Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
ponies
اسب کوتاه وکوچک
pony
اسب کوتاه وکوچک
poney
اسب کوتاه وکوچک
Search result with all words
cutty stool
چهارپایه کوتاه وکوچک
tunicle
پوشش یاپیراهن کوتاه وکوچک
Other Matches
low level
مقام پست وکوچک
tarn
دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
rugulose
دارای چینهای فریف وکوچک
lymph nodule
غده ساده وکوچک لنفاوی
to fold up
تاه زدن وکوچک کردن پیچیدن
lovebird
طوطی سبز وکوچک مرغ عشق
hilum
چیز خیلی ریز وکوچک پیوندگاه گیاه
eidograph
اسبابی که بوسیله ان نقشه ایرابهرمقیاسی بخواهندبزرگ وکوچک میک
short lunge
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
to scrape down
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lazy tongs
چنگ کهای زبانه دار یا قلاب دار که بزرگ وکوچک میشودوبرای اویختن لباس وغیره بکارمیرود
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
pantywaist
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
short quard
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
pygmy
قد کوتاه
short
کوتاه
dumpy
کوتاه
pigmies
کوتاه
pigmies
قد کوتاه
pygmy
کوتاه
stockiest
کوتاه
pygmies
قد کوتاه
pygmies
کوتاه
succinct
کوتاه
stocky
کوتاه
little
کوتاه
stockier
کوتاه
synoptic
کوتاه
concise
کوتاه
stunt
کوتاه
low
کوتاه
stunts
کوتاه
curtal
کوتاه
stunting
کوتاه
dwarfish
کوتاه
puny
قد کوتاه
miniatures
کوتاه
miniature
کوتاه
shortest
کوتاه
concise
<adj.>
کوتاه
curt
<adj.>
کوتاه
fleeting
<adj.>
کوتاه
short
<adj.>
کوتاه
liliputian
قد کوتاه
of short duration
کوتاه
shorter
کوتاه
down
کوتاه
succinct
<adj.>
کوتاه
scut
دم کوتاه
bas relif
کوتاه
pigmy
قد کوتاه
pigmy
کوتاه
shortening
کوتاه شدگی
pygmies
ادم کوتاه قد
pygmy
ادم کوتاه قد
to look in
کوتاه کردن
aphorism
سخن کوتاه
idylls
قصیده کوتاه
pigmies
ادم کوتاه قد
steep taper
مخروط کوتاه
low
کوتاه دون
abbreviated
کوتاه شده
stichomythia
مکالمات کوتاه
poop
صدای کوتاه
spontoon
نیزه کوتاه
idyll
چکامه کوتاه
poops
صدای کوتاه
idyll
قصیده کوتاه
curt
کوتاه ومختصر
aphorisms
سخن کوتاه
shortened
کوتاه تر کردن
curtail
کوتاه کردن
curtailed
کوتاه کردن
curtailing
کوتاه کردن
curtails
کوتاه کردن
truncate
کوتاه کردن
formulating
کوتاه کردن
formulates
کوتاه کردن
formulated
کوتاه کردن
shortens
کوتاه کردن
shortens
کوتاه تر کردن
brief
کوتاه مختصر
briefed
کوتاه مختصر
briefer
کوتاه مختصر
to fall short
کوتاه امدن
briefest
کوتاه مختصر
to cut short
کوتاه کردن
formulate
کوتاه کردن
scurry
مسابقه کوتاه
scurrying
مسابقه کوتاه
lie down
استراحت کوتاه
lie-down
استراحت کوتاه
stag
کوتاه کردن
stags
کوتاه کردن
strop
طناب کوتاه
bas relief
برجسته کوتاه
bas-relief
برجسته کوتاه
scurries
مسابقه کوتاه
scurried
مسابقه کوتاه
clipping
کوتاه کردن
truncated
کوتاه کردن
truncates
کوتاه کردن
truncating
کوتاه کردن
bas-reliefs
برجسته کوتاه
conte
داستان کوتاه
escopet
قرابینه کوتاه
escopette
قرابینه کوتاه
short drop
دراپ کوتاه
short circuit
اتصال کوتاه
short burst
رگبار کوتاه
short brittle
شکننده- کوتاه
short blast
سوت کوتاه
short blast
بوق کوتاه
fubsy
کوتاه وکلفت
epigrammatical
کوتاه ونیشدار
easy term
کوتاه مدت
correption
کوتاه کردن
short return
برگشت کوتاه
short precision
دقت کوتاه
cutty sark
دامن کوتاه
cut off
کوتاه کردن
short period
دوره کوتاه
detruncate
کوتاه کردن
detruncation
کوتاه شدگی
draw in
کوتاه شدن
scutter
دو باگامهای کوتاه
razee
کوتاه کردن
playlet
نمایش کوتاه
morello
گیلاس دم کوتاه
manikin
ادم کوتاه قد
manakin
ادم کوتاه قد
intrim
کوتاه مدت
jog trot
یورتمه کوتاه
mackinaw
کت کوتاه و سنگین
knurly
کوتاه قد کوتوله
let us be brief
کوتاه کنیم
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
idyl
قصیده کوتاه
idyl
چکامه کوتاه
half pint
کوتاه تر از مقدارمتوسط
half timber
الوار کوتاه
piaffer
یورتمه کوتاه
hare sighted
کوتاه بین
hide bound
کوتاه فکر
one track
کوتاه فکر
novella
رمان کوتاه
novelet
داستان کوتاه
narrow minded
کوتاه نظر
lop sided
کوتاه و بلند
shortwave
موج کوتاه
shuffles
گام کوتاه
shuffling
گام کوتاه
short stories
داستان کوتاه
short story
داستان کوتاه
novelette
داستان کوتاه
novelettes
داستان کوتاه
term paper
رساله کوتاه
unabridged
کوتاه نشده
abridge
کوتاه کردن
shuffled
گام کوتاه
shuffle
گام کوتاه
shortening in
کوتاه کردن
short wave
موج کوتاه
short-wave
موج کوتاه
short haul
خط سیر کوتاه
short-haul
خط سیر کوتاه
short-circuit
اتصال کوتاه
short-circuits
اتصال کوتاه
short time
کوتاه مدت
short test bar
میله کوتاه
an incomprehensive report
گزارش کوتاه
bunny hop
پرش کوتاه
by pass
اتصال کوتاه
low frequency wave
موج کوتاه
short shunt
شنت کوتاه
short service line
خط سرویس کوتاه
chip shot
ضربه کوتاه
chitchat
صحبت کوتاه
chiton
قبای کوتاه
coatee
دامن کوتاه
britches
شلوار کوتاه
short splice
پیوند کوتاه
apophthegm
گفتار لب و کوتاه
short term
دوره کوتاه
basso relief
برجسته کوتاه
short term
کوتاه مدت
brachydactyly
کوتاه انگشتی
breeks
شلوار کوتاه
short run
کوتاه مدت
shortened
کوتاه کردن
wool of short staple
پشم نخ کوتاه
short-lists
فهرست کوتاه
tutu
دامن کوتاه
hidebound
کوتاه فکر
punches
کوتاه قطور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com