English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (2 milliseconds)
English Persian
transmutation of metals استحاله فلزات باعلم کیمیا کیمیاگری
Other Matches
metallography شرح فلزات بررسی در ساختمان درونی فلزات
base metal فلزات اصلی فلزات کم بها
base metals فلزات اصلی فلزات کم بها
elixirs کیمیا
rara avis کیمیا
philosophers' stone کیمیا
philosophers stone کیمیا
elixir کیمیا
alchemy علم کیمیا
hermetic art علم کیمیا
alkemi علم کیمیا
alchemy کیمیاگری
transmuted کیمیاگری کردن
aludel بوته کیمیاگری
transmute کیمیاگری کردن
transmutes کیمیاگری کردن
transmuting کیمیاگری کردن
alchemize کیمیاگری کردن
beakers فرف کیمیاگری لیوان ازمایشگاه
arcanum راز کیمیاگری داروی سری
beaker فرف کیمیاگری لیوان ازمایشگاه
white magic جادو گری بوسیله فرا خواندن فرشتگان کیمیا
transubstantiation استحاله
transmutation استحاله
transformation استحاله
permutation استحاله جایگشت
permutations استحاله جایگشت
reduces استحاله کردن
arthrosis استحاله مفصلی
reduce استحاله کردن
incommutable استحاله ناپذیر
reducing استحاله کردن
adulteration جعل و تزویر استحاله
reduction تحویل استحاله کاهش
reductions تحویل استحاله کاهش
adulterant پست تر کننده استحاله دهنده
wax رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxed رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxes رو به بدر رفتن استحاله یافتن
reduces استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
reducing استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
reduce استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
dioxide; metals دیاکسید-فلزات
cuttings براده فلزات
drillings براده فلزات
base metal فلزات بنیانی
coinage metals فلزات مسکوک
fineness عیار فلزات
post transition metals فلزات پس واسطه
metal physics فیزیک فلزات
whitesmith ابکار فلزات
scissel دم قیچی فلزات
base metals فلزات بنیانی
parting of metals تجزیه فلزات
noble metals فلزات نجیب
abrasive grit خرده فلزات
white bearing metals فلزات سفید یاطاقان
smeltery کارخانه ذوب فلزات
metal foundry ریخته گری فلزات
metallize روکش کردن با فلزات
non ferrous metal industry صنعت فلزات غیراهنی
melting pot دیگ ذوب فلزات
native metals فلزات خالص طبیعی
metallurgical engineering علم ذوب فلزات
narrow band filter صافی فلزات باریک
metllurgist متخصص ذوب فلزات
molten bath حمام ذوب فلزات
melting pots دیگ ذوب فلزات
burnisher الت پرداخت فلزات
metallurgy استخراج و ذوب فلزات
metal foulings خرده سوفاله فلزات
docimasy فن ازمایش فلزات ودواها
ferrous فلزات اهن دار
work hardening سخت کاری فلزات
bullion شمش فلزات با عیار معین
metallurgical وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
metallurgy فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
assays عیارگیری فلزات گران قیمت
cupellation گرفتن فلزات قیمتی از سرب
sullage مواد اضافی فلزات مذاب
metallurgists متخصص قال کردن فلزات
metallurgist متخصص قال کردن فلزات
pyrometallurgy استخراج فلزات در اثر حرارت
assay عیارگیری فلزات گران قیمت
electrometallurgy ذوب فلزات بوسیله برق
electro plating ابکاری فلزات به کمک برق
mills دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
founding علم ذوب وریختن فلزات
edging machine دستگاه خم کننده لبه فلزات
joming test ازمایش تعیین سختی فلزات
nonferrous غیراهنی فلزات غیر اهنی
mill دستگاهی که فلزات را تراش میدهد
metalline فلزی اغشته به نمک فلزات
tumbling barrel غلتک مخصوص صیقل فلزات
carats درجه خلوص فلزات پربها
carat درجه خلوص فلزات پربها
vicker's diamond hardness tester دستگاه ازمایش تعیین سختی فلزات
extrusion شکل دادن گرم یا سرد فلزات
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
necks کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
neck کم شدن ناگهانی مقاطع فلزات نرم
metallurgic وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
dross کف روی سطح فلزات مذاب مواد خارجی
snips قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
electrometallurgy صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
cold working property قابلیت عملیات شکل دهی وچکش کاری فلزات
picking پاک مردن سطح فلزات بوسیله محلولهای شیمیائی
die casting ریختن فلزات تحت فشار ریخته گری حدیدهای
flame cleaning تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
finery زر و زیور جامه پر زرق و برق کارخانه تصفیه فلزات
rivet test ازمایش تعیین مقاومت فلزات جهت ساختن میخ پرچ
drier ترکیباتی از فلزات که برای تسریع در خشک شدن رنگهابکار میرود
compass compensation تنظیم قطب نما از نظر اثر نیروی مغناطیسی فلزات مجاور
dispersion hardening سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
hand forming شکل دادن فلزات تورق پذیر باابزارهای دستی و بلوکهای دقیق
billon الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
passivating پوشاندن سطح فلزات با لایهای از مواد خنثی یا بی اثربرای جلوگیری از خوردگی الکتروشیمیائی
cold work عملیات شکل دادن و چکش کاری فلزات در حالت سرد ودر دماهای پایین
to anneal سخت کردن [روند گرمایش و سرمایش آهسته جهت سفت شدن و کاهش شکنندگی] [فلزات] [مهندسی]
crocus cloth پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
azoth جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
metallic thread نخ زربفت [اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com