English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
lachrymal استخوان اشکی چشم
Search result with all words
lacrimal کیسه اشک استخوان اشکی چشم
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
lachrymatory اشکی
lachrymal اشکی
lachrymose اشکی
lachrymals اندام های اشکی
lacrimal اشکی اشک اور
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
boning استخوان
fleshy بی استخوان
fleshiest بی استخوان
jawbone استخوان فک
jawbones استخوان فک
bone استخوان
bones استخوان
tarsus استخوان مچ پا
boned استخوان
fleshier بی استخوان
natchbone استخوان
osteotome استخوان بر
boneless بی استخوان
ossicle استخوان چه
shacklebone استخوان قاپ
skelton استخوان بندی
scroll bone استخوان فرفرهای
carpale استخوان مچ دست
shacklebone استخوان مچ دست
huckle bone استخوان چاربند
bone ache استخوان درد
reckets استخوان نرمی
breast bone استخوان سینه
calcaneum استخوان پاشنه
cannon bone استخوان ساق پا
huckle bone استخوان لگن
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
cariosity پوسیدگی استخوان
bonemeal آرد استخوان
spillikin ریزه استخوان
exostosis برامدگی استخوان
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
thighbone استخوان ران
dengue تب استخوان شکن
thigh bone استخوان ران
temporal bone استخوان گیجگاه
epiphysis شاخ استخوان
ethmoid استخوان غربالی
ungual bone استخوان ناخنی
talus استخوان قاپ
fish bone استخوان ماهی
frontal bone استخوان پیشانی
stapes استخوان رکابی
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
foot bone خرده استخوان پا
bonemeal استخوان کوبیده
bonemeal گرد استخوان
osteology استخوان شناسی
zygomatic استخوان گونه
ethmoid استخوان پرویزنی
osteography شرح استخوان ها
osteoid استخوان وار
occipital bone استخوان قمحدوه
navicular bone استخوان زورقی
ostosis استخوان سازی
palating استخوان کام
parietal استخوان اهیانه
merrythought استخوان جناغ
maxillary bone استخوان ارواره
pubis استخوان شرمگاه
malleus استخوان چکشی
orthopedics جراحی استخوان
os pubis استخوان شرمگاه
osteogenesis تشکیل استخوان
osteogenesis پیدایش استخوان
osteologist استخوان شناس
osteitis اماس استخوان
osteitis ورم استخوان
osteoma ورم استخوان
osteal شبیه استخوان
osteomalacia نرمی استخوان
osteomalacia ملاست استخوان
ossific استخوان ساز
malleolus استخوان غوزک
malar bone استخوان گونه
sacrum استخوان خاجی
hyperostosis برامدگی استخوان
scalping iron استخوان تراش
xyster استخوان تراش
hyoid bone استخوان لامی
the humeral bone استخوان عضد
the humeral bone استخوان بازو
humeeerus استخوان عضد
humeeerus استخوان بازو
ilium استخوان حرقفی
illium استخوان حرقفی
luxation در رفتگی استخوان
raspatory استخوان تراش
knucklebone استخوان قوزک
raspatory استخوان ساب
kneepan استخوان کشگک
reckets نرمی استخوان
reckets ملاست استخوان
innominate bone استخوان بی نام
incus استخوان سندانی
scaular استخوان شانه
To set a bone. استخوان جا انداختن
caries پوسیدگی استخوان
hammer استخوان چکشی
jawbones استخوان ارواره
jawbone استخوان ارواره
fractures شکستگی استخوان
fractured شکستگی استخوان
fracture شکستگی استخوان
hammered استخوان چکشی
hammers استخوان چکشی
hulking درشت استخوان
anvil استخوان سندانی
ossification تشکیل استخوان
kneecaps استخوان کشگک
kneecap استخوان کشگک
anvils استخوان سندانی
wishbone استخوان جناق
patellae استخوان کشکک
patella استخوان کشکک
frameworks استخوان بندی
hollownes پوکی استخوان
framework استخوان بندی
structuring استخوان بندی
structures استخوان بندی
wishbones استخوان جناق
boney استخوان دار
bony استخوان دار
marrows مغز استخوان
marrow مغز استخوان
bone marrow مغز استخوان
stirrups استخوان رکابی
ckeek bone استخوان گونه
stirrup استخوان رکابی
carcasses استخوان بندی
carcass استخوان بندی
carcases استخوان بندی
structure استخوان بندی
dislocation دررفتگی استخوان
aitch bone استخوان کفل
scapula استخوان کتف
zygomatic bone استخوان گونه
ankle bone استخوان قوزک
cheekbones استخوان گونه
cheekbone استخوان گونه
anklebone استخوان قوزک
anvil bone استخوان سندانی
cartilage نرمه استخوان
femurs استخوان ران
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
funny bones استخوان ارنج
pith مخ استخوان اهمیت
femora استخوان ران
carcse استخوان بندی
femur استخوان ران
carcass استخوان بندی
blade استخوان پهن
shoulder blades استخوان شانه
shoulder blade استخوان شانه
shinbone استخوان قلم پا
barebone استخوان خالی
scapulas استخوان کتف
skeleton استخوان بندی
skeletons استخوان بندی
fracturing شکستگی استخوان
baleen استخوان نهنگ
metacarpal استخوان کف دست
humeri استخوان بازو
rickety نرم استخوان
humeruses استخوان عضله
humeruses استخوان بازو
funny bone استخوان ارنج
humerus استخوان بازو
humerus استخوان عضله
humeri استخوان عضله
zygomatic استخوان قوس وجنه
phalange استخوان انگشت یاپنجه
osteoporosis پوکی استخوان [پزشکی]
osteoid استخوان مانند استخوانی
osteologic وابسته به استخوان شناسی
spare ribs گوشت دنده با استخوان
ankle joint قوزک [استخوان بندی]
submaxilla وابسته به استخوان فک پایین
splint bone استخوان ساق نازک نی
scapular استخوان سرشانه کتف
short ribs گوشت با استخوان دنده
tarsal مچ پایی استخوان قوزک پا
charnel-house [انبار استخوان مردگان]
pertrosal bone استخوان سنگی یاحجری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com