English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English Persian
fine structure استخوانبندی فریف
Other Matches
thickest طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thick طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thicker طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
fabrics استخوانبندی
fabric استخوانبندی
timber framing استخوانبندی چوبی
unit structure استخوانبندی یکان
concrete structure ساختمان با استخوانبندی بتنی
wood frame construction ساختمان با استخوانبندی چوبی
elegant فریف
svelt فریف
subtile فریف
precieux فریف
chichi فریف
precieuse فریف
pindling فریف
mignon فریف
minikin فریف
fined فریف
fine فریف
finest فریف
delicate فریف
slender فریف
svelte فریف
fine structure ساختار فریف
high grade zink زینک فریف
hyperfine فوق فریف
in miniature بطور فریف
lenis رقیق فریف
tinnily بطور فریف
superfine بسیار فریف
airy-fairy فریف و لطیف
wiredrawn طویل و فریف
fine skill مهارت فریف
elegant style انشا فریف
aesthetic فریف طبع
aesthetically فریف طبع
sheer مستقیما فریف
quaint خیلی فریف
elegant maners اطوار فریف
fine boring سوراخکاری فریف
fine adjustment تنظیم فریف
serrulate دارای دندانههای فریف
capillaries فریف عروق شعریه
commercial light gage sheet ورق فریف تجارتی
nobby فریف خیلی شیک
capillary فریف عروق شعریه
finesse ضربه فریف و ماهرانه
serrulated دارای دندانههای فریف
fine motor skills مهارتهای حرکتی فریف
fine miscle movement حرکت فریف عضلانی
fine boring machine دستگاه مته فریف
sheer پارچه فریف حریری
supersubtle فوق العاده فریف
fretsaw اره فریف کاری
fret saw اره فریف کاری
finely بطورعالی یا فریف یا ریز
floc کلالهای ازرشتههای فریف
hyperfine structure ساختار فوق فریف
dainty هر چیز فریف و عالی
fimbrillate دارای ریشه فریف
davenport یکنوع میزتحریر فریف
edition de luxe چاپ فریف یا تجملی
rugulose دارای چینهای فریف وکوچک
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
wire gauze تور فریف سیم مانند
plumulate دارای پرهای فریف و ریز
penicillate دارای شبکه توری فریف
wirespun زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
in petto سری بصورت خیلی ریز و فریف
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
curvacious دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
cambric نوعی پارچه کتانی فریف قمیص
curvaceous دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
close grained دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
close grain دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
diatomite ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
iceneedle یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
bone china چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
crocus cloth پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
thumbnail نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnails نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com