند روی اب فرود اید
double دیسکی که میتواند اطلاعات را در هر دو سو ذخیره کند
smarting ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smart ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarter ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarted ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
smarts ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
scope محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
an economist of time کسی که میتواند در وقت صرفه جویی کند
smartest ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند
burn through range مسافتی که رادار در ان میتواند هدفها را کشف کند
bi fuel موتور حرارتی که میتواند بادو نوع سوخت
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
buckets فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
asr وسیله یا ترمینالی که میتواند اطلاعات را ارسال و دریافت کند
bi directional داده یا خط کنترلی که میتواند سیگنال ها را در دو جهت ارسال کند
failure متوسط زمان که یک وسیله بین دو قط عی میتواند کار کند
bucket فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
bounds محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
originate answer مدمی که میتواند هم پیامهارا تولید کرده و هم به انهاجواب دهد
failures متوسط زمان که یک وسیله بین دو قط عی میتواند کار کند
pickup field زمین باز بدون مانعی که هواپیما میتواند در ان فروداید
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
real income مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
microscopist کسیکه میتواند با ریز بین ازمایش هایی بکند
wryneck یکجور دارکوب که میتواند سرخود را دور شانه بگرداند
optical وسیلهای که میتواند نشانه ها یا خط وط به فرم خاص را تشخیص میدهد.
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
T link که میتواند داده تا چند مگابیت در ثانیه منتقل کند
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
lander فضاپیمایی که میتواند به ارامی روی سطح سیاره موردنظر بنشیند
expansion اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
fanning بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
unprotected بخشی از صفحه نمایش کامپیوتر که کاربر میتواند تغییر دهد
writes وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
fans بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
write وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
fanned بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fan بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
powering منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
dynamically ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
fusible link اتصال کوچک در یک PLA که میتواند وسیله را موقتا به برنامه وصل کند
perfectionists کسیکه معتقر است که انسان میتواند در اخلاق یا دیانت بحدکمال برسد
perfectionist کسیکه معتقر است که انسان میتواند در اخلاق یا دیانت بحدکمال برسد
parametric وسیلهای که میتواند سط وح فرکانس خاص را پیشبرد یا کاهش دهدار یک سیگنال صوتی
dynamic ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
ate که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
powered منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
colours کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
YMODEM بایت بلاک استفاده میکند و میتواند چندین فایل ارسال کند
integer basic نوعی زبان BASIC که میتواند تمام اعداد را موردپردازش قرار دهد
printed تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
powers منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
colour کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
usenet که هرکاربر میتواند پیامی بیفزاید یا به پیام دیگری چیزی اضافه کند
eighty column screen صفحه تصویری که میتواند هشت حرف را به صورت افق نمایش دهد
aggregates بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
print تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
analysis بررسی یک فرآیند یا سیستم برای اینکه آیا میتواند کاراتر باشد
meniscus سطح منحنی بالای ستونی ازمایع که میتواند محدب یامقعر باشد
productive مدت زمانی که یک کامپیوتر میتواند کارهای بدون خطا را انجام دهد
industrial union اتحادیهای که هر نوع کارگر بدون توجه به کارش میتواند در ان عضو باشد
prints تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند
aggregate بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
building block واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
alphanumeric عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد
building blocks واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
variable delivery pump پمپ سیالی که برونده ان میتواند مستقل از سرعت چرخش تغییر کند
debt limit حداکثر مبلغی که یک واحددولتی میتواند مدیون گردد وبیش از ان مجاز نیست
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
doubled درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
child یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
vab یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند یک سیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند
logic seeking چاپگری که میتواند اطلاع مورد نیاز را با کمترین جابجایی نوک تامین میکند
graphic تعداد پیکس هایی که کامپیوتر روی صفحه نمایش میتواند نشان دهد
fix فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
regional breakpoint نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
scalable font روش شرح نوشتار طوری که میتواند حروف با اندازههای مختلف ایجاد کند
double درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
reentrant روالی که میتواند توسط چندین برنامه مستقل بطورهمزمان بکار برده شوددرون رو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com