English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English Persian
cube commpression strenght استحکام ریشهای
Other Matches
insulation strength استحکام ایزولاسیون استحکام عایق بندی استحکام عایق کاری
reserve factor نسبت استحکام واقعی یک سازه به کمترین استحکام لازم برای شرایط موردنظر
thematic ریشهای
filamentous ریشهای
filamentary ریشهای
fibroid ریشهای
fibrinous ریشهای
rooty ریشهای
fibrillar ریشهای
fibriform ریشهای
string ریشهای
comate ریشهای
root segment قطعه ریشهای
root graft پیوند ریشهای
filomentose ریشهای میله دار
radicals افراطی افراط گرا ریشهای
radical افراطی افراط گرا ریشهای
formidableness استحکام
consistency استحکام
substance استحکام
substances استحکام
reinforcement استحکام
resistance استحکام
rigidification استحکام
consistence استحکام
ridge bone استحکام
instable بی استحکام
solidification استحکام
strenght استحکام
rigidity استحکام
staying power استحکام
strength استحکام
strengths استحکام
fortifications استحکام
fortification استحکام
backbone استحکام
backbones استحکام
solidity استحکام
consistent استحکام
fortifiable قابل استحکام
impact strength استحکام برخورد
impact strength استحکام ضربهای
consistence ثبات استحکام
hot strength استحکام گرمایی
granite سختی استحکام
solidification انجماد استحکام
formidability استحکام بزرگی
stableness استواری استحکام
knot strength استحکام گره
initial strength استحکام اولیه
fatigue strength استحکام خستگی
buckling strength استحکام خمشی
high temperature strength استحکام حرارتی
tensile strength استحکام کششی
consolidation استحکام تحکیم
gritting استحکام نخاله
gritted استحکام نخاله
grit استحکام نخاله
fillers میله استحکام
filler میله استحکام
torsional strength استحکام پیچشی
transverse bending strength استحکام خمشی
coefficient of consolidation ضریب استحکام
strength properties خصوصیات استحکام
disruptive strength استحکام انقطاع
dielectric strength استحکام دی الکتریک
dielectric strength استحکام شکست
crimping groove شیار استحکام
strength ratio نسبت استحکام
stability استواری استحکام
compression strength استحکام فشاری
stability استحکام مقاومت
structrual stability استحکام ساختمانی
consistency ثبات استحکام
torsional rigidity استحکام در مقابل پیچش
ultimate strength مقاومت یا استحکام نهایی
torsional fatigue strength استحکام فرسودگی پیچشی
izod impact strength استحکام ضربه ایزوتوپ
artificial aging افزایش استحکام الومینیوم
tracking resistance استحکام جریان خزشی
high strength cast iron چدن با استحکام عالی
high strength steel فولاد با استحکام عالی
gussets بست استحکام خرپاها
gusset بست استحکام خرپاها
intrinsic fatigue strength استحکام فرسودگی ذاتی
epaulement استحکام موقتی جناحی مترس
serigraph استحکام سنج تار ابریشم
thermostability قابلیت استحکام در مقابل حرارت
serigraphy ازمایش استحکام تار ابریشم
ultimate tensile strength حد نهایی کشش و استحکام نخ [قبل از پاره شدن]
stringer قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringers قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
breastwork استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
beef up افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
overcasting شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
edge finish شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
box beam wing نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
bending fatigue strength مقاومت تناوبی خمش استحکام استانه خمش
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
over stretched wrap نخ چله بیش از حد کشیده شده [این حالت باعث کاهش استحکام نخ چله و همچنین کج بافی در فرش می گردد.]
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
sizing آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
retardation [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
cold strength استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com