English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
exceptor استثنا کننده
Other Matches
exeptional استثنا
exception استثنا
exceptions استثنا
exclusiveness استثنا
exept استثنا کردن
with the exception of به استثنا به جزء
unexceptional بدون استثنا
exception handling استثنا گردانی
demurs استثنا قائل شدن تاخیر
demurring استثنا قائل شدن تاخیر
demur استثنا قائل شدن تاخیر
demurred استثنا قائل شدن تاخیر
to make an exception استثنا کردن یا قائل شدن
when, just for once, I ... اگر من یک بار به طور استثنا ...
The exception proves the rule. استثنا قاعده را ثابت میکند.
de minimis exception به خاطر جزئی بودن استثنا به حساب آمدن
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
bidders کننده
hoppers لی لی کننده
bidder کننده
bender خم کننده
benders خم کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
trackers پی کننده
hopper لی لی کننده
repudiationist رد کننده
squelcher له کننده
squasher له کننده
spurner رد کننده
prater پچ پچ کننده
fizzy کف کننده
prattfall پچ پچ کننده
fluxing oil اب کننده
jaberer پچ پچ کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
deletive حک کننده
renunciant کننده
puffer پف کننده
renunciant رد کننده
deflective کج کننده
catterer پچ پچ کننده
whisperer پچ پچ کننده
solver حل کننده
mitigative کم کننده
mitigatory کم کننده
fillets پر کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
filleting پر کننده
doer کننده
thinner کم کننده
doers کننده
surfy کف کننده
sensor حس کننده
tracker پی کننده
refuser رد کننده
percutient دق کننده
bandwidth یچ کننده
attenuant اب کننده
crepitant خش خش کننده
attacking تک کننده
filler پر کننده
skittish رم کننده
rebutter رد کننده
fillers پر کننده
swooner غش کننده
mumbler من من کننده
commulator یک سو کننده
crusher له کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
abjurer or abjuror کننده
noncommittal رد کننده
syncopator غش کننده
ear-splitting کر کننده
mauler له کننده
affronter توهین کننده
adopter قبول کننده
amender اصلاح کننده
adopter اختیار کننده
adopter اتخاذ کننده
retrocessive برگشت کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com